رسانیکامنبع: https://rasanika.com
گاهی بعضی آدمها ناخواسته وارد زندگیمان میشوند؛ با یک لبخند، امید میکارند و دل را به تپش میاندازند. همهچیز آرامآرام ریشه میگیرد، و درست همان وقت که باور میکنی ماندنیاند، میروند.💔
دردش فقط رفتن نیست. دردش این است که باورشان کرده بودی. عاشق شدن انتخاب سادهای نیست؛ وقتی دل میبندی، بخشی از امنیتت را به دیگری میسپاری. برای همین است که با رفتنش، انگار تکهای از آرامشت هم کنده میشود. کمتر میپرسی «چرا رفتی؟» و بیشتر در دلت میگویی «چرا کاری کردی که دل ببندم؟»
حق با دلیست که شکسته. حق با اشکهاییست که بیصدا میریزند. هیچکس نباید امیدی بسازد که قصد نگهداشتنش را ندارد یا با احساسی بازی کند که توان ترمیمش را ندارد. آدمها شاید مجبور به ماندن نباشند، اما مسئول مهری هستند که بیدار میکنند.
اگر امروز این حرف از ته دلت بیرون آمده، بدان که دردت قابل فهم است. دلتنگی، خشم، دلخوری… همه نشانهی این است که عمیق دوست داشتهای. و دوست داشتن، حتی وقتی درد میآورد، از بیحسی زیباتر است.
زمان میبرد، اما میگذرد. یک روز همین دل زخمی دوباره یاد میگیرد آرام بتپد — اینبار برای کسی که بلد باشد بماند.💔