کاربرد پیشرفته حروف تعریف؛ موارد حذف یا استفاده از the
منبع: https://rasanika.com
در سطوح مقدماتی زبان انگلیسی معمولاً قانون حروف تعریف ساده به نظر میرسد: a/an برای اسم مفرد نامعین و the برای چیزی که مشخص است. اما هرچه زبانآموز به سطح B2، C1 و بالاتر نزدیک میشود، مشخص میشود که انتخاب میان the و «حذف حرف تعریف» یا zero article فقط به مشخص یا نامشخص بودن اسم محدود نیست.
در انگلیسی پیشرفته، استفاده از the به این بستگی دارد که گوینده تصور میکند شنونده تا چه اندازه میتواند مرجع اسم را شناسایی کند، اسم در جمله چه معنایی دارد، درباره یک مفهوم کلی صحبت میکنیم یا یک نمونه مشخص، اسم چه نوعی است و حتی در چه ساختار یا عبارت ثابتی قرار گرفته است.
به همین دلیل دو جمله ممکن است تقریباً از کلمات یکسانی تشکیل شده باشند، اما حضور یا حذف the معنای آنها را تغییر دهد:
Children go to school.
کودکان به مدرسه میروند؛ یعنی برای تحصیل.The parents went to the school.
والدین به ساختمان یا محل مشخص مدرسه رفتند.
درک چنین تفاوتهایی یکی از مهمترین مراحل تسلط بر حروف تعریف انگلیسی در سطح پیشرفته است. در ادامه، مهمترین موارد استفاده از the، شرایط حذف آن و تفاوتهای معنایی ظریفی را بررسی میکنیم که معمولاً در متون و مکالمات سطح C1 دیده میشوند.
اصل اساسی: چه زمانی از the استفاده میکنیم؟
مهمترین مفهوم پشت the این است که گوینده انتظار دارد شنونده بتواند بفهمد دقیقاً درباره چه شخص، شیء، مکان یا مفهومی صحبت میشود.
به عبارت دیگر، the معمولاً به معنی «آن مورد مشخصی که هر دو میدانیم کدام است» عمل میکند.
برای مثال:
Could you close the window?
اگر در اتاق فقط یک پنجره وجود داشته باشد یا از موقعیت مشخص باشد که منظور کدام پنجره است، استفاده از the طبیعی است.
اما مشخص بودن همیشه به معنی «قبلاً ذکر شدن» نیست. گاهی اطلاعات موجود در موقعیت، دانش عمومی یا عبارت بعد از اسم باعث میشود مرجع اسم قابل شناسایی باشد.
برای نمونه:
The woman standing by the door is my manager.
ممکن است قبلاً درباره آن زن صحبت نکرده باشیم، اما عبارت standing by the door مشخص میکند منظور کدام زن است.
بنابراین بهتر است به جای حفظ کردن قانون «بار دوم از the استفاده میکنیم»، این سؤال را از خود بپرسیم:
آیا شنونده میتواند بفهمد دقیقاً منظور من کدام مورد است؟
اگر پاسخ مثبت باشد، احتمال استفاده از the زیاد است.
استفاده از the برای چیزی که قبلاً معرفی شده است
یکی از آشناترین کاربردهای the زمانی است که یک اسم ابتدا با a/an معرفی شده و سپس دوباره به همان مورد اشاره میشود.
I saw a man outside the building. The man was carrying a large suitcase.
در جمله اول، مرد هنوز برای شنونده ناشناخته است؛ بنابراین میگوییم a man. در جمله دوم، اکنون مشخص است درباره کدام مرد صحبت میکنیم؛ در نتیجه the man به کار میرود.
همین الگو در متنهای طولانی اهمیت زیادی دارد:
We stayed in a small hotel near the station. The hotel had recently been renovated.
استفاده صحیح از حروف تعریف در چنین مواردی به انسجام متن کمک میکند و نشان میدهد یک اسم جدید معرفی شده یا به مرجعی قبلی بازمیگردیم.
زمانی که موقعیت، اسم را مشخص میکند
گاهی لازم نیست اسم قبلاً ذکر شده باشد، زیرا موقعیت به تنهایی آن را مشخص میکند.
فرض کنید دو نفر در یک اتاق هستند:
Turn off the light, please.
از نظر تئوری ممکن است میلیونها چراغ در جهان وجود داشته باشد، اما در این موقعیت هر دو نفر میدانند منظور کدام چراغ است.
نمونههای مشابه:
Open the door.
Where's the bathroom?
I'll wait in the car.
Can you answer the phone?
در این مثالها، the بر اساس دانش مشترک و شرایط مکالمه استفاده شده است، نه لزوماً به دلیل اینکه اسم قبلاً ذکر شده باشد.
استفاده از the وقتی عبارت بعدی اسم را مشخص میکند
گاهی اسم در ابتدا عمومی به نظر میرسد، اما یک عبارت اضافه، عبارت حرف اضافه یا جمله موصولی آن را مشخص میکند.
مقایسه کنید:
Books can be expensive.
اینجا منظور کتابها بهطور کلی است؛ بنابراین the حذف شده است.
اما:
The books on the top shelf are expensive.
عبارت on the top shelf گروه خاصی از کتابها را مشخص کرده است.
مثالهای دیگر:
The people who attended the meeting received an email.
The information you gave me was extremely useful.
The end of the movie was unexpected.
The roof of our house needs repairing.
نکته مهم این است که وجود یک عبارت پس از اسم بهتنهایی استفاده از the را الزامی نمیکند. آن عبارت باید اسم را به اندازه کافی محدود و مشخص کند.
برای مثال:
People with good communication skills are often effective managers.
در اینجا people with good communication skills هنوز یک طبقه عمومی از افراد است، نه افراد مشخصی که گوینده و شنونده بتوانند آنها را شناسایی کنند. بنابراین the ضروری نیست.
تفاوت اسم کلی و اسم مشخص؛ مهمترین نکته در حذف the
یکی از اصلیترین دلایل حذف the در انگلیسی، صحبت کردن درباره یک مفهوم یا گروه بهطور کلی است.
اسمهای جمع قابل شمارش و اسمهای غیرقابل شمارش در معنای کلی معمولاً بدون حرف تعریف میآیند.
معنای کلی | معنای مشخص |
|---|---|
Books are useful. | The books on my desk are useful. |
Water is essential for life. | The water in this bottle is cold. |
Technology changes rapidly. | The technology used in this device is impressive. |
Children need attention. | The children in this class need attention. |
Music can affect our mood. | The music they were playing was too loud. |
این تفاوت در سطح پیشرفته بسیار مهم است، زیرا استفاده اشتباه از the میتواند یک مفهوم عمومی را ناخواسته به گروهی خاص محدود کند.
مقایسه کنید:
Life is unpredictable.
یعنی زندگی بهطور کلی غیرقابل پیشبینی است.
اما:
The life he lived was extraordinarily difficult.
اینجا درباره زندگی مشخص یک فرد صحبت میکنیم.
همچنین:
Education is important.
آموزش بهطور کلی مهم است.
اما:
The education she received prepared her well for the job.
آموزشی که آن فرد دریافت کرده مشخص شده است.
اسمهای انتزاعی و تفاوت معنای عمومی و خاص
اسمهای انتزاعی مانند love, freedom, happiness, knowledge, education, history, society معمولاً زمانی که درباره مفهوم کلی آنها صحبت میکنیم بدون the میآیند.
Knowledge is power.
Freedom is important to everyone.
History can teach us valuable lessons.
Happiness means different things to different people.
اما اگر همان اسم محدود یا مشخص شود، the میتواند لازم باشد:
The knowledge required for this position is highly specialized.
The freedom we enjoy should not be taken for granted.
The history of the region is extremely complex.
بنابراین نباید قانونی مانند «قبل از اسمهای انتزاعی the نمیآید» را مطلق در نظر گرفت. نوع معنایی که اسم در جمله پیدا میکند تعیینکننده است.
اسمهای غیرقابل شمارش چه زمانی the میگیرند؟
اسمهای غیرقابل شمارش مانند information, advice, money, traffic, furniture, research, equipment در معنای عمومی معمولاً بدون حرف تعریف استفاده میشوند.
Information is easy to access nowadays.
Money cannot solve every problem.
Research takes time.
اما وقتی درباره مقدار یا نمونه مشخصی صحبت میکنیم، the کاملاً طبیعی است:
The information in this report is outdated.
The money you gave me is still in my wallet.
The research conducted by the university attracted international attention.
پس غیرقابل شمارش بودن یک اسم مانع استفاده از the نیست. فقط استفاده از a/an با بسیاری از این اسمها ممکن نیست.
استفاده از the با چیزهای منحصربهفرد
اگر در یک بافت مشخص فقط یک نمونه از چیزی وجود داشته باشد، معمولاً the استفاده میشود.
نمونههای شناختهشده:
the sun
the moon
the sky
the world
the universe
the environment
برای مثال:
The sun was setting behind the mountains.
We need to protect the environment.
با این حال، «منحصربهفرد بودن» همیشه جهانی نیست. ممکن است چیزی فقط در یک محیط خاص منحصربهفرد باشد:
I spoke to the manager.
اگر در آن شرکت یا فروشگاه فقط یک مدیر موردنظر وجود داشته باشد، the manager طبیعی است.
The kitchen is downstairs.
در یک خانه مشخص، آشپزخانه برای گوینده و شنونده قابل شناسایی است.
به همین دلیل مفهوم «قابل شناسایی بودن» از قانون ساده «فقط یکی وجود دارد» دقیقتر است.
کاربرد the با صفات عالی و اعداد ترتیبی
صفات عالی معمولاً با the استفاده میشوند:
This is the best solution.
She is the most experienced member of the team.
It was the worst decision we could have made.
اعداد ترتیبی نیز معمولاً همین الگو را دارند:
the first time
the second chapter
the third floor
the final stage
برای مثال:
This is the first time I've visited Scotland.
همچنین کلماتی مانند only, same اغلب اسم را به یک مورد مشخص محدود میکنند:
She was the only person who knew the answer.
We made the same mistake twice.
البته برخی ساختارهای ثابت میتوانند رفتار متفاوتی داشته باشند، اما در کاربرد معمول، ترکیبهای the only و the same بسیار رایجاند.
استفاده از the قبل از صفات برای اشاره به یک گروه
در انگلیسی میتوان از ساختار the + adjective برای اشاره به گروهی از مردم استفاده کرد.
برای مثال:
the rich
the poor
the elderly
the unemployed
the homeless
the young
مثال:
The rich are not necessarily happier than the poor.
The elderly may require additional support.
این ساختار معمولاً معنای جمع دارد. بنابراین فعل نیز معمولاً جمع است:
The unemployed are facing increasing financial pressure.
نه:
The unemployed is...
همچنین این ساختار معمولاً برای یک فرد استفاده نمیشود. مثلاً برای اشاره به «یک فرد ثروتمند» بهتر است بگوییم:
a wealthy person
نه:
a rich
کاربرد the برای اشاره به یک طبقه یا گونه کامل
گاهی اسم مفرد همراه با the نماینده یک گونه، اختراع یا طبقه کامل میشود. این کاربرد بیشتر در سبک رسمی یا علمی دیده میشود.
The tiger is an endangered species.
منظور یک ببر خاص نیست، بلکه گونه ببر است.
The computer has transformed modern communication.
اینجا the computer میتواند به کامپیوتر بهعنوان یک اختراع یا فناوری اشاره کند.
The telephone changed the way people communicated.
با این حال در انگلیسی امروزی، استفاده از جمع بدون حرف تعریف اغلب طبیعیتر است:
Tigers are endangered.
Computers have transformed modern communication.
هر دو ساختار ممکن است درست باشند، اما لحن و زاویه نگاه آنها متفاوت است. the + singular noun معمولاً رسمیتر است و یک طبقه را به شکل مفهومی واحد ارائه میکند.
استفاده از the با نام کشورهای خاص
نام بیشتر کشورها بدون the استفاده میشود:
France
Germany
Italy
Japan
China
Brazil
Iran
Canada
مثال:
She moved to Canada last year.
اما برخی نام کشورها به دلیل ساختار خود the میگیرند، بهخصوص نامهایی که شامل واژههایی مانند States, Kingdom, Republic, Emirates هستند:
the United States
the United Kingdom
the United Arab Emirates
the Czech Republic
همچنین برخی نامهای جغرافیایی که ماهیت جمع دارند با the استفاده میشوند:
the Netherlands
the Philippines
بنابراین نباید تصور کرد که حرف تعریف صرفاً بر اساس «کشور بودن» حذف یا اضافه میشود؛ ساختار نام جغرافیایی اهمیت دارد.
کاربرد the با نامهای جغرافیایی
یکی از بخشهایی که بیشترین اشتباه را ایجاد میکند، استفاده از the با نامهای جغرافیایی است.
بهطور کلی الگوهای زیر بسیار مهماند:
معمولاً با the | معمولاً بدون the |
|---|---|
رودخانهها: the Nile | شهرها: London |
دریاها: the Mediterranean | کشورها: Spain |
اقیانوسها: the Atlantic | قارهها: Asia |
رشتهکوهها: the Alps | کوه منفرد: Mount Everest |
گروه جزایر: the Canary Islands | جزیره منفرد: Sicily |
بیابانها: the Sahara | دریاچههای دارای نام: Lake Victoria |
مناطق جغرافیایی خاص: the Middle East | خیابانهای بسیاری: Oxford Street |
برای مثال:
They crossed the Atlantic by ship.
She spent two weeks in Asia.
We could see Mount Everest in the distance.
They went skiing in the Alps.
یکی از روشهای کاربردی یادگیری این بخش، توجه به مفهوم «مجموعه» است. رشتهکوهها و گروه جزایر معمولاً شامل چند عضو هستند و اغلب the میگیرند، در حالی که یک کوه یا جزیره منفرد معمولاً بدون the استفاده میشود.
تفاوت school و the school؛ وقتی حذف the معنای جمله را تغییر میدهد
یکی از پیشرفتهترین کاربردهای حروف تعریف زمانی دیده میشود که برخی مکانها بدون the به «کارکرد اصلی و نهادی» خود اشاره میکنند.
مقایسه کنید:
Tom is at school.
یعنی تام در مدرسه حضور دارد و در نقش معمول دانشآموز است.
اما:
Tom's mother is at the school.
یعنی مادر تام در محل یا ساختمان مدرسه است؛ احتمالاً برای ملاقات، جلسه یا کار دیگری.
این تفاوت برای چند اسم مهم دیده میشود:
بدون the | با the |
|---|---|
at school = در مدرسه بهعنوان دانشآموز | at the school = در ساختمان مدرسه |
in prison = زندانی بودن | in the prison = داخل ساختمان زندان |
in bed = در بستر بودن | on/in the bed = روی/در تخت مشخص |
at university = دانشجو بودن | at the university = حضور در دانشگاه مشخص |
in church = حضور در مراسم/فضای مذهبی | in the church = داخل ساختمان کلیسا |
مثال:
He spent five years in prison.
یعنی او زندانی بود.
اما:
A journalist interviewed him in the prison.
اینجا توجه بر مکان فیزیکی زندان است.
مثال دیگر:
The children are in bed.
یعنی کودکان خوابیدهاند یا برای خواب به بستر رفتهاند.
اما:
The cat is sleeping on the bed.
اینجا یک تخت فیزیکی مشخص منظور است.
این تفاوت نشان میدهد حذف the همیشه صرفاً یک مسئله دستوری نیست؛ گاهی مستقیماً معنای اسم را تغییر میدهد.
hospital؛ تفاوت مهم میان انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی
کلمه hospital نمونهای مهم از تفاوت میان گونههای انگلیسی است.
در انگلیسی بریتانیایی، وقتی شخصی بهعنوان بیمار در بیمارستان بستری است، معمولاً میتوان گفت:
She is in hospital.
اما اگر منظور ساختمان بیمارستان باشد:
I went to the hospital to visit her.
در انگلیسی آمریکایی، the hospital حتی برای بیمار نیز بسیار رایج است:
She is in the hospital.
بنابراین در سطح پیشرفته باید علاوه بر دستور زبان، تفاوتهای منطقهای را نیز در نظر گرفت.
حذف the قبل از home, work و bed
برخی اسمها در عبارتهای رایج بدون حرف تعریف استفاده میشوند:
go home
be at home
go to work
be at work
go to bed
مثال:
I usually go to work at eight.
She stayed at home yesterday.
It's late. I'm going to bed.
نمیگوییم:
go to the home
وقتی منظور «رفتن به خانه خود» است.
اما اگر home به یک مکان یا مؤسسه مشخص اشاره کند، the ممکن است ظاهر شود:
They visited the children's home.
یا اگر درباره یک محل کار مشخص بهعنوان ساختمان صحبت کنیم:
I left my phone at the office.
در اینجا office مکان مشخصی است و استفاده از the طبیعی است.
وسایل حملونقل؛ by car اما in the car
برای بیان شیوه حملونقل بعد از by معمولاً حرف تعریف حذف میشود:
by car
by bus
by train
by plane
by bicycle
مثال:
We travelled by train.
اما اگر درباره وسیله نقلیه مشخص صحبت کنیم، the یا یک تعیینکننده دیگر به کار میرود:
We left our bags on the train.
She was waiting in the car.
تفاوت این دو ساختار را میتوان اینگونه درک کرد:
by train درباره «روش سفر» است.
on the train درباره «یک قطار مشخص» است.
همین تفاوت در بسیاری از ترکیبهای انگلیسی دیده میشود: وقتی اسم بخشی از یک عبارت عملکردی و کلی است، ممکن است حرف تعریف حذف شود؛ اما وقتی همان اسم به شیء یا مکان مشخصی اشاره میکند، the بازمیگردد.
وعدههای غذایی و حذف حرف تعریف
نام وعدههای غذایی معمولاً بدون the استفاده میشود:
We had breakfast at seven.
Lunch is ready.
They invited us to dinner.
اما اگر درباره یک وعده مشخص صحبت کنیم یا آن را با توضیحی محدود کنیم، the میتواند استفاده شود:
The dinner we had last night was excellent.
I really enjoyed the breakfast served at the hotel.
بنابراین:
Dinner is at eight.
اما:
The dinner they prepared for us was unforgettable.
زبانها و رشتههای تحصیلی معمولاً بدون the
نام زبانها معمولاً بدون the میآید:
She speaks English fluently.
I'm learning German.
Arabic is spoken in many countries.
رشتههای تحصیلی و حوزههای علمی نیز غالباً همین رفتار را دارند:
He studies economics.
Physics was my favourite subject.
She teaches history.
اما اگر اسم به یک نمونه یا حوزه محدودشده اشاره کند، استفاده از the ممکن است درست باشد:
The English used in legal documents can be difficult to understand.
اینجا درباره زبان انگلیسی بهطور کلی صحبت نمیکنیم، بلکه منظور نوع خاصی از انگلیسی است.
همچنین:
The history of the twentieth century is full of dramatic events.
در این جمله history با عبارت of the twentieth century محدود شده است.
نام بیماریها و کاربرد متفاوت حروف تعریف
نام بسیاری از بیماریها بدون the استفاده میشود:
She has diabetes.
He was diagnosed with cancer.
Malaria remains a serious problem in some regions.
اما برخی بیماریها و مشکلات جسمی در کاربرد متعارف ممکن است با the دیده شوند، بهویژه در عبارتهای سنتیتر مانند:
the flu
the measles
برای مثال:
I've got the flu.
از طرف دیگر، در نام بسیاری از بیماریهای جدید یا اصطلاحات پزشکی معمولاً حرف تعریف استفاده نمیشود، مگر آنکه ساختار جمله دلیل مستقلی برای مشخص بودن اسم ایجاد کند.
اعضای بدن و استفاده از the به جای صفت ملکی
در برخی ساختارها، بهخصوص وقتی فردی تحت تأثیر یک عمل قرار میگیرد، انگلیسی میتواند از the قبل از عضو بدن استفاده کند:
He grabbed me by the arm.
She kissed him on the cheek.
The ball hit him in the face.
در فارسی ممکن است ترجمه طبیعی با «دستم»، «گونهاش» یا «صورتش» انجام شود، اما انگلیسی در این ساختارها اغلب از:
preposition + the + body part
استفاده میکند.
مقایسه کنید:
He raised his hand.
در اینجا his طبیعی است، زیرا خود فرد دستش را بالا برده است.
اما:
She took him by the hand.
این ساختار اصطلاحی با the hand رایجتر است.
نام افراد معمولاً بدون the است، اما همیشه نه
نام اشخاص بهطور معمول بدون حرف تعریف استفاده میشود:
David called me yesterday.
Maria works in finance.
اما اگر اسم خانوادگی به کل خانواده اشاره کند، معمولاً از the + surname + s استفاده میشود:
the Smiths
the Johnsons
مثال:
The Smiths have lived here for twenty years.
همچنین the میتواند زمانی ظاهر شود که درباره نسخه یا جنبه خاصی از یک فرد صحبت میکنیم:
The John I knew at university was much more relaxed.
معنای جمله این است: «آن جانِی که من در دانشگاه میشناختم».
یا:
This isn't the Sarah I remember.
در چنین مواردی نام شخص بهصورت مفهومی محدود شده و the نقش مشخصکننده پیدا کرده است.
عنوان افراد؛ President یا the president؟
وقتی عنوان مستقیماً قبل از نام شخص قرار میگیرد، معمولاً the حذف میشود:
President Lincoln
Professor Smith
Doctor Williams
اما وقتی عنوان بهتنهایی به فرد مشخصی اشاره میکند، the معمولاً استفاده میشود:
The president addressed the nation.
I spoke to the professor after class.
مقایسه کنید:
Professor Adams gave the lecture.
The professor gave the lecture.
همچنین پس از برخی افعالی که بیانگر انتخاب یا انتصاب هستند، عنوان شغلی ممکن است بدون حرف تعریف بیاید:
They elected him president.
She was appointed chair of the committee.
در این ساختارها president و chair نقش یا سمت را بیان میکنند، نه یک اسم مشخص عادی.
نام سازمانها، هتلها، روزنامهها و مؤسسات
قانون واحدی برای تمام نامهای خاص وجود ندارد. برخی نامها با the و برخی بدون آن استفاده میشوند و در بسیاری از موارد باید شکل رسمی نام را یاد گرفت.
نام بسیاری از شرکتها بدون the میآید:
Microsoft
Samsung
اما نام بعضی سازمانها یا مؤسساتی که ساختار توصیفی دارند با the استفاده میشود:
the United Nations
the World Bank
the European Union
نام بسیاری از روزنامهها نیز the دارند:
the Times
the Guardian
در مورد ساختمانها، موزهها، هتلها و مکانهای فرهنگی نیز the بسیار رایج است، خصوصاً وقتی نام ساختاری توصیفی دارد.
نکته کاربردی این است که نامهای خاص را همیشه نمیتوان فقط بر اساس یک قانون دستوری پیشبینی کرد. گاهی شکل استاندارد یک نام باید همراه با حرف تعریف آن یاد گرفته شود.
کاربرد the با نام موسیقی و سازها
در آموزش سنتی گرامر معمولاً گفته میشود نام سازهای موسیقی بعد از فعل play با the میآید:
She plays the piano.
He is learning the guitar.
این ساختار همچنان کاملاً استاندارد و رایج است.
اما در برخی سبکهای امروزی، بهویژه در گفتار و برخی گونههای انگلیسی، استفاده بدون the نیز ممکن است شنیده شود. با این حال برای زبانآموزی که به دنبال ساختار استاندارد و مطمئن است، شکلهای play the piano, play the violin و play the guitar انتخاب مناسبی هستند.
در مقابل، نام ورزشها بدون the میآید:
play football
play tennis
play basketball
بنابراین:
She plays the violin, but her brother plays tennis.
جهتهای جغرافیایی؛ north یا the north؟
اگر جهت فقط بهعنوان جهت حرکت استفاده شود، ممکن است بدون the بیاید:
They travelled north.
در اینجا north بیشتر نقش قید دارد.
اما وقتی درباره یک منطقه جغرافیایی صحبت میکنیم، معمولاً the استفاده میشود:
the north of France
the south of Italy
the east of the country
مثال:
Most of the rain will fall in the north.
همچنین نام برخی مناطق تثبیتشده با the میآید:
the Middle East
the Far East
بنابراین تفاوت میان «جهت» و «منطقه» اهمیت دارد.
زمان و دورههای تاریخی
نام روزها، ماهها و سالها معمولاً بدون the هستند:
Monday
August
2026
اما دههها و قرنها معمولاً با the میآیند:
the 1990s
the nineteenth century
the Middle Ages
مثال:
The internet developed rapidly in the 1990s.
Many major social changes occurred during the twentieth century.
همچنین برخی عبارات زمانی ثابت بدون the هستند:
last year
next week
this morning
tomorrow afternoon
نمیگوییم:
the last year
اگر منظور «سال گذشته» باشد.
اما the last year میتواند معنای دیگری داشته باشد:
Sales have increased significantly over the last year.
اینجا منظور «در طول یک سال اخیر» است.
این تفاوت نشان میدهد که حتی اضافه شدن the میتواند تعبیر زمانی یک عبارت را تغییر دهد.
تفاوت last year و the last year
این نکته ارزش توجه جداگانه دارد:
I moved here last year.
یعنی سال تقویمی گذشته.
اما:
I've learned a lot in the last year.
یعنی در بازه تقریباً دوازدهماهه اخیر.
همین تفاوت درباره next نیز در برخی ساختارها دیده میشود:
I'll see you next week.
یعنی هفته آینده.
اما:
The next week was extremely stressful.
یعنی «هفته بعد از آن رویدادی که دربارهاش صحبت میکنیم».
در جمله دوم، the next week بخشی از یک توالی مشخص در روایت است.
عبارات موازی که در آنها the حذف میشود
در بعضی ترکیبهای ثابت که دو اسم به شکل موازی کنار هم قرار گرفتهاند، حرف تعریف معمولاً حذف میشود:
from beginning to end
from top to bottom
day after day
face to face
hand in hand
side by side
arm in arm
برای مثال:
I read the report from beginning to end.
اگر همین اسمها خارج از عبارت ثابت استفاده شوند، ممکن است به حرف تعریف نیاز داشته باشند:
I didn't understand the beginning of the report.
در این جمله the beginning مشخص است.
عبارتهای ثابت؛ چرا نمیتوان همه چیز را فقط با منطق توضیح داد؟
بخش مهمی از کاربرد حروف تعریف در انگلیسی در قالب ترکیبهای ثابت یاد گرفته میشود.
برای مثال:
at night
in the morning
in the afternoon
in the evening
at dawn
at sunset
on the internet
on television
on the radio
go to work
go home
listen to the radio
ممکن است زبانآموز بپرسد چرا میگوییم at night اما in the morning یا چرا on television معمولاً بدون the است ولی on the radio با the استفاده میشود.
در چنین مواردی همیشه نمیتوان یک توضیح معنایی کاملاً منظم ارائه کرد. بسیاری از این ترکیبها در طول تاریخ زبان تثبیت شدهاند و بهترین روش این است که آنها را بهصورت یک «واحد زبانی» یاد بگیریم.
در سطح پیشرفته، یادگیری عبارت به جای کلمه منفرد بسیار مؤثرتر است.
به جای اینکه فقط radio را حفظ کنید، ترکیبهایی مانند زیر را یاد بگیرید:
listen to the radio
hear something on the radio
و برای television:
watch television
see something on television
وقتی وجود یا حذف the هر دو درست است اما معنا تغییر میکند
یکی از مهمترین تواناییهای زبانآموز سطح C1 تشخیص مواردی است که هر دو ساختار از نظر دستوری ممکناند اما یک معنی ندارند.
چند نمونه:
Society در برابر the society
Society needs effective institutions.
اینجا society یعنی جامعه بهعنوان یک مفهوم عمومی.
The society was founded in 1920.
اینجا society میتواند به معنای انجمن یا سازمان مشخص باشد.
Nature در برابر the nature
We should spend more time in nature.
اینجا nature یعنی طبیعت.
We need to understand the nature of the problem.
اینجا nature یعنی ماهیت؛ و عبارت of the problem آن را مشخص کرده است.
Space در برابر the space
Humans have always dreamed of travelling into space.
space یعنی فضای خارج از زمین.
اما:
The space between the two buildings is very narrow.
اینجا فضای مشخص میان دو ساختمان موردنظر است.
Business در برابر the business
Business is changing rapidly.
فعالیت تجاری بهطور کلی.
The business was sold last year.
یک شرکت یا کسبوکار مشخص.
این مثالها نشان میدهند که مسئله فقط «اضافه یا حذف یک کلمه کوچک» نیست؛ حرف تعریف میتواند نحوه برداشت ما از خود اسم را تغییر دهد.
the در ساختارهای مقایسهای خاص
ساختار معروف:
the + comparative, the + comparative
یکی از کاربردهای متفاوت the است.
برای مثال:
The more you practise, the better you become.
هرچه بیشتر تمرین کنید، بهتر میشوید.
The sooner we leave, the sooner we'll arrive.
هرچه زودتر حرکت کنیم، زودتر میرسیم.
در این ساختار، the همان نقش معمول حرف تعریف را ندارد و بخشی از یک الگوی دستوری تثبیتشده است.
نمونه دیگر:
The more complicated the system becomes, the harder it is to maintain.
این ساختار در نوشتههای رسمی، تحلیلی و دانشگاهی بسیار کاربردی است.
the قبل از صفت مقایسهای برای انتخاب یکی از دو مورد
وقتی میان دو شخص یا دو چیز مقایسه میکنیم و یکی را بهعنوان مورد دارای ویژگی بیشتر معرفی میکنیم، میتوان از:
the + comparative
استفاده کرد.
She is the taller of the two sisters.
This is the cheaper of the two options.
وقتی بیش از دو مورد داریم، معمولاً صفت عالی طبیعیتر است:
This is the cheapest of the three options.
بنابراین:
دو مورد → the better / the taller / the cheaper
چند مورد → the best / the tallest / the cheapest
استفاده از the برای دههها، خانوادهها و گروهها
سه ساختار ظاهراً مشابه اما مهم عبارتاند از:
the 1980s
دهه ۱۹۸۰
the Smiths
خانواده اسمیت
the French
فرانسویها بهعنوان یک ملت یا گروه
در مورد ملیتها، ساختارها متفاوتاند.
برخی صفتهای ملیتی با the میتوانند به کل مردم آن کشور اشاره کنند:
the French
the British
the Chinese
the Japanese
مثال:
The French are famous for their culinary traditions.
اما برای بسیاری از ملیتها باید از اسم جمع استفاده کرد:
Americans
Canadians
Italians
Germans
مثلاً:
Canadians are known for...
نه لزوماً:
the Canadian
برای اشاره عمومی به مردم کانادا.
آیا قبل از media از the استفاده میشود؟
کلمه media مثال جالبی از تفاوت میان معنای کلی و یک نهاد اجتماعی مشخص است.
میتوان گفت:
Social media has changed communication.
در اینجا social media مفهوم عمومی است.
اما:
The media have focused heavily on the issue.
در این کاربرد، the media به رسانههای خبری بهعنوان یک نهاد یا مجموعه اشاره میکند.
در انگلیسی امروزی، media گاهی از نظر فعلی جمع و گاهی در کاربرد غیررسمی شبیه یک اسم جمعی مفرد رفتار میکند، اما در نوشته رسمی استفاده از فعل جمع در معنای «رسانهها» همچنان رایج است.
کاربرد the با government, police و public
برخی اسمهای نهادی اغلب با the استفاده میشوند، زیرا به یک نهاد یا گروه مشخص در جامعه اشاره دارند:
the government
the police
the public
برای مثال:
The government has announced new measures.
The police are investigating the incident.
The public has a right to know.
در مورد police باید توجه داشت که این اسم از نظر دستوری معمولاً جمع در نظر گرفته میشود:
The police are...
نه:
The police is...
اگر منظور یک مأمور باشد، میگوییم:
a police officer
حذف حرف تعریف در تیترها و سبک فشرده
در تیترهای خبری، یادداشتها، علائم و برخی سبکهای بسیار فشرده ممکن است حروف تعریف حذف شوند:
Government Announces New Policy
در متن عادی احتمالاً میگوییم:
The government has announced a new policy.
بنابراین نباید ساختار تیترهای روزنامهای را مستقیماً به نوشتار معمول منتقل کرد. حذف حرف تعریف در تیترها بخشی از سبک فشرده و اقتصادی زبان خبری است و همیشه نشاندهنده قانون عمومی دستور زبان نیست.
اشتباه رایج: استفاده بیش از حد از the
برای فارسیزبانان یکی از مشکلات متداول این است که تصور میکنند هر اسمی که در ذهن گوینده مشخص است باید the بگیرد.
اما مشخص بودن در ذهن گوینده کافی نیست؛ مهم این است که مرجع برای شنونده نیز قابل شناسایی باشد.
فرض کنید میگویید:
I bought a new laptop yesterday.
حتی اگر خودتان دقیقاً میدانید کدام لپتاپ را خریدهاید، شنونده هنوز برای اولین بار درباره آن میشنود. بنابراین a new laptop درست است.
همچنین نباید برای مفاهیم عمومی بیدلیل از the استفاده کرد.
نادرست در معنای عمومی:
The technology is changing our lives.
اگر منظور فناوری بهطور کلی باشد، طبیعیتر است:
Technology is changing our lives.
اما جمله زیر درست است:
The technology used in modern cars is becoming increasingly sophisticated.
زیرا درباره فناوری مشخصی صحبت میکنیم.
اشتباه رایج: حذف the فقط به دلیل جمع بودن اسم
جمع بودن اسم به معنی حذف خودکار the نیست.
مقایسه کنید:
Students need regular feedback.
دانشآموزان یا دانشجویان بهطور کلی.
The students need regular feedback.
دانشجویان مشخصی که درباره آنها صحبت میکنیم.
همچنین:
Cars are expensive.
خودروها بهطور کلی گراناند.
The cars outside belong to our employees.
خودروهای مشخص بیرون ساختمان متعلق به کارکنان هستند.
بنابراین سؤال اصلی این نیست که «اسم جمع است یا مفرد؟» بلکه این است که «درباره کل گروه صحبت میکنیم یا گروه مشخصی؟»
اشتباه رایج: استفاده از the قبل از نامهای خاص
نام خاص معمولاً خودش نقش شناساییکننده را دارد. به همین دلیل در بسیاری از موارد نیازی به the نیست:
London
Sarah
Oxford University
Mount Everest
اما همانطور که دیدیم، گروههای خاصی از نامها the میگیرند:
the United Kingdom
the Alps
the Thames
بنابراین بهتر است به جای قانون مطلق «نام خاص the نمیگیرد»، الگوهای نامهای جغرافیایی و سازمانی را جداگانه یاد بگیریم.
چگونه در جمله تصمیم بگیریم the لازم است یا نه؟
برای انتخاب درست، میتوان یک فرایند ذهنی چندمرحلهای داشت.
ابتدا بررسی کنید آیا اسم مفرد و قابل شمارش است. اگر چنین اسمی بدون تعیینکننده آمده باشد، معمولاً چیزی کم است:
I bought book. ✗
باید بگوییم:
I bought a book.
یا:
I bought the book.
اما اگر اسم جمع یا غیرقابل شمارش است، ببینید معنای آن عمومی است یا مشخص:
Books are useful.
The books you recommended are useful.
Coffee keeps me awake.
The coffee you made is excellent.
سپس بررسی کنید آیا اسم یک نام خاص، عبارت ثابت یا نام جغرافیایی است که قانون ویژهای دارد.
در مرحله آخر به معنای جمله توجه کنید. گاهی استفاده یا حذف the هر دو ممکن است، اما معنی را تغییر میدهد:
go to school
در برابر:
go to the school
یا:
in prison
در برابر:
in the prison
این روش بسیار مؤثرتر از حفظ کردن دهها قانون جداگانه است.
یک جدول کاربردی برای تصمیمگیری سریع
وضعیت اسم | کاربرد معمول |
|---|---|
اسم جمع با معنای کلی | بدون the |
اسم غیرقابل شمارش با معنای کلی | بدون the |
شخص یا شیء مشخص و قابل شناسایی | the |
اسمی که با جمله موصولی یا عبارت بعدی مشخص شده | معمولاً the |
چیز منحصربهفرد در بافت | the |
صفت عالی | معمولاً the |
عدد ترتیبی | معمولاً the |
زبانها و رشتههای درسی | معمولاً بدون the |
بیشتر نام کشورها و شهرها | بدون the |
رودخانهها، دریاها و اقیانوسها | the |
رشتهکوهها و گروه جزایر | the |
کوه یا جزیره منفرد | معمولاً بدون the |
school/prison/bed در کارکرد اصلی | معمولاً بدون the |
همان مکان بهعنوان ساختمان مشخص | the |
وعدههای غذایی بهطور معمول | بدون the |
وعده غذایی مشخصشده | the |
اسم انتزاعی با معنای کلی | بدون the |
اسم انتزاعی محدودشده و مشخص | the |
چند مثال پیشرفته برای رفع اشکال
برای تثبیت موضوع، به تفاوت معنایی این جملهها توجه کنید.
Experience is essential for this job.
اینجا experience یعنی تجربه بهطور کلی.
The experience I gained abroad was invaluable.
اینجا تجربه مشخص فرد در خارج از کشور منظور است.
People are becoming more dependent on technology.
مردم بهطور کلی.
The people I work with are highly experienced.
افراد مشخصی که گوینده با آنها کار میکند.
Crime is a serious social problem.
جرم و بزهکاری بهطور کلی.
The crime shocked the entire community.
یک جرم مشخص.
Management requires strong communication skills.
مدیریت بهعنوان فعالیت و مهارت.
The management has decided to change the policy.
مدیریت یک سازمان مشخص؛ یعنی گروه مدیران.
Children start school at different ages around the world.
مدرسه رفتن بهعنوان فعالیت آموزشی.
The children are waiting outside the school.
ساختمان مشخص مدرسه.
I usually listen to music while working.
موسیقی بهطور کلی.
I didn't like the music at the party.
موسیقی مشخصی که در آن مهمانی پخش شد.
این الگو تقریباً در صدها اسم مختلف قابل مشاهده است.
یک نکته سطح C1: مشخص بودن همیشه ظاهری نیست
در جملات پیشرفته، گاهی the بر اساس دانشی استفاده میشود که مستقیماً در جمله نوشته نشده است.
برای مثال:
We arrived at a small village and went straight to the church.
کلیسا قبلاً معرفی نشده است. با این حال ممکن است گوینده فرض کند آن روستا یک کلیسای اصلی دارد و شنونده میتواند آن را بهعنوان بخشی قابل انتظار از روستا شناسایی کند.
نمونه دیگر:
I bought a book yesterday, but the cover was damaged.
قبلاً درباره cover صحبت نشده، اما وقتی کتاب معرفی شده، شنونده میداند کتاب جلد دارد. بنابراین the cover قابل شناسایی است.
به این نوع رابطه گاهی میتوان «ارتباط استنباطی» گفت.
نمونههای مشابه:
We entered the house and walked into the kitchen.
I got into the car and turned on the engine.
She opened the book and read the first page.
در همه این موارد، اسم دوم قبلاً مستقیماً معرفی نشده اما از اسم یا موقعیت قبلی قابل استنباط است.
چرا یادگیری the در سطح پیشرفته بیشتر معنایی است تا دستوری؟
در سطوح پایین، میتوان با مجموعهای از قوانین مشخص بخش بزرگی از کاربرد حروف تعریف را مدیریت کرد. اما در سطح پیشرفته، انتخاب the بیش از هر چیز به نحوه بستهبندی اطلاعات در ذهن گوینده و شنونده مربوط است.
به سه جمله زیر توجه کنید:
Dogs are intelligent animals.
تمام سگها بهعنوان یک گونه.
The dogs are in the garden.
سگهای مشخصی که هر دو طرف آنها را میشناسند.
The dog is an intelligent animal.
گونه سگ بهعنوان یک طبقه، در سبکی رسمیتر.
هر سه جمله درستاند، اما هرکدام جهان را از زاویه متفاوتی دستهبندی میکنند.
به همین دلیل تسلط واقعی بر کاربرد پیشرفته the با حفظ فهرستی از قوانین به دست نمیآید. باید یاد گرفت اسم در هر جمله چگونه معرفی میشود: آیا مفهوم کلی است؟ آیا یک عضو ناشناخته است؟ آیا قبلاً معرفی شده؟ آیا شنونده میتواند آن را از شرایط استنباط کند؟ آیا اسم بخشی از یک عبارت ثابت یا ساختار نهادی است؟
راهکار عملی برای تسلط بر حذف یا استفاده از the
هنگام خواندن متنهای انگلیسی سطح بالا، فقط به معنی واژهها توجه نکنید. هر بار که با یک اسم مهم روبهرو میشوید، بررسی کنید چرا نویسنده the را آورده یا حذف کرده است.
برای مثال اگر میبینید:
The research published last year produced surprising results.
از خود بپرسید چرا نمیگوید:
Research published last year...
ممکن است پاسخ این باشد که نویسنده درباره پژوهش مشخصی صحبت میکند که در متن قابل شناسایی است.
اگر میبینید:
Research is essential for scientific progress.
دلیل حذف the این است که research مفهوم کلی دارد.
همچنین بهتر است ترکیبهای کامل را یادداشت کنید:
go to bed
be at work
go to school
listen to the radio
play the piano
in the morning
at night
by train
on the train
این روش باعث میشود کاربرد حرف تعریف همراه با عبارت در حافظه تثبیت شود، نه اینکه هر بار مجبور باشید یک قانون انتزاعی را از ابتدا محاسبه کنید.
جمعبندی کاربرد پیشرفته the و موارد حذف آن
برای تسلط بر حروف تعریف انگلیسی در سطح C1، مهمترین نکته این است که the را فقط یک کلمه دستوری به معنی «آن» در نظر نگیریم. این حرف تعریف ابزاری برای مدیریت «مشخص بودن اطلاعات» است.
زمانی از the استفاده میکنیم که شنونده بتواند مرجع اسم را شناسایی کند؛ خواه آن اسم قبلاً معرفی شده باشد، خواه موقعیت آن را مشخص کند، خواه عبارتی پس از اسم آن را محدود کند یا دانش مشترک باعث شناسایی آن شود.
در مقابل، اسمهای جمع، غیرقابل شمارش و انتزاعی زمانی که معنای عمومی دارند معمولاً بدون حرف تعریف به کار میروند:
Books can change lives.
Education matters.
Knowledge takes time to acquire.
اما همان اسمها وقتی مشخص شوند، the میگیرند:
The books you gave me were excellent.
The education he received was exceptional.
The knowledge required to solve this problem is highly specialized.
همچنین گروهی از اسمها و عبارتها قواعد ویژه دارند؛ مانند نام کشورهای خاص، رودخانهها و اقیانوسها، school و prison در معنای نهادی، وسایل حملونقل بعد از by، وعدههای غذایی، نام زبانها و برخی ترکیبهای ثابت.
در نهایت، اگر میان استفاده و حذف the مردد بودید، این سه سؤال معمولاً مسیر را روشن میکنند:
آیا درباره یک مفهوم یا گروه بهطور کلی صحبت میکنم؟
آیا شنونده میتواند دقیقاً تشخیص دهد منظور من کدام شخص یا چیز است؟
آیا این اسم در یک ساختار ثابت یا کاربرد ویژهای قرار گرفته که حرف تعریف در آن حذف یا الزامی میشود؟
اگر پاسخ سؤال اول مثبت باشد، بهویژه با اسمهای جمع و غیرقابل شمارش، معمولاً the حذف میشود. اگر پاسخ سؤال دوم مثبت باشد، استفاده از the اغلب انتخاب درست است. و اگر با یک عبارت تثبیتشده مواجه باشید، باید الگوی آن عبارت را بهعنوان یک واحد کامل یاد بگیرید.
همین نگاه معنایی است که تفاوت میان استفاده مکانیکی از قواعد و تسلط واقعی بر حروف تعریف انگلیسی را ایجاد میکند. در سطح پیشرفته، هدف این نیست که فقط بدانیم قبل از کدام اسم the میآید؛ بلکه باید بفهمیم چرا گوینده در یک موقعیت خاص تصمیم گرفته اسم را مشخص، عمومی، نهادی یا قابل شناسایی نشان دهد. زمانی که این منطق در ذهن تثبیت شود، بسیاری از مواردی که در ابتدا استثناهای پیچیده به نظر میرسند، به الگوهایی قابل پیشبینی تبدیل خواهند شد.


