واژگان غذا و نوشیدنی و سفارش دادن در رستوران
منبع: https://rasanika.com
یادگیری واژگان غذا و نوشیدنی یکی از کاربردیترین بخشهای آموزش زبان انگلیسی است؛ زیرا تقریباً در هر سفر، مهمانی، خرید روزانه یا حضور در رستوران به این واژگان نیاز پیدا میکنیم. حتی اگر در سطح مقدماتی یا A2 زبان انگلیسی باشید، با یاد گرفتن چند گروه واژگان پرکاربرد و تعدادی جمله ساده میتوانید منوی رستوران را بهتر بخوانید، درباره غذای مورد علاقه خود صحبت کنید، از گارسون سؤال بپرسید و سفارش خود را با اعتمادبهنفس ثبت کنید.
برای صحبت درباره غذا فقط دانستن نام خوراکیها کافی نیست. شما باید بتوانید نوع غذا، روش پخت، طعم، مقدار، مواد تشکیلدهنده و ترجیحات خود را نیز توضیح دهید. همچنین در یک مکالمه واقعی در رستوران، ممکن است لازم باشد میز رزرو کنید، درباره قیمت یا مواد غذایی سؤال بپرسید، درخواست تغییر در سفارش داشته باشید یا در پایان صورتحساب بخواهید.
در این مقاله مهمترین واژگان غذاها به انگلیسی، نوشیدنیها، وعدههای غذایی، روشهای پخت، طعمها و جملههای ضروری برای مکالمه رستوران انگلیسی را بهصورت مرحلهبهمرحله یاد میگیرید.
وعدههای غذایی به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای هر وعده غذایی واژه مشخصی وجود دارد. شناخت این واژهها برای صحبت درباره برنامه روزانه، عادتهای غذایی و سفارش غذا ضروری است.
واژه انگلیسی | معنی فارسی | مثال |
Breakfast | صبحانه | I eat breakfast at seven. |
Lunch | ناهار | We usually have lunch at work. |
Dinner | شام | What do you want for dinner? |
Snack | میانوعده | I need a small snack. |
Brunch | وعده بین صبحانه و ناهار | We had brunch on Sunday. |
Meal | وعده غذایی | This is a healthy meal. |
واژه have در انگلیسی برای صحبت درباره خوردن وعدههای غذایی بسیار رایج است. برای مثال:
I have breakfast at 8.
We have lunch together.
She is having dinner now.
در این جملهها فعل have به معنی «خوردن» یا «صرف کردن» است، نه صرفاً «داشتن».
برای سؤال درباره وعدههای غذایی نیز میتوان از ساختارهای زیر استفاده کرد:
What do you usually have for breakfast?
What did you have for lunch?
Are you ready for dinner?
Do you eat snacks between meals?
جمله اول یعنی «معمولاً برای صبحانه چه میخوری؟» و یکی از رایجترین سؤالها در مکالمات روزمره است.
واژگان صبحانه به انگلیسی
صبحانه در کشورهای مختلف میتواند شامل خوراکیهای متفاوتی باشد، اما واژههای زیر در بسیاری از منوها و مکالمات روزمره دیده میشوند.
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Bread | نان |
Toast | نان تست |
Butter | کره |
Cheese | پنیر |
Egg | تخممرغ |
Boiled egg | تخممرغ آبپز |
Fried egg | تخممرغ نیمرو |
Scrambled eggs | تخممرغ همزده |
Omelet / Omelette | املت |
Jam | مربا |
Honey | عسل |
Cereal | غلات صبحانه |
Oatmeal | اوتمیل، جو دوسر پخته |
Yogurt | ماست |
Pancake | پنکیک |
Sausage | سوسیس |
Bacon | بیکن |
Fruit | میوه |
برای سفارش صبحانه میتوانید بگویید:
I’d like two boiled eggs, please.
Can I have toast with butter and jam?
I’ll have an omelet with cheese.
Do you have pancakes?
I’d like a bowl of oatmeal.
عبارت I’d like شکل کوتاهشده I would like است و یکی از مودبانهترین و طبیعیترین ساختارها برای سفارش دادن محسوب میشود.
نام انواع گوشت و پروتئین به انگلیسی
گوشت و منابع پروتئینی معمولاً بخش اصلی بسیاری از غذاهای رستورانی هستند. درک این واژگان به شما کمک میکند مواد تشکیلدهنده غذا را بهتر تشخیص دهید.
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Beef | گوشت گاو |
Lamb | گوشت بره |
Chicken | مرغ |
Turkey | بوقلمون |
Pork | گوشت خوک |
Fish | ماهی |
Seafood | غذاهای دریایی |
Shrimp | میگو |
Prawn | میگو |
Salmon | ماهی سالمون |
Tuna | ماهی تن |
Steak | استیک |
Meat | گوشت |
Minced meat | گوشت چرخکرده |
Sausage | سوسیس |
Beans | لوبیا |
Lentils | عدس |
تفاوت meat و beef مهم است. واژه meat مفهوم کلی گوشت را میرساند، اما beef مشخصاً به گوشت گاو گفته میشود.
در رستوران ممکن است سؤالهای زیر را بشنوید:
Would you like chicken or beef?
Does this dish contain meat?
Is the soup made with chicken?
What kind of fish is this?
اگر گوشت مصرف نمیکنید، میتوانید بگویید:
I don’t eat meat.
I’m vegetarian.
Do you have any vegetarian dishes?
Is this dish suitable for vegetarians?
سبزیجات به انگلیسی
نام سبزیجات در منوهای سالاد، سوپ، پاستا، پیتزا و غذاهای اصلی بسیار دیده میشود.
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Potato | سیبزمینی |
Tomato | گوجهفرنگی |
Onion | پیاز |
Garlic | سیر |
Carrot | هویج |
Cucumber | خیار |
Lettuce | کاهو |
Cabbage | کلم |
Mushroom | قارچ |
Pepper | فلفل |
Bell pepper | فلفل دلمهای |
Corn | ذرت |
Peas | نخودفرنگی |
Spinach | اسفناج |
Eggplant | بادمجان |
Broccoli | بروکلی |
Cauliflower | گلکلم |
Green beans | لوبیا سبز |
برای توضیح مواد داخل غذا میتوان از ساختار with استفاده کرد:
Rice with vegetables
Chicken with mushrooms
Pasta with tomato sauce
Salad with cucumber and lettuce
اگر نمیخواهید مادهای داخل غذای شما باشد، از عبارت without استفاده کنید:
A burger without onions, please.
Can I have the salad without cheese?
I’d like the pizza without mushrooms.
Please make it without garlic.
میوهها به انگلیسی
میوهها ممکن است بهعنوان دسر، میانوعده، آبمیوه یا بخشی از سالاد سرو شوند.
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Apple | سیب |
Banana | موز |
Orange | پرتقال |
Lemon | لیمو |
Lime | لیموترش سبز |
Strawberry | توتفرنگی |
Cherry | گیلاس |
Grape | انگور |
Watermelon | هندوانه |
Melon | خربزه یا ملون |
Peach | هلو |
Pear | گلابی |
Pineapple | آناناس |
Mango | انبه |
Pomegranate | انار |
Blueberry | بلوبری |
Raspberry | تمشک |
Coconut | نارگیل |
برای صحبت درباره میوه مورد علاقه خود میتوانید بگویید:
My favorite fruit is mango.
I like strawberries.
I don’t like sour oranges.
This fruit salad is fresh.
Would you like some watermelon?
توجه کنید که بعضی نامهای میوه در حالت کلی قابل شمارش هستند. برای مثال میگوییم:
an apple
two bananas
three oranges
اما وقتی درباره میوه بهعنوان یک ماده غذایی یا طعم صحبت میکنیم، ممکن است بدون حرف تعریف استفاده شود:
I like apple juice.
This cake has banana in it.
غذاهای اصلی و خوراکیهای رایج به انگلیسی
در منوی رستورانها معمولاً غذاها به چند بخش تقسیم میشوند. غذاهای اصلی ممکن است شامل انواع برنج، پاستا، گوشت، مرغ، ماهی یا غذاهای گیاهی باشند.
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Rice | برنج |
Pasta | پاستا |
Noodles | نودل |
Soup | سوپ |
Salad | سالاد |
Sandwich | ساندویچ |
Burger | برگر |
Pizza | پیتزا |
Fried chicken | مرغ سوخاری |
Grilled chicken | مرغ گریلشده |
Roast chicken | مرغ بریان |
Steak | استیک |
Kebab | کباب |
Curry | خوراک کاری |
Stew | خورش |
Mashed potatoes | پوره سیبزمینی |
French fries | سیبزمینی سرخکرده |
Baked potato | سیبزمینی تنوری |
Grilled vegetables | سبزیجات گریلشده |
برای معرفی غذای مورد علاقه خود میتوانید از جملههای زیر استفاده کنید:
My favorite food is pizza.
I really like grilled chicken.
I usually eat rice with fish.
I don’t eat fast food very often.
This restaurant serves traditional food.
واژه dish نیز در مکالمات رستوران بسیار پرکاربرد است. این واژه معمولاً به یک غذای آماده یا یک مورد مشخص در منو اشاره دارد.
This is a popular dish.
What is your favorite dish?
Which dish do you recommend?
Is this dish spicy?
پیشغذا، غذای اصلی و دسر
ساختار منوی بسیاری از رستورانها شامل پیشغذا، غذای اصلی، مخلفات و دسر است.
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Appetizer | پیشغذا |
Starter | پیشغذا |
Main course | غذای اصلی |
Side dish | غذای جانبی یا دورچین |
Dessert | دسر |
Sauce | سس |
Dressing | سس سالاد |
Bread basket | سبد نان |
Soup of the day | سوپ روز |
Special | غذای ویژه |
واژههای starter و appetizer تقریباً معنای مشابهی دارند. Starter در انگلیسی بریتانیایی و appetizer در انگلیسی آمریکایی رایجتر است.
نمونه جمله:
What would you like as a starter?
I’ll have the soup as a starter.
For the main course, I’d like the grilled fish.
Does the main course come with a side dish?
What do you have for dessert?
عبارت come with یعنی «همراه چیزی سرو شدن».
Does the burger come with fries?
This meal comes with a salad.
The steak comes with vegetables.
نوشیدنیها به انگلیسی
نوشیدنیها بخش مهمی از هر سفارش در کافه یا رستوران هستند. بهتر است علاوه بر نام نوشیدنیها، واژگان مربوط به دما، اندازه و نحوه سرو را نیز یاد بگیرید.
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Water | آب |
Still water | آب بدون گاز |
Sparkling water | آب گازدار |
Mineral water | آب معدنی |
Tea | چای |
Coffee | قهوه |
Milk | شیر |
Juice | آبمیوه |
Orange juice | آب پرتقال |
Apple juice | آب سیب |
Soft drink | نوشابه |
Soda | نوشابه |
Lemonade | لیموناد |
Hot chocolate | هات چاکلت |
Milkshake | میلکشیک |
Smoothie | اسموتی |
در رستوران ممکن است گارسون بپرسد:
What would you like to drink?
Would you like still or sparkling water?
Can I get you something to drink?
Would you like ice with that?
پاسخهای مناسب:
Just water, please.
I’d like a glass of orange juice.
Can I have a cup of coffee?
I’ll have sparkling water.
No ice, please.
A little ice, please.
واحدها و ظرفهای رایج برای غذا و نوشیدنی
در انگلیسی بعضی خوراکیها و نوشیدنیها با ظرف یا واحد مشخصی بیان میشوند. استفاده صحیح از این واژهها باعث میشود سفارش شما طبیعیتر باشد.
ساختار | معنی |
A glass of water | یک لیوان آب |
A cup of tea | یک فنجان چای |
A mug of coffee | یک ماگ قهوه |
A bottle of water | یک بطری آب |
A can of soda | یک قوطی نوشابه |
A bowl of soup | یک کاسه سوپ |
A plate of rice | یک بشقاب برنج |
A slice of bread | یک برش نان |
A piece of cake | یک تکه کیک |
A bowl of salad | یک کاسه سالاد |
مثال:
Can I have a bottle of water?
We’d like two cups of tea.
I ordered a bowl of soup.
She had a piece of chocolate cake.
Could we get another plate, please?
روشهای پخت غذا به انگلیسی
روش پخت غذا میتواند در انتخاب شما بسیار مهم باشد. برای مثال ممکن است غذای گریلشده را به غذای سرخشده ترجیح دهید یا بخواهید تخممرغ شما آبپز باشد.
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Fried | سرخشده |
Grilled | گریلشده |
Boiled | آبپز |
Baked | پختهشده در فر |
Roasted | بریان یا برشتهشده |
Steamed | بخارپز |
Raw | خام |
Cooked | پخته |
Barbecued | کبابشده |
Smoked | دودی |
Mashed | لهشده |
Stuffed | شکمپر |
این صفتها معمولاً پیش از نام غذا قرار میگیرند:
fried fish
grilled chicken
boiled potatoes
steamed vegetables
baked bread
roasted meat
در مورد استیک ممکن است از شما پرسیده شود که میزان پخت آن چگونه باشد.
عبارت | میزان پخت |
Rare | کمپخت |
Medium rare | کمی بیشتر از کمپخت |
Medium | متوسط |
Medium well | تقریباً کاملاً پخته |
Well done | کاملاً پخته |
نمونه مکالمه:
How would you like your steak?
Medium, please.
Would you like it well done?
Yes, well done, please.
طعمها و ویژگیهای غذا به انگلیسی
برای توصیف غذا باید بتوانید درباره طعم، بو، دما و کیفیت آن صحبت کنید.
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Sweet | شیرین |
Salty | شور |
Sour | ترش |
Bitter | تلخ |
Spicy | تند |
Hot | داغ یا تند، بسته به جمله |
Mild | ملایم و کمادویه |
Delicious | خوشمزه |
Tasty | خوشطعم |
Fresh | تازه |
Crispy | ترد |
Soft | نرم |
Creamy | خامهای |
Juicy | آبدار |
Dry | خشک |
Cold | سرد |
Warm | گرم |
Greasy | چرب |
Healthy | سالم |
Unhealthy | ناسالم |
تفاوت hot و spicy اهمیت زیادی دارد. واژه hot میتواند به دمای بالا یا طعم تند اشاره کند، اما spicy مشخصاً به غذایی گفته میشود که ادویه زیادی دارد یا تند است.
The soup is very hot.
سوپ خیلی داغ است.This curry is very spicy.
این کاری خیلی تند است.
برای بیان نظر درباره غذا میتوانید بگویید:
The food is delicious.
This soup is too salty.
The chicken is a little dry.
The salad tastes fresh.
The sauce is quite spicy.
The cake is too sweet for me.
عبارت too نشان میدهد مقدار یک ویژگی بیشتر از حد مطلوب است.
too salty
too sweet
too hot
too cold
too spicy
در مقابل، very فقط شدت را بیان میکند و لزوماً معنای منفی ندارد.
very tasty
very fresh
very spicy
very sweet
واژگان مهم منوی رستوران
هنگام خواندن منو، شناخت چند واژه کلیدی باعث میشود سریعتر تصمیم بگیرید.
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Menu | منو |
Order | سفارش |
Price | قیمت |
Ingredient | ماده تشکیلدهنده |
Portion | مقدار یا حجم یک وعده |
Small | کوچک |
Medium | متوسط |
Large | بزرگ |
Regular | معمولی |
Extra | اضافه |
Special | ویژه |
Available | موجود |
Sold out | تمامشده |
Homemade | خانگی |
Traditional | سنتی |
Local | محلی |
Vegetarian | گیاهی یا مناسب گیاهخواران |
Vegan | کاملاً گیاهی |
Gluten-free | بدون گلوتن |
Dairy-free | بدون لبنیات |
اگر غذایی موجود نباشد، ممکن است کارکنان رستوران بگویند:
I’m sorry, that dish is sold out.
We don’t have that today.
It isn’t available at the moment.
در چنین شرایطی میتوانید بپرسید:
What do you recommend instead?
What else do you have?
Can I order something similar?
Is the chicken available?
ورود به رستوران و درخواست میز
مکالمه رستوران انگلیسی معمولاً از لحظه ورود آغاز میشود. ممکن است رزرو داشته باشید یا بخواهید بدون رزرو میز بگیرید.
جملههای کاربردی:
A table for two, please.
We need a table for four.
Do you have a table available?
I have a reservation.
I have a reservation under the name Reza.
We don’t have a reservation.
Can we sit by the window?
Is there a table outside?
Could we have a quiet table?
عبارت a table for two یعنی «یک میز برای دو نفر». به همین شکل میتوان گفت:
a table for three
a table for five
a table for six
نمونه مکالمه:
Host: Good evening. Do you have a reservation?
Customer: No, we don’t. Do you have a table for two?
Host: Yes. Would you like to sit inside or outside?
Customer: Inside, please.
در این مکالمه، host یا hostess فردی است که در ورودی رستوران از مشتری استقبال میکند و میز را نشان میدهد.
درخواست منو و زمان برای انتخاب غذا
پس از نشستن، ممکن است لازم باشد منو بخواهید یا برای انتخاب غذا زمان بیشتری درخواست کنید.
Could we see the menu, please?
Can I have a menu?
Do you have an English menu?
Could we have a few more minutes?
We’re not ready to order yet.
I need a little more time.
We’re ready to order.
عبارت Are you ready to order? یکی از رایجترین جملههایی است که گارسون استفاده میکند.
پاسخهای مناسب:
Yes, we’re ready.
Not yet, thank you.
Could you give us a few more minutes?
I think we’re ready now.
واژه waiter به گارسون مرد و waitress به گارسون زن اشاره دارد، اما در انگلیسی امروزی واژه server نیز بسیار رایج است و برای هر دو جنس به کار میرود.
سؤال درباره منو و مواد تشکیلدهنده
گاهی نام غذا برای شما آشنا نیست یا نمیدانید داخل آن چه موادی وجود دارد. در این شرایط بهتر است قبل از سفارش سؤال بپرسید.
What is this dish?
What’s in this dish?
What are the ingredients?
Does it contain meat?
Does this soup have cream in it?
Is there any cheese in this salad?
Is this dish spicy?
Is it suitable for children?
Is this vegetarian?
Is this gluten-free?
How big is the portion?
برای پرسیدن درباره مواد غذایی میتوان از contain، have یا be made with استفاده کرد.
Does it contain nuts?
Does it have garlic?
Is it made with milk?
Is the sauce made with cheese?
این جملهها برای افرادی که حساسیت غذایی دارند بسیار مهم هستند:
I’m allergic to nuts.
I have a seafood allergy.
I can’t eat dairy products.
Does this contain peanuts?
Please make sure there are no nuts in my food.
درخواست پیشنهاد از گارسون
اگر نمیدانید چه غذایی انتخاب کنید، میتوانید از گارسون پیشنهاد بخواهید.
What do you recommend?
What’s your most popular dish?
What is today’s special?
Which dish is good?
What would you recommend for someone who likes spicy food?
Which dessert do you recommend?
Is the grilled fish popular?
نمونه پاسخ گارسون:
I recommend the grilled chicken.
The steak is very popular.
Today’s special is mushroom soup.
Our seafood pasta is excellent.
If you like spicy food, try the chicken curry.
ساختار I recommend برای پیشنهاد دادن به کار میرود. همچنین ممکن است از فعل suggest استفاده شود:
I suggest the grilled salmon.
I’d suggest the vegetable soup.
سفارش غذا به انگلیسی
برای سفارش دادن، چند ساختار مودبانه و رایج وجود دارد. بهتر است بهجای جملههای دستوری مانند Give me a burger از عبارتهای محترمانهتر استفاده کنید.
ساختار | کاربرد |
I’d like… | مودبانه و بسیار رایج |
I’ll have… | طبیعی و رایج در رستوران |
Can I have…? | درخواست دوستانه |
Could I have…? | درخواست مودبانهتر |
I’d like to order… | اعلام مستقیم سفارش |
مثال:
I’d like the chicken soup, please.
I’ll have the steak.
Can I have a cheese burger?
Could I have the grilled vegetables?
I’d like to order the fish and rice.
برای سفارش چند مورد:
We’d like two soups and one salad.
I’ll have the chicken, and my friend will have the fish.
Can we have one large pizza and two drinks?
We’d like to share a salad.
در پایان سفارش معمولاً میتوان گفت:
That’s all, thank you.
That’s everything for now.
Nothing else, thanks.
We may order dessert later.
تغییر دادن یا شخصیسازی سفارش
ممکن است بخواهید مادهای حذف شود، سس جداگانه سرو شود یا مقدار چیزی تغییر کند.
No onions, please.
Without cheese, please.
Can I have it without mayonnaise?
Could you put the sauce on the side?
Can I have extra cheese?
I’d like a little more rice.
Please don’t make it too spicy.
Can you make it less salty?
Could I have fries instead of salad?
Can I change the side dish?
عبارت on the side یعنی مادهای جدا از غذای اصلی سرو شود.
Dressing on the side, please.
Can I have the sauce on the side?
ساختار instead of به معنی «بهجای» است:
Rice instead of fries, please.
Can I have vegetables instead of potatoes?
I’d like tea instead of coffee.
درخواست وسایل و خدمات بیشتر
در طول غذا خوردن ممکن است به قاشق، چنگال، دستمال یا آب بیشتری نیاز داشته باشید.
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Spoon | قاشق |
Fork | چنگال |
Knife | چاقو |
Plate | بشقاب |
Bowl | کاسه |
Glass | لیوان |
Cup | فنجان |
Napkin | دستمال سفره |
Straw | نی |
Tray | سینی |
Chopsticks | چاپاستیک |
Salt | نمک |
Pepper | فلفل |
Ketchup | سس کچاپ |
Mayonnaise | سس مایونز |
جملههای کاربردی:
Could I have another fork?
Can we have some more water?
Could you bring us a few napkins?
May I have a spoon?
Can I get some salt and pepper?
Could we have an extra plate?
Can I have a straw, please?
برای صدا زدن گارسون بهتر است از عبارتهای مودبانه استفاده کنید:
Excuse me.
Excuse me, could you help us?
Sorry, could we have some water?
فریاد زدن واژه waiter در بسیاری از موقعیتها مودبانه تلقی نمیشود.
وقتی سفارش اشتباه است
گاهی غذای اشتباهی برای شما آورده میشود یا سفارش مطابق درخواست شما نیست. بهتر است مشکل را محترمانه و واضح توضیح دهید.
Excuse me, this isn’t what I ordered.
I ordered the chicken, not the fish.
I asked for no onions.
This dish is cold.
My order hasn’t arrived yet.
We’re still waiting for our drinks.
I think there’s a mistake.
Could you check our order, please?
Can you replace this, please?
نمونه مکالمه:
Customer: Excuse me, I think there’s a mistake.
Server:
I’m sorry. What seems to be the problem?
Customer:
I ordered the vegetable pasta, but this has chicken in it.
Server:
I’m very sorry. I’ll replace it right away.
عبارت What seems to be the problem? یعنی «مشکل چیست؟» و در موقعیتهای خدماتی بسیار رایج است.
تعریف کردن از غذا یا بیان نارضایتی
پس از چشیدن غذا میتوانید نظر خود را بیان کنید.
برای تعریف کردن:
This is delicious.
The food is excellent.
Everything tastes great.
The steak is cooked perfectly.
I really like the sauce.
This is one of the best dishes I’ve tried.
Please give my compliments to the chef.
برای بیان مشکل:
The food is too salty.
This soup is cold.
The meat is undercooked.
The rice is too dry.
This isn’t very fresh.
The dish is much too spicy for me.
I’m sorry, but I can’t eat this.
واژه undercooked یعنی غذایی که بهاندازه کافی پخته نشده است. در مقابل، overcooked یعنی بیش از حد پختهشده.
The chicken is undercooked.
The pasta is overcooked.
The steak is cooked perfectly.
سفارش دسر و نوشیدنی پس از غذا
پس از غذای اصلی، گارسون ممکن است درباره دسر یا نوشیدنی گرم سؤال کند.
Would you like to see the dessert menu?
Would you like anything for dessert?
Can I get you some coffee or tea?
Would you like anything else?
پاسخهای مناسب:
Yes, could we see the dessert menu?
I’d like a piece of chocolate cake.
We’ll share the cheesecake.
Just coffee for me, please.
No dessert, thank you.
Nothing else, thanks.
واژگان رایج دسر:
واژه انگلیسی | معنی فارسی |
Cake | کیک |
Chocolate cake | کیک شکلاتی |
Cheesecake | چیزکیک |
Ice cream | بستنی |
Fruit salad | سالاد میوه |
Pudding | پودینگ |
Pie | پای |
Cookie | کوکی |
Brownie | براونی |
Custard | کرم کاستارد |
برای پرسیدن درباره طعم بستنی میتوان گفت:
What flavors do you have?
Do you have vanilla ice cream?
I’d like two scoops of chocolate ice cream.
واژه scoop واحدی رایج برای بستنی است.
درخواست صورتحساب و پرداخت
پس از پایان غذا باید صورتحساب بخواهید. واژه bill در انگلیسی بریتانیایی و check در انگلیسی آمریکایی رایجتر است.
Could we have the bill, please?
Can I get the check, please?
We’re ready to pay.
Can we pay by card?
Do you accept cash?
Can we pay separately?
Could you split the bill?
Is service included?
Can I leave a tip by card?
عبارت split the bill یعنی تقسیم کردن مبلغ صورتحساب بین چند نفر.
Can we split the bill?
We’d like to pay separately.
I’ll pay for everyone.
This is on me.
عبارت This is on me یعنی «مهمان من هستید» یا «من حساب میکنم».
نمونه مکالمه:
Customer: Excuse me, could we have the bill, please?
Server: Of course. Would you like to pay together or separately?
Customer: Separately, please. Can we pay by card?
Server: Yes, certainly.
تفاوت اسمهای قابل شمارش و غیرقابل شمارش در موضوع غذا
در زبان انگلیسی بعضی خوراکیها قابل شمارش و بعضی غیرقابل شمارش هستند. این موضوع بر انتخاب واژههایی مانند a، an، some، many و much تأثیر میگذارد.
اسمهای قابل شمارش:
an apple
two eggs
three sandwiches
a tomato
four bottles
اسمهای غیرقابل شمارش:
water
rice
bread
cheese
milk
sugar
meat
نمیگوییم a rice یا two breads، مگر اینکه منظور نوع یا واحد خاصی باشد. برای بیان مقدار، از واحد استفاده میکنیم:
a bowl of rice
a slice of bread
a piece of cheese
a glass of milk
a bottle of water
برای درخواست مقدار نامشخص از some استفاده میشود:
Can I have some water?
I’d like some bread.
Could we have some more rice?
Do you want some cheese?
در جملههای منفی و سؤالی، any نیز رایج است:
Do you have any vegetarian food?
Is there any milk in this?
We don’t have any orange juice.
I don’t want any sugar.
استفاده از some، any، much و many
واژه many با اسمهای قابل شمارش و much با اسمهای غیرقابل شمارش استفاده میشود.
How many eggs do you want?
How many bottles of water do we need?
How much rice would you like?
How much sugar is in this drink?
در مکالمات روزمره، a lot of هم برای اسمهای قابل شمارش و هم غیرقابل شمارش کاربرد دارد:
This dish has a lot of vegetables.
There is a lot of cheese on the pizza.
We ordered a lot of food.
He drinks a lot of coffee.
برای مقدار کم:
a little water
a little salt
a few tomatoes
a few fries
A little با اسم غیرقابل شمارش و a few با اسم قابل شمارش میآید.
I’d like a little milk in my coffee.
Can I have a few more napkins?
Add a little pepper.
We need a few plates.
صحبت درباره عادتها و ترجیحات غذایی
برای معرفی سبک تغذیه و علاقههای خود میتوانید از فعلهای like، love، prefer، eat و drink استفاده کنید.
I like Italian food.
I love spicy dishes.
I don’t like seafood.
I prefer tea to coffee.
I usually eat a light breakfast.
I rarely drink soft drinks.
I never eat fast food.
I often cook at home.
ساختار prefer A to B برای بیان ترجیح استفاده میشود:
I prefer rice to bread.
I prefer grilled food to fried food.
She prefers tea to coffee.
همچنین میتوانید بگویید:
I’d rather have chicken.
I’d rather not eat dessert.
I’d rather sit outside.
عبارت I’d rather یعنی «ترجیح میدهم».
مکالمه کامل سفارش غذا در رستوران
در مکالمه زیر بیشتر عبارتهای کاربردی این مقاله در یک موقعیت واقعی استفاده شدهاند.
Server: Good evening. Welcome to Green Garden Restaurant. Do you have a reservation?
Customer:
No, we don’t. Do you have a table for two?
Server:
Yes, we do. Would you like to sit inside or outside?
Customer:
Outside, please.
Server:
Certainly. Here are your menus. Can I get you something to drink?
Customer:
Yes, we’d like two bottles of still water, please.
Server:
Of course. Are you ready to order, or do you need a few minutes?
Customer:
We need a few more minutes, please.
چند دقیقه بعد:
Server: Are you ready to order now?
Customer: Yes. What do you recommend?
Server: The grilled chicken and the seafood pasta are both very popular.
Customer: Is the seafood pasta spicy?
Server: It’s a little spicy, but we can make it mild.
Customer: Great. I’ll have the seafood pasta, please.
Server: And for you?
Second customer: I’d like the grilled chicken. Does it come with fries?
Server: It comes with rice or fries.
Second customer: I’ll have rice, please. And no onions in the salad.
Server: No problem. Would you like anything else?
Customer: That’s all for now, thank you.
پس از غذا:
Server: How was everything?
Customer: It was delicious, thank you.
Server: Would you like to see the dessert menu?
Customer: No, thank you. Could we have the bill, please?
Server: Certainly. Would you like to pay together or separately?
Customer: Together, please. Can we pay by card?
Server: Yes, of course.
این گفتوگو نشان میدهد که برای سفارش غذا نیازی به جملههای پیچیده نیست. عبارتهای کوتاه، روشن و مودبانه معمولاً کاملاً کافی هستند.
اشتباهات رایج هنگام سفارش غذا به انگلیسی
یکی از اشتباهات رایج استفاده از فعل want به شکل مستقیم و بدون عبارت مودبانه است. جمله I want a coffee از نظر دستوری درست است، اما در رستوران ممکن است کمی خشک یا دستوری به نظر برسد. گزینههای طبیعیتر عبارتاند از:
I’d like a coffee.
Can I have a coffee?
I’ll have a coffee.
اشتباه دیگر استفاده نادرست از نامهای غیرقابل شمارش است.
نادرست:
I want a bread.
Give me two waters.
I’d like a rice.
طبیعیتر:
I’d like some bread.
Can we have two bottles of water?
I’d like a bowl of rice.
البته در بعضی رستورانها ممکن است کارکنان از عبارتی مانند two waters بهصورت محاورهای استفاده کنند؛ اما برای زبانآموز سطح A2 بهتر است از ساختار کاملتر استفاده شود.
اشتباه بعدی مربوط به کاربرد hot است. این واژه ممکن است هم به معنی «داغ» و هم به معنی «تند» باشد. برای جلوگیری از سوءتفاهم بهتر است برای طعم تند از spicy استفاده کنید.
Is the food spicy?
Is the soup hot?
همچنین برخی زبانآموزان برای درخواست صورتحساب از عبارت Give me the bill استفاده میکنند. این جمله دستوری است. شکل مودبانهتر چنین است:
Could I have the bill, please?
Can we get the check, please?
جملههای ضروری برای موقعیتهای مختلف رستوران
در جدول زیر مهمترین جملههای مورد نیاز از ورود تا پرداخت آورده شدهاند.
موقعیت | جمله کاربردی |
درخواست میز | A table for two, please. |
اعلام رزرو | I have a reservation. |
درخواست منو | Could we see the menu, please? |
زمان بیشتر | Could we have a few more minutes? |
سفارش غذا | I’d like the grilled chicken. |
سفارش نوشیدنی | Can I have a glass of water? |
سؤال درباره مواد | What’s in this dish? |
پرسیدن درباره تندی | Is this dish spicy? |
حذف یک ماده | No onions, please. |
تغییر دورچین | Can I have rice instead of fries? |
درخواست پیشنهاد | What do you recommend? |
اعلام مشکل | This isn’t what I ordered. |
درخواست آب بیشتر | Could we have some more water? |
درخواست دسر | Could we see the dessert menu? |
درخواست صورتحساب | Could we have the bill, please? |
پرداخت جداگانه | Can we pay separately? |
پرداخت با کارت | Can I pay by card? |
چگونه واژگان غذا و رستوران را بهتر یاد بگیریم؟
برای یادگیری این واژگان، حفظ کردن فهرستهای طولانی بهتنهایی کافی نیست. بهتر است کلمات را در گروههای مرتبط و داخل جمله یاد بگیرید. برای مثال، بهجای حفظ جداگانه واژههای chicken، grilled و salad، ترکیب کامل زیر را تمرین کنید:
grilled chicken with salad
یا بهجای حفظ واژه bill، جمله کامل زیر را چند بار تکرار کنید:
Could we have the bill, please?
خواندن منوهای انگلیسی نیز تمرین بسیار مفیدی است. هنگام دیدن هر غذا تلاش کنید مواد تشکیلدهنده، روش پخت و طعم احتمالی آن را توضیح دهید. برای مثال:
This is grilled fish with rice and vegetables.
It looks healthy and fresh.
It may be a little spicy.
تمرین گفتوگو نقش مهمی در یادگیری مکالمه رستوران انگلیسی دارد. میتوانید یک بار نقش مشتری و بار دیگر نقش گارسون را اجرا کنید. در نقش مشتری سفارش دهید، سؤال بپرسید و صورتحساب بخواهید. در نقش گارسون نیز درباره نوشیدنی، غذای اصلی و دسر سؤال کنید.
یک روش مؤثر دیگر، نوشتن سفارش فرضی است. تصور کنید وارد رستورانی شدهاید و میخواهید برای خود و دوستتان غذا سفارش دهید. سپس جملههایی مانند نمونه زیر بنویسید:
We’d like a table for two.
I’ll have the vegetable soup.
My friend would like the grilled chicken.
Can we have two glasses of water?
Could we have the bill, please?
با تکرار این جملهها، ساختارهای کاربردی بهتدریج در ذهن شما تثبیت میشوند و هنگام مکالمه واقعی سریعتر به یاد میآیند.
جمعبندی
واژگان غذا و نوشیدنی از مهمترین موضوعات در زبان انگلیسی سطح A2 هستند و در موقعیتهای روزمره کاربرد فراوانی دارند. برای برقراری یک مکالمه موفق در رستوران باید نام وعدههای غذایی، خوراکیها، نوشیدنیها، روشهای پخت، طعمها و وسایل روی میز را بشناسید. در کنار واژگان، یادگیری جملههای مودبانهای مانند I’d like، Can I have و Could we have اهمیت زیادی دارد.
در یک رستوران انگلیسیزبان، معمولاً لازم است بتوانید میز درخواست کنید، منو بخواهید، درباره مواد تشکیلدهنده سؤال بپرسید، سفارش خود را تغییر دهید، مشکل احتمالی را توضیح دهید و در پایان صورتحساب بخواهید. بیشتر این موقعیتها با چند جمله کوتاه و ساده مدیریت میشوند.
بهتر است واژهها را نه بهصورت جداگانه، بلکه همراه با ترکیبها و جملههای واقعی تمرین کنید. عبارتهایی مانند grilled chicken، a glass of water، without onions و Could we have the bill, please? بسیار کاربردیتر از فهرستهای پراکنده واژگان هستند. با تمرین منظم این ساختارها، میتوانید در رستوران، کافه یا هنگام سفر، سفارش خود را روشن، طبیعی و مؤدبانه بیان کنید.


