اولین کلمات انگلیسی؛ اشیا و افراد پرکاربرد پیرامون ما
منبع: https://rasanika.com
یادگیری زبان انگلیسی برای بسیاری از زبانآموزان با مجموعهای از کلمات ساده و روزمره آغاز میشود؛ واژههایی که نام افراد، وسایل و چیزهای آشنای اطراف ما را بیان میکنند. وقتی یک زبانآموز مبتدی بتواند اشیای داخل خانه، وسایل مدرسه، اعضای خانواده و افراد حاضر در محیطهای عمومی را به انگلیسی نام ببرد، نخستین ارتباط واقعی خود را با این زبان برقرار کرده است.
در سطح Pre-A1 هدف این نیست که زبانآموز جملههای پیچیده بسازد یا قواعد دشوار را به خاطر بسپارد. در این مرحله، شناخت واژگان پایه، تلفظ قابلفهم و توانایی استفاده از کلمات در عبارتها و جملههای کوتاه اهمیت بیشتری دارد. برای نمونه، دانستن واژهی table بهتنهایی مفید است، اما وقتی زبانآموز بتواند بگوید This is a table یا The book is on the table، آن واژه به بخشی از زبان فعال او تبدیل میشود.
در این مقاله با مهمترین کلمات انگلیسی مربوط به اشیا و افراد پیرامون خود آشنا میشویم. واژهها بر اساس موقعیتهای واقعی دستهبندی شدهاند تا یادگیری آنها سادهتر، منظمتر و کاربردیتر باشد.
چرا باید یادگیری انگلیسی را از افراد و اشیای اطراف شروع کنیم؟
ذهن انسان واژههای جدید را زمانی بهتر به خاطر میسپارد که بتواند میان آنها و یک تصویر، شخص یا تجربهی واقعی ارتباط برقرار کند. به همین دلیل، یادگیری نام چیزهایی که هر روز میبینیم، بسیار آسانتر از حفظ کردن واژههای انتزاعی و ناآشناست.
وقتی واژهی door را یاد میگیرید، میتوانید در همان لحظه به در اتاق نگاه کنید. برای تمرین واژهی mother میتوانید تصویر مادرتان را در ذهن مجسم کنید. هنگامی که کلمهی teacher را میخوانید، احتمالاً یک معلم واقعی را به یاد میآورید. این ارتباط میان کلمه و تصویر، احتمال فراموش شدن واژه را کاهش میدهد.
شروع یادگیری با اشیا و افراد پرکاربرد چند مزیت مهم دارد:
این کلمات در مکالمات روزمره بارها تکرار میشوند.
بیشتر آنها را میتوان بهراحتی با تصویر یا شیء واقعی تمرین کرد.
برای ساختن جملههای کوتاه و ابتدایی بسیار مناسباند.
زبانآموز سریعتر احساس پیشرفت میکند.
این واژهها پایهی یادگیری موضوعات گستردهتر مانند خانه، خانواده، مدرسه، شغل و خرید هستند.
در واقع، تعداد زیادی از نخستین جملههایی که یک زبانآموز میسازد، با همین واژگان شکل میگیرند؛ جملههایی مانند:
This is my father.
این پدر من است.
That is a chair.
آن یک صندلی است.
She is my teacher.
او معلم من است.
The phone is on the table.
تلفن روی میز است.
بنابراین یادگیری این گروه از کلمات فقط حفظ کردن چند اسم نیست؛ بلکه نقطهی شروع ساخت جمله و برقراری ارتباط به زبان انگلیسی است.
کلمات انگلیسی مربوط به اعضای خانواده
اعضای خانواده معمولاً نخستین افرادی هستند که کودکان و زبانآموزان مبتدی دربارهی آنها صحبت میکنند. واژگان این بخش در معرفی خانواده، توصیف عکسها و مکالمات روزمره بسیار پرکاربردند.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
family | خانواده | فَمِلی |
father | پدر | فادِر |
mother | مادر | مادِر |
parents | والدین | پِرِنتس |
brother | برادر | برادِر |
sister | خواهر | سیستِر |
son | پسر | سان |
daughter | دختر | داتِر |
husband | شوهر، همسر مرد | هازبِند |
wife | زن، همسر زن | وایف |
grandfather | پدربزرگ | گِرَندفادِر |
grandmother | مادربزرگ | گِرَندمادِر |
grandparents | پدربزرگ و مادربزرگ | گِرَندپِرِنتس |
uncle | عمو، دایی | آنکِل |
aunt | عمه، خاله | اَنت |
cousin | پسرعمو، دخترعمو و دیگر فرزندان عمو، عمه، دایی یا خاله | کازِن |
baby | نوزاد | بِیبی |
child | کودک، فرزند | چایلد |
children | کودکان، فرزندان | چیلدرِن |
در زبان انگلیسی برخی واژهها گستردهتر از معادل فارسی خود هستند. برای مثال، کلمهی uncle میتواند هم به معنی «عمو» و هم به معنی «دایی» باشد. همچنین aunt برای «عمه» و «خاله» به کار میرود. کلمهی cousin نیز همهی فرزندان عمو، عمه، دایی و خاله را شامل میشود.
برای صحبت دربارهی اعضای خانواده میتوان از الگوهای سادهی زیر استفاده کرد:
This is my mother.
این مادر من است.
He is my brother.
او برادر من است.
She is my sister.
او خواهر من است.
They are my parents.
آنها والدین من هستند.
I have one brother and two sisters.
من یک برادر و دو خواهر دارم.
My grandfather is at home.
پدربزرگ من در خانه است.
در جملههایی که دربارهی یک مرد یا پسر صحبت میکنیم، معمولاً از ضمیر he استفاده میشود. برای یک زن یا دختر از she و برای چند نفر از they استفاده میکنیم.
افراد پرکاربرد در مدرسه و محیط آموزشی
مدرسه و کلاس زبان از نخستین محیطهایی هستند که زبانآموز باید بتواند افراد حاضر در آنها را نام ببرد. شناخت این واژهها برای فهم دستورهای کلاسی، معرفی افراد و انجام تمرینهای آموزشی ضروری است.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
teacher | معلم | تیچِر |
student | دانشآموز، دانشجو | اِستیودِنت |
classmate | همکلاسی | کِلَسمِیت |
friend | دوست | فِرِند |
boy | پسر | بوی |
girl | دختر | گِرل |
man | مرد | مَن |
woman | زن | وومِن |
child | کودک | چایلد |
principal | مدیر مدرسه | پرینسِپِل |
librarian | کتابدار | لایبرِریَن |
coach | مربی | کوچ |
کلمهی student هم برای دانشآموز مدرسه و هم برای دانشجوی دانشگاه به کار میرود. برای مشخص کردن دقیقتر میتوان از عبارتهایی مانند school student یا university student استفاده کرد، اما در سطح مقدماتی همان واژهی student کافی است.
چند جملهی کاربردی:
She is a teacher.
او معلم است.
I am a student.
من دانشآموز یا دانشجو هستم.
Ali is my classmate.
علی همکلاسی من است.
Sara is my friend.
سارا دوست من است.
The teacher is in the classroom.
معلم در کلاس است.
The students are at school.
دانشآموزان در مدرسه هستند.
توجه کنید که پیش از بسیاری از اسمهای مفرد قابلشمارش از a یا an استفاده میشود. برای مثال میگوییم:
a teacher
یک معلم
a student
یک دانشآموز
a friend
یک دوست
اما هنگامی که دربارهی فرد مشخصی صحبت میکنیم، ممکن است از the استفاده شود:
The teacher is here.
آن معلم اینجاست.
افراد و شغلهای رایج در جامعه
در زندگی روزمره با افراد مختلفی روبهرو میشویم که هرکدام شغل یا نقش مشخصی دارند. یادگیری نام این افراد به زبان انگلیسی در موقعیتهایی مانند خرید، سفر، مراجعه به پزشک و پرسیدن آدرس بسیار مفید است.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
doctor | پزشک | داکتِر |
nurse | پرستار | نِرس |
dentist | دندانپزشک | دِنتیست |
driver | راننده | درایوِر |
police officer | مأمور پلیس | پُلیس آفیسِر |
firefighter | آتشنشان | فایِرفایتِر |
shopkeeper | مغازهدار | شاپکیپِر |
waiter | پیشخدمت مرد | وِیتِر |
waitress | پیشخدمت زن | وِیترِس |
cook | آشپز | کوک |
chef | سرآشپز | شِف |
farmer | کشاورز | فارمِر |
worker | کارگر | وِرکِر |
manager | مدیر | مَنِجِر |
engineer | مهندس | اِنجینیر |
artist | هنرمند | آرتیست |
singer | خواننده | سینگِر |
actor | بازیگر مرد | اَکتِر |
actress | بازیگر زن | اَکترِس |
customer | مشتری | کاستِمِر |
برای پرسیدن شغل یک فرد میتوان گفت:
What is your job?
شغل شما چیست؟
یا:
What do you do?
چهکاره هستید؟
پاسخهای ساده میتوانند به شکل زیر باشند:
I am a doctor.
من پزشک هستم.
She is a nurse.
او پرستار است.
He is a driver.
او راننده است.
My father is an engineer.
پدر من مهندس است.
The waiter is at the table.
پیشخدمت کنار میز است.
در مکالمههای امروزی، برای برخی شغلها از شکلهای خنثی و عمومی استفاده میشود. برای مثال، بهجای تأکید بر waiter یا waitress میتوان از واژهی server استفاده کرد. بااینحال، شناخت واژههای رایجتر همچنان برای زبانآموز مبتدی ضروری است.
اشیای پرکاربرد در خانه
خانه یکی از بهترین محیطها برای تمرین واژگان انگلیسی است، زیرا اشیای آن همیشه در دسترساند. میتوان روی وسایل مختلف برچسب انگلیسی چسباند یا هنگام دیدن هر وسیله، نام آن را با صدای بلند گفت.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
house | خانه، ساختمان مسکونی | هاوس |
home | خانه، محل زندگی | هوم |
room | اتاق | روم |
door | در | دور |
window | پنجره | ویندو |
wall | دیوار | وال |
floor | کف، طبقه | فلور |
ceiling | سقف داخلی | سیلینگ |
table | میز | تِیبِل |
chair | صندلی | چِر |
sofa | مبل | سوفا |
bed | تختخواب | بِد |
lamp | چراغ، آباژور | لَمپ |
light | چراغ، نور | لایت |
clock | ساعت دیواری یا رومیزی | کلاک |
picture | تصویر، عکس | پیکچِر |
mirror | آینه | میرِر |
key | کلید | کی |
box | جعبه | باکس |
bag | کیف | بَگ |
phone | تلفن | فون |
television | تلویزیون | تِلِویژِن |
remote control | کنترل از راه دور | ریموت کِنترول |
computer | رایانه | کِمپیوتِر |
دو واژهی house و home هر دو به «خانه» ترجمه میشوند، اما کاربردشان کاملاً یکسان نیست. House بیشتر به ساختمان خانه اشاره دارد، درحالیکه home مفهوم محل زندگی و فضای شخصی فرد را بیان میکند.
برای مثال:
This is my house.
این خانهی من است.
I am at home.
من در خانه هستم.
برای توصیف اشیای خانه، جملههای زیر مفیدند:
This is a chair.
این یک صندلی است.
The lamp is on the table.
چراغ روی میز است.
The key is in the box.
کلید داخل جعبه است.
The picture is on the wall.
تصویر روی دیوار است.
My phone is on the sofa.
تلفن من روی مبل است.
The window is open.
پنجره باز است.
The door is closed.
در بسته است.
وسایل آشپزخانه و غذاخوری
آشپزخانه سرشار از وسایلی است که در مکالمههای روزمره به آنها نیاز داریم. این واژهها هنگام صحبت دربارهی غذا، آشپزی، خرید و خوردن وعدههای روزانه کاربرد دارند.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
kitchen | آشپزخانه | کیچِن |
fridge | یخچال | فریج |
refrigerator | یخچال | ریفریجِرِیتِر |
oven | فر | آوِن |
stove | اجاق | اِستوو |
sink | سینک | سینک |
cupboard | کابینت، کمد | کابِرد |
plate | بشقاب | پِلِیت |
bowl | کاسه | بُول |
cup | فنجان | کاپ |
glass | لیوان | گِلَس |
spoon | قاشق | اِسپون |
fork | چنگال | فورک |
knife | چاقو | نایف |
bottle | بطری | باتِل |
pan | ماهیتابه | پَن |
pot | قابلمه | پات |
kettle | کتری | کِتِل |
dish | ظرف، غذا | دیش |
tray | سینی | تِرِی |
در کلمهی knife حرف k تلفظ نمیشود و واژه بهصورت «نایف» خوانده میشود. این نوع تفاوت میان شکل نوشتاری و تلفظ در زبان انگلیسی رایج است؛ بنابراین بهتر است واژهها را همراه با تلفظ یاد بگیرید.
نمونه جملهها:
The milk is in the fridge.
شیر داخل یخچال است.
The plate is on the table.
بشقاب روی میز است.
I need a spoon.
من به یک قاشق نیاز دارم.
This is a glass of water.
این یک لیوان آب است.
The knife is next to the plate.
چاقو کنار بشقاب است.
The cups are in the cupboard.
فنجانها داخل کابینت هستند.
یکی از بهترین تمرینها این است که هنگام آماده کردن غذا، نام وسایل را به انگلیسی بگویید. برای مثال، پیش از برداشتن یک قاشق بگویید spoon و هنگام باز کردن یخچال بگویید fridge. این تمرین ساده باعث میشود کلمات از حافظهی کوتاهمدت وارد حافظهی بلندمدت شوند.
وسایل اتاق خواب و حمام
اتاق خواب و حمام نیز مجموعهای از واژگان ساده و ضروری را در اختیار زبانآموز قرار میدهند.
وسایل اتاق خواب
کلمه انگلیسی | معنی فارسی |
bedroom | اتاق خواب |
bed | تختخواب |
pillow | بالش |
blanket | پتو |
sheet | ملحفه |
wardrobe | کمد لباس |
closet | کمد دیواری |
drawer | کشو |
desk | میز تحریر |
alarm clock | ساعت زنگدار |
curtain | پرده |
clothes | لباسها |
نمونه جمله:
The pillow is on the bed.
بالش روی تخت است.
My clothes are in the wardrobe.
لباسهای من داخل کمد هستند.
The alarm clock is next to the bed.
ساعت زنگدار کنار تخت است.
وسایل حمام
کلمه انگلیسی | معنی فارسی |
bathroom | حمام، سرویس بهداشتی |
shower | دوش |
bath | وان یا استحمام |
towel | حوله |
soap | صابون |
shampoo | شامپو |
toothbrush | مسواک |
toothpaste | خمیردندان |
comb | شانه |
brush | برس |
toilet | توالت |
tap | شیر آب |
sink | روشویی، سینک |
نمونه جمله:
The towel is in the bathroom.
حوله در حمام است.
This is my toothbrush.
این مسواک من است.
The soap is next to the sink.
صابون کنار روشویی است.
I need a clean towel.
من به یک حولهی تمیز نیاز دارم.
وسایل مدرسه و کلاس درس
واژگان مربوط به مدرسه برای کودکان، نوجوانان و تمام افرادی که در کلاس زبان شرکت میکنند اهمیت زیادی دارند. بسیاری از دستورهای سادهی آموزشی با همین کلمات ساخته میشوند.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
school | مدرسه | اِسکول |
classroom | کلاس درس | کِلَسروم |
book | کتاب | بوک |
notebook | دفتر | نوتبوک |
pen | خودکار | پِن |
pencil | مداد | پِنسِل |
eraser | پاککن | اِرِیسِر |
ruler | خطکش | رولِر |
pencil case | جامدادی | پِنسِل کِیس |
schoolbag | کیف مدرسه | اِسکولبَگ |
desk | میز تحریر یا میز دانشآموز | دِسک |
board | تخته | بورد |
marker | ماژیک | مارکِر |
paper | کاغذ | پِیپِر |
page | صفحه | پِیج |
lesson | درس | لِسِن |
homework | تکلیف خانه | هوموِرک |
question | سؤال | کوئِسچِن |
answer | پاسخ | اَنسِر |
computer | رایانه | کِمپیوتِر |
برخی دستورهای بسیار رایج کلاس عبارتاند از:
Open your book.
کتابتان را باز کنید.
Close your notebook.
دفترتان را ببندید.
Take a pencil.
یک مداد بردارید.
Write your name.
نامتان را بنویسید.
Read the question.
سؤال را بخوانید.
Listen to the teacher.
به معلم گوش دهید.
Look at the board.
به تخته نگاه کنید.
Put your book on the desk.
کتابتان را روی میز بگذارید.
برای یادگیری بهتر، وسایل مدرسه را یکییکی مقابل خود قرار دهید و با استفاده از ساختار This is a... نام آنها را بیان کنید:
This is a pen.
این یک خودکار است.
This is an eraser.
این یک پاککن است.
This is my notebook.
این دفتر من است.
سپس میتوانید چند وسیله را کنار هم بگذارید و از ساختار جمع استفاده کنید:
These are pencils.
اینها مداد هستند.
These are my books.
اینها کتابهای من هستند.
وسایل شخصی و چیزهایی که همراه خود داریم
بسیاری از اشیای روزمره را در کیف، جیب یا همراه خود حمل میکنیم. این کلمات در موقعیتهایی مانند گم کردن وسایل، خرید، سفر و معرفی داراییهای شخصی کاربرد دارند.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی |
mobile phone | تلفن همراه |
wallet | کیف پول |
purse | کیف دستی زنانه یا کیف پول |
money | پول |
card | کارت |
bank card | کارت بانکی |
ID card | کارت شناسایی |
key | کلید |
watch | ساعت مچی |
glasses | عینک |
sunglasses | عینک آفتابی |
umbrella | چتر |
ticket | بلیت |
passport | گذرنامه |
camera | دوربین |
charger | شارژر |
headphones | هدفون |
bag | کیف |
backpack | کولهپشتی |
bottle | بطری |
نمونه جملهها:
This is my phone.
این تلفن من است.
Where is my wallet?
کیف پول من کجاست؟
My keys are in my bag.
کلیدهای من داخل کیفم هستند.
I have a ticket.
من یک بلیت دارم.
Her glasses are on the table.
عینک او روی میز است.
His phone is in his pocket.
تلفن او داخل جیبش است.
دو واژهی watch و clock هر دو به ساعت مربوطاند، اما watch معمولاً ساعت مچی است و clock به ساعت دیواری، رومیزی یا زنگدار گفته میشود.
لباسها و وسایل پوشیدنی پرکاربرد
لباسها از موضوعات پایه در آموزش زبان انگلیسی هستند. با یادگیری این کلمات میتوان دربارهی ظاهر افراد، خرید لباس، رنگها و آبوهوا صحبت کرد.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی |
clothes | لباسها |
shirt | پیراهن |
T-shirt | تیشرت |
trousers | شلوار |
pants | شلوار |
jeans | شلوار جین |
dress | پیراهن زنانه |
skirt | دامن |
coat | پالتو |
jacket | کت، کاپشن |
sweater | پلیور |
shoes | کفش |
socks | جوراب |
hat | کلاه |
cap | کلاه لبهدار |
scarf | شالگردن |
gloves | دستکش |
belt | کمربند |
tie | کراوات |
uniform | لباس فرم |
در انگلیسی بریتانیایی، trousers به معنی شلوار است. در انگلیسی آمریکایی بیشتر از pants استفاده میشود. واژههایی مانند trousers، jeans، shoes و glasses معمولاً به شکل جمع به کار میروند.
مثال:
These are my shoes.
اینها کفشهای من هستند.
His trousers are black.
شلوار او مشکی است.
She has a red dress.
او یک پیراهن قرمز دارد.
I need a warm coat.
من به یک پالتوی گرم نیاز دارم.
The boy is wearing a blue T-shirt.
آن پسر یک تیشرت آبی پوشیده است.
برای گفتن اینکه فردی چه لباسی پوشیده، میتوان از فعل wear استفاده کرد:
I wear a uniform at school.
من در مدرسه لباس فرم میپوشم.
She is wearing a jacket.
او یک کت پوشیده است.
اشیای موجود در خیابان و مکانهای عمومی
پس از یادگیری وسایل خانه و مدرسه، بهتر است دایرهی واژگان را به محیط بیرون گسترش دهیم. کلمات این بخش هنگام پیادهروی، سفر، پرسیدن آدرس و استفاده از وسایل حملونقل کاربرد دارند.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی |
street | خیابان |
road | جاده، خیابان |
pavement | پیادهرو |
sidewalk | پیادهرو |
traffic light | چراغ راهنمایی |
sign | تابلو، علامت |
bus stop | ایستگاه اتوبوس |
station | ایستگاه |
shop | فروشگاه |
supermarket | سوپرمارکت |
bank | بانک |
hospital | بیمارستان |
school | مدرسه |
park | پارک |
restaurant | رستوران |
hotel | هتل |
pharmacy | داروخانه |
library | کتابخانه |
post office | اداره پست |
building | ساختمان |
نمونه جملهها:
The bank is next to the supermarket.
بانک کنار سوپرمارکت است.
The bus stop is near the school.
ایستگاه اتوبوس نزدیک مدرسه است.
The hospital is on this street.
بیمارستان در این خیابان است.
The park is behind the library.
پارک پشت کتابخانه است.
Where is the pharmacy?
داروخانه کجاست؟
The restaurant is in front of the hotel.
رستوران روبهروی هتل است.
در انگلیسی بریتانیایی برای پیادهرو از pavement و در انگلیسی آمریکایی بیشتر از sidewalk استفاده میشود. هر دو واژه درستاند، اما بهتر است زبانآموز از تفاوت کاربرد منطقهای آنها آگاه باشد.
وسایل نقلیهی رایج
وسایل حملونقل در مکالمات مربوط به رفتوآمد، سفر و مسیرها بسیار پرکاربردند.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی |
car | خودرو |
bus | اتوبوس |
taxi | تاکسی |
train | قطار |
bicycle | دوچرخه |
bike | دوچرخه، گاهی موتورسیکلت |
motorcycle | موتورسیکلت |
plane | هواپیما |
airplane | هواپیما |
ship | کشتی |
boat | قایق |
truck | کامیون |
van | ون |
ambulance | آمبولانس |
police car | خودروی پلیس |
برای بیان روش رفتوآمد، معمولاً از by استفاده میکنیم:
I go to school by bus.
من با اتوبوس به مدرسه میروم.
She goes to work by car.
او با خودرو به محل کار میرود.
We travel by train.
ما با قطار سفر میکنیم.
اما برای پیاده رفتن از عبارت on foot استفاده میشود:
I go to school on foot.
من پیاده به مدرسه میروم.
برای سوار شدن داخل خودرو، تاکسی یا ون معمولاً از in استفاده میکنیم، اما برای اتوبوس، قطار و هواپیما بیشتر on به کار میرود:
He is in the car.
او داخل خودرو است.
They are on the bus.
آنها داخل اتوبوس هستند.
کلمات ساده برای معرفی و اشاره به افراد و اشیا
برای استفاده از واژگان پایه، باید چند کلمهی کوتاه و بسیار مهم را نیز بشناسیم. واژههای this، that، these و those برای اشاره به افراد و اشیا به کار میروند.
کلمه | کاربرد | معنی |
this | یک شخص یا شیء نزدیک | این |
that | یک شخص یا شیء دور | آن |
these | چند شخص یا شیء نزدیک | اینها |
those | چند شخص یا شیء دور | آنها |
مثال:
This is a book.
این یک کتاب است.
That is a window.
آن یک پنجره است.
These are my friends.
اینها دوستان من هستند.
Those are chairs.
آنها صندلی هستند.
برای پرسیدن نام یک شیء نیز میتوان گفت:
What is this?
این چیست؟
What is that?
آن چیست؟
پاسخ:
It is a pen.
آن یک خودکار است.
برای پرسیدن دربارهی چند شیء:
What are these?
اینها چه هستند؟
They are pencils.
آنها مداد هستند.
برای پرسیدن هویت یک شخص، از who استفاده میکنیم:
Who is he?
او چه کسی است؟
He is my father.
او پدر من است.
Who is she?
او چه کسی است؟
She is my teacher.
او معلم من است.
تفاوت he، she، it و they
برای جلوگیری از تکرار نام افراد و اشیا، از ضمیرها استفاده میکنیم. چهار ضمیر زیر در سطح مقدماتی اهمیت ویژهای دارند:
ضمیر | کاربرد | معنی |
he | برای یک مرد یا پسر | او |
she | برای یک زن یا دختر | او |
it | برای یک شیء یا حیوان | آن |
they | برای چند فرد یا چند شیء | آنها |
مثال:
Reza is my brother. He is a student.
رضا برادر من است. او دانشآموز است.
Mina is a doctor. She works at a hospital.
مینا پزشک است. او در بیمارستان کار میکند.
This is my phone. It is new.
این تلفن من است. آن جدید است.
These are my books. They are on the desk.
اینها کتابهای من هستند. آنها روی میز قرار دارند.
برای حیوان خانگی، بهویژه زمانی که جنسیت آن مشخص و برای گوینده مهم باشد، ممکن است از he یا she نیز استفاده شود. بااینحال، در سطح ابتدایی استفاده از it برای حیوانات کاملاً معمول است.
ساخت جمع اسمهای ساده
وقتی تعداد افراد یا اشیا بیشتر از یک باشد، معمولاً باید اسم را به شکل جمع به کار ببریم. در بسیاری از کلمات، تنها کافی است حرف s را به پایان اسم اضافه کنیم.
مفرد | جمع | معنی |
book | books | کتابها |
chair | chairs | صندلیها |
table | tables | میزها |
teacher | teachers | معلمها |
student | students | دانشآموزان |
phone | phones | تلفنها |
bag | bags | کیفها |
برخی کلمات با es جمع بسته میشوند:
مفرد | جمع | معنی |
box | boxes | جعبهها |
bus | buses | اتوبوسها |
glass | glasses | لیوانها یا عینک |
watch | watches | ساعتهای مچی |
dish | dishes | ظرفها |
برخی واژهها نیز جمع بیقاعده دارند و باید جداگانه یاد گرفته شوند:
مفرد | جمع | معنی |
man | men | مردان |
woman | women | زنان |
child | children | کودکان |
person | people | افراد |
foot | feet | پاها |
برای یک شیء میگوییم:
This is a box.
این یک جعبه است.
برای چند شیء میگوییم:
These are boxes.
اینها جعبه هستند.
همچنین فعل جمله تغییر میکند. همراه اسم مفرد از is و همراه اسم جمع از are استفاده میشود:
The book is on the desk.
کتاب روی میز است.
The books are on the desk.
کتابها روی میز هستند.
استفاده از a، an و the برای نام افراد و اشیا
در زبان انگلیسی معمولاً نمیتوان یک اسم مفرد قابلشمارش را بدون تعیینکننده به کار برد. دو کلمهی a و an به معنی «یک» هستند.
پیش از کلماتی که با صدای همخوان آغاز میشوند از a استفاده میکنیم:
a book
یک کتاب
a chair
یک صندلی
a teacher
یک معلم
پیش از کلماتی که با صدای مصوت آغاز میشوند از an استفاده میکنیم:
an apple
یک سیب
an umbrella
یک چتر
an engineer
یک مهندس
انتخاب a یا an به صدای آغازین کلمه مربوط است، نه فقط حرف اول آن. برای مثال میگوییم:
an hour
یک ساعت
زیرا حرف h در واژهی hour تلفظ نمیشود.
از the هنگامی استفاده میکنیم که فرد یا شیء برای گوینده و شنونده مشخص باشد:
The book is on the table.
آن کتاب روی میز است.
The teacher is in the classroom.
آن معلم در کلاس است.
مقایسهی دو جملهی زیر تفاوت را روشنتر میکند:
There is a bag on the chair.
یک کیف روی صندلی است.
The bag is black.
آن کیف مشکی است.
در جملهی اول، کیف برای نخستین بار معرفی میشود؛ بنابراین از a استفاده شده است. در جملهی دوم، دربارهی همان کیف مشخص صحبت میکنیم؛ پس the به کار میرود.
صفتهای ساده برای توصیف افراد و اشیا
تنها نام بردن از افراد و اشیا کافی نیست. برای ساختن جملههای مفیدتر باید بتوانیم ویژگیهای سادهی آنها را نیز بیان کنیم.
صفت انگلیسی | معنی فارسی |
big | بزرگ |
small | کوچک |
new | جدید |
old | قدیمی، پیر |
good | خوب |
bad | بد |
beautiful | زیبا |
clean | تمیز |
dirty | کثیف |
open | باز |
closed | بسته |
long | بلند، طولانی |
short | کوتاه |
young | جوان |
happy | خوشحال |
sad | ناراحت |
tall | قدبلند |
kind | مهربان |
expensive | گران |
cheap | ارزان |
در زبان انگلیسی صفت معمولاً پیش از اسم قرار میگیرد:
a big house
یک خانهی بزرگ
a new phone
یک تلفن جدید
a kind teacher
یک معلم مهربان
a small table
یک میز کوچک
صفت میتواند بعد از فعل to be نیز قرار بگیرد:
The house is big.
خانه بزرگ است.
My phone is new.
تلفن من جدید است.
The teacher is kind.
معلم مهربان است.
The door is open.
در باز است.
برای توصیف افراد باید در انتخاب صفت دقت کرد. برای نمونه، صفت old دربارهی اشیا به معنی «قدیمی» و دربارهی افراد به معنی «پیر» یا «سالخورده» است. در گفتوگوهای محترمانه، استفاده از عبارتهایی مانند older person یا elderly person مناسبتر است.
حروف اضافهی ضروری برای بیان جای اشیا
برای توضیح محل افراد و اشیا باید چند حرف اضافهی پایه را یاد بگیریم. این کلمات به ما کمک میکنند بگوییم چیزی روی میز، داخل کیف، کنار پنجره یا پشت در قرار دارد.
حرف اضافه | معنی |
in | در، داخل |
on | روی |
under | زیر |
next to | کنار |
behind | پشت |
in front of | جلوی، روبهروی |
between | بین |
near | نزدیک |
above | بالای |
below | پایینتر از |
مثال:
The book is on the table.
کتاب روی میز است.
The phone is in the bag.
تلفن داخل کیف است.
The shoes are under the bed.
کفشها زیر تخت هستند.
The chair is next to the window.
صندلی کنار پنجره است.
The boy is behind the door.
پسر پشت در است.
The teacher is in front of the board.
معلم جلوی تخته است.
The bank is between the shop and the hotel.
بانک بین فروشگاه و هتل قرار دارد.
برای تمرین این کلمات، یک مداد و یک کتاب بردارید. مداد را در موقعیتهای مختلف قرار دهید و جمله بسازید:
The pencil is on the book.
The pencil is under the book.
The pencil is next to the book.
The pencil is in the book.
این نوع تمرین عملی بسیار مؤثرتر از حفظ کردن ترجمهی حروف اضافه است.
پرسشهای ساده دربارهی افراد و اشیا
در مکالمههای ابتدایی، چند سؤال مشخص بارها تکرار میشوند. یادگیری این سؤالها به زبانآموز کمک میکند اطلاعات موردنیاز خود را بهسادگی دریافت کند.
پرسیدن نام یک شیء
What is this?
این چیست؟
It is a key.
این یک کلید است.
پرسیدن دربارهی چند شیء
What are those?
آنها چه هستند؟
They are books.
آنها کتاب هستند.
پرسیدن هویت یک فرد
Who is she?
او چه کسی است؟
She is my sister.
او خواهر من است.
پرسیدن مکان یک شیء
Where is my phone?
تلفن من کجاست؟
It is on the sofa.
روی مبل است.
پرسیدن مالکیت
Whose bag is this?
این کیف متعلق به چه کسی است؟
It is Mary’s bag.
این کیف مری است.
پرسیدن تعداد
How many chairs are there?
چند صندلی وجود دارد؟
There are four chairs.
چهار صندلی وجود دارد.
این پرسشها را میتوان با صدها کلمهی مختلف ترکیب کرد. کافی است نام فرد یا شیء را تغییر دهید تا جملهای تازه ساخته شود.
اشتباهات رایج در یادگیری نام افراد و اشیا
زبانآموزان مبتدی معمولاً در استفاده از واژگان پایه با چند اشتباه تکراری روبهرو میشوند. آگاهی از این خطاها باعث میشود از همان ابتدا جملههای دقیقتری بسازیم.
حذف a یا an پیش از اسم مفرد
نادرست:
This is book.
درست:
This is a book.
وقتی دربارهی یک اسم مفرد قابلشمارش صحبت میکنیم، معمولاً باید پیش از آن از a، an، the یا کلمهای مانند my استفاده کنیم.
استفاده از is برای اسم جمع
نادرست:
The books is on the table.
درست:
The books are on the table.
همراه اسم مفرد از is و همراه اسم جمع از are استفاده میشود.
استفادهی اشتباه از this و these
نادرست:
This are my shoes.
درست:
These are my shoes.
This برای یک چیز و these برای چند چیز نزدیک استفاده میشود.
فراموش کردن s جمع
نادرست:
I have two book.
درست:
I have two books.
پس از عددهای بیشتر از یک، اسم قابلشمارش باید جمع باشد.
اشتباه گرفتن he و she
برای مرد یا پسر از he و برای زن یا دختر از she استفاده میکنیم:
My father is a driver. He has a car.
My mother is a teacher. She works at a school.
ترجمهی کلمهبهکلمه از فارسی
در فارسی ممکن است بگوییم «این کتاب من است»، اما در انگلیسی باید ترتیب واژهها را مطابق ساختار انگلیسی تنظیم کنیم:
This is my book.
نه:
This my book is.
یادگیری جملههای کامل بهجای واژههای جداگانه، احتمال چنین اشتباههایی را کاهش میدهد.
چگونه این کلمات را سریعتر و ماندگارتر یاد بگیریم؟
حفظ کردن یک فهرست بلند از واژگان، بدون تمرین و کاربرد، معمولاً نتیجهی پایداری ندارد. بهتر است هر واژه را در چند مرحله و از راههای مختلف یاد بگیرید.
واژهها را موضوعی یاد بگیرید
بهجای حفظ کردن پنجاه کلمهی پراکنده، هر روز یک گروه کوچک انتخاب کنید. برای نمونه، یک روز وسایل آشپزخانه و روز دیگر اعضای خانواده را تمرین کنید. دستهبندی موضوعی باعث میشود ذهن میان کلمات ارتباط برقرار کند.
از اشیای واقعی استفاده کنید
هنگام یادگیری book، یک کتاب واقعی را در دست بگیرید. برای تمرین door به در اشاره کنید و برای window کنار پنجره بروید. هرچه تعداد حواس درگیر در یادگیری بیشتر باشد، ماندگاری واژه نیز بیشتر میشود.
روی وسایل برچسب بزنید
میتوانید برچسبهای کوچکی با نام انگلیسی وسایل تهیه کنید و برای چند روز روی آنها بچسبانید:
روی میز: table
روی در: door
روی آینه: mirror
روی یخچال: fridge
روی صندلی: chair
با هر بار دیدن برچسب، واژه بدون فشار و تکرار اجباری مرور میشود.
هر کلمه را در جمله به کار ببرید
برای هر واژهی جدید دستکم دو جمله بسازید. برای مثال، اگر کلمهی bag را یاد گرفتهاید، بگویید:
This is my bag.
My phone is in the bag.
با این روش، هم معنی واژه و هم ساختار جمله را تمرین میکنید.
کلمات را با صدای بلند تکرار کنید
خواندن بیصدا برای شناخت ظاهری واژه مفید است، اما برای تقویت گفتار کافی نیست. هر کلمه را چند بار با صدای بلند بیان کنید و سپس آن را در یک جمله به کار ببرید.
از خودتان سؤال بپرسید
به یکی از اشیای اطراف نگاه کنید و بپرسید:
What is this?
سپس پاسخ دهید:
It is a lamp.
بعد مکان آن را بیان کنید:
The lamp is on the table.
در پایان یک ویژگی به آن اضافه کنید:
It is a small lamp.
به این ترتیب، از یک شیء ساده برای تمرین سؤال، پاسخ، حرف اضافه و صفت استفاده کردهاید.
مرور فاصلهدار داشته باشید
یک واژه را فقط در روز اول تمرین نکنید. آن را یک روز بعد، سه روز بعد، یک هفته بعد و سپس دو هفته بعد مرور کنید. فاصله انداختن میان مرورها باعث میشود مغز برای بازیابی واژه تلاش کند و آن را عمیقتر به خاطر بسپارد.
تمرین کاربردی برای تثبیت واژگان
برای بررسی یادگیری خود، تمرینهای زیر را بدون نگاه کردن به جدولها انجام دهید.
تمرین اول: نامگذاری محیط
در یکی از اتاقهای خانه بایستید و ده شیء را به انگلیسی نام ببرید. سپس برای پنج مورد جمله بسازید:
This is a...
The ... is on the...
My ... is next to the...
تمرین دوم: معرفی خانواده
خانوادهی خود را در پنج تا هشت جمله معرفی کنید:
This is my family.
My father is a...
My mother is a...
I have one brother.
My sister is a student.
تمرین سوم: پیدا کردن اشیا
یک نفر شیئی را در اتاق قرار دهد و شما دربارهی محل آن سؤال کنید:
Where is the key?
پاسخ میتواند یکی از جملههای زیر باشد:
It is under the chair.
It is in the box.
It is next to the phone.
تمرین چهارم: مفرد و جمع
شکل جمع کلمات زیر را بگویید:
book
box
child
woman
watch
student
glass
person
پاسخها:
books
boxes
children
women
watches
students
glasses
people
تمرین پنجم: توصیف تصویر
یک تصویر خانوادگی، کلاس درس یا اتاق انتخاب کنید. افراد و اشیای داخل آن را با جملههای کوتاه توصیف کنید:
There are four people in the picture.
The woman is a teacher.
The boy has a book.
The bag is under the table.
There are two chairs next to the window.
این تمرین کمک میکند چند گروه از واژگان را بهصورت همزمان به کار ببرید.
یک گفتوگوی ساده با کلمات پایه
گفتوگوی زیر نمونهای از کاربرد واژگان مربوط به افراد و اشیای روزمره است:
A: Who is that woman?
آن زن چه کسی است؟
B: She is my teacher.
او معلم من است.
A: What is her name?
نام او چیست؟
B: Her name is Mrs. Brown.
نام او خانم براون است.
A: What is this?
این چیست؟
B: It is her book.
این کتاب اوست.
A: Where is your book?
کتاب تو کجاست؟
B: My book is in my bag.
کتاب من داخل کیفم است.
A: Is your bag under the desk?
آیا کیف تو زیر میز است؟
B: No, it is next to the chair.
نه، کنار صندلی است.
این گفتوگو نشان میدهد که با تعداد محدودی کلمهی پایه نیز میتوان یک مکالمهی واقعی و قابلفهم ساخت. نکتهی اصلی این است که واژهها در قالب جمله و موقعیت استفاده شوند.
جمعبندی
نخستین کلمات انگلیسی بهتر است از میان نام افراد و اشیایی انتخاب شوند که هر روز با آنها سروکار داریم. اعضای خانواده، معلم و دانشآموز، وسایل خانه، لوازم آشپزخانه، اشیای شخصی، لباسها، مکانهای عمومی و وسایل نقلیه از مهمترین گروههای واژگان در سطح Pre-A1 هستند.
شناخت معنی فارسی این کلمات تنها قدم اول است. برای یادگیری واقعی باید تلفظ آنها را تمرین کنید، شکل مفرد و جمع را بشناسید و هر واژه را در جملههای ساده به کار ببرید. ساختارهایی مانند This is...، These are...، Where is...? و Who is...? به شما امکان میدهند با تعداد محدودی واژه، دهها جملهی کاربردی بسازید.
بهتر است هر روز تعداد کمی کلمه انتخاب کنید، آنها را روی اشیای واقعی پیدا کنید، با صدای بلند بگویید و در جمله به کار ببرید. استمرار در همین تمرینهای ساده، پایهی محکمی برای یادگیری مکالمه، دستور زبان و واژگان پیشرفتهتر ایجاد میکند. هر بار که میتوانید یکی از افراد یا اشیای اطراف خود را بدون مکث به انگلیسی نام ببرید، یک قدم به استفادهی طبیعیتر از زبان انگلیسی نزدیکتر شدهاید.


