اعضای بدن و توصیف ظاهر افراد به انگلیسی

اعضای بدن و توصیف ظاهر افراد به انگلیسی

یادگیری نام اعضای بدن و عبارت‌های مربوط به توصیف ظاهر افراد، یکی از مهم‌ترین بخش‌های آموزش زبان انگلیسی در سطح مبتدی است. این واژگان در موقعیت‌های روزمره بسیار کاربرد دارند؛ از معرفی خود و اعضای خانواده گرفته تا توصیف یک دوست، صحبت درباره ویژگی‌های ظاهری افراد، مراجعه به پزشک، خرید لباس یا حتی پیدا کردن فردی در یک مکان شلوغ.

برای مثال، ممکن است بخواهید به انگلیسی بگویید فردی قدبلند است، موهای کوتاه و مشکی دارد، چشمانش قهوه‌ای است یا صورت گردی دارد. برای ساختن چنین جمله‌هایی باید علاوه بر نام اعضای بدن، صفت‌های ظاهری و ساختارهای پرکاربردی مانند have got، فعل have و فعل be را نیز بشناسید.

در این مقاله، نام مهم‌ترین اعضای بدن به انگلیسی، تلفظ تقریبی، معنی فارسی، عبارت‌های مربوط به چهره و مو، صفت‌های توصیف ظاهر و نمونه مکالمه‌های کاربردی را به‌صورت کامل یاد می‌گیرید.

اعضای بدن به انگلیسی چه می‌شود؟

عبارت «اعضای بدن» در زبان انگلیسی معمولاً به شکل body parts بیان می‌شود.

  • Body به معنی بدن است.

  • Part به معنی بخش یا قسمت است.

  • Body parts یعنی قسمت‌ها یا اعضای بدن.

برای صحبت درباره یک عضو مشخص بدن، معمولاً از ساختار زیر استفاده می‌کنیم:

my / your / his / her + body part

مثال:

  • My hand یعنی دست من

  • Your head یعنی سر تو یا شما

  • His eyes یعنی چشم‌های او برای مرد

  • Her hair یعنی موی او برای زن

نکته مهم این است که در زبان انگلیسی، هنگام اشاره به اعضای بدن معمولاً از صفت ملکی استفاده می‌شود. برای مثال، به‌جای اینکه بگوییم «دستم درد می‌کند» و فقط از کلمه دست استفاده کنیم، می‌گوییم:

My hand hurts.

دستم درد می‌کند.

اعضای اصلی بدن به انگلیسی

بدن انسان را می‌توان به چند بخش کلی تقسیم کرد: سر و صورت، بالاتنه، دست‌ها و پاها. ابتدا با واژگان عمومی و اصلی آشنا می‌شویم.

کلمه انگلیسی

تلفظ تقریبی

معنی فارسی

body

بادی

بدن

head

هِد

سر

face

فِیس

صورت

neck

نِک

گردن

shoulder

شولدِر

شانه

arm

آرم

بازو، دست

hand

هَند

دست از مچ به پایین

chest

چِست

قفسه سینه

stomach

اِستامِک

شکم، معده

back

بَک

پشت، کمر

waist

وِیست

کمر

hip

هیپ

لگن، باسن

leg

لِگ

پا

foot

فوت

کف پا، پا از مچ به پایین

skin

اِسکین

پوست

در فارسی معمولاً از کلمه «دست» برای کل اندام بالایی استفاده می‌کنیم، اما در انگلیسی تفاوت مهمی میان arm و hand وجود دارد.

کلمه arm به بخشی از بدن گفته می‌شود که از شانه تا مچ ادامه دارد، در حالی که hand به قسمت مچ تا نوک انگشتان اشاره می‌کند.

به همین ترتیب:

  • Leg به پا از قسمت لگن تا مچ گفته می‌شود.

  • Foot به پا از مچ به پایین گفته می‌شود.

مثال:

He has strong arms.

او بازوهای قدرتمندی دارد.

My left foot hurts.

پای چپ من درد می‌کند.

اجزای سر و صورت به انگلیسی

واژگان مربوط به صورت، هنگام توصیف ظاهر افراد اهمیت زیادی دارند. برای معرفی ویژگی‌های چهره، باید نام اجزای اصلی صورت را بدانید.

کلمه انگلیسی

تلفظ تقریبی

معنی فارسی

hair

هِر

مو

forehead

فورهِد

پیشانی

eye

آی

چشم

eyebrow

آی‌براو

ابرو

eyelash

آی‌لَش

مژه

ear

ایر

گوش

nose

نوز

بینی

cheek

چیک

گونه

mouth

ماوث

دهان

lip

لیپ

لب

tooth

توث

دندان

tongue

تانگ

زبان

chin

چین

چانه

jaw

جا

فک

beard

بیِرد

ریش

moustache

مِستَش

سبیل

جمع بعضی از این کلمات با اضافه کردن s ساخته می‌شود:

    • eye → eyes

    • ear → ears

    • cheek → cheeks

    • lip → lips

اما برخی کلمات جمع بی‌قاعده دارند:

      • tooth → teeth

      • foot → feet

مثال:

She has blue eyes.

او چشمان آبی دارد.

He has a beard and a moustache.

او ریش و سبیل دارد.

Her cheeks are red.

گونه‌های او قرمز هستند.

تفاوت Hair و Hairs در انگلیسی

کلمه hair در بیشتر جمله‌ها به‌صورت غیرقابل شمارش استفاده می‌شود. وقتی درباره موی یک فرد به‌طور کلی صحبت می‌کنیم، نباید آن را جمع ببندیم.

درست:

She has long hair.

او موهای بلندی دارد.

نادرست:

She has long hairs.

کلمه hairs زمانی استفاده می‌شود که منظور چند تار موی جداگانه باشد.

مثال:

There are two hairs on my jacket.

دو تار مو روی کت من وجود دارد.

بنابراین، هنگام توصیف ظاهر افراد، تقریباً همیشه از hair استفاده می‌کنیم.

انواع مو به انگلیسی

مو یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها در توصیف ظاهر افراد است. برای توصیف مو معمولاً به طول، حالت و رنگ آن اشاره می‌کنیم.

توصیف طول مو

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

short hair

موی کوتاه

medium-length hair

موی متوسط

long hair

موی بلند

shoulder-length hair

موی تا روی شانه

مثال:

My sister has long hair.

خواهر من موهای بلندی دارد.

He has short hair.

او موهای کوتاهی دارد.

توصیف حالت مو

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

straight hair

موی صاف

wavy hair

موی موج‌دار

curly hair

موی فر

thick hair

موی پرپشت

thin hair

موی کم‌پشت یا نازک

messy hair

موی نامرتب

neat hair

موی مرتب

مثال:

She has curly hair.

او موهای فر دارد.

His hair is thick and wavy.

موی او پرپشت و موج‌دار است.

رنگ موها به انگلیسی

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

black hair

موی مشکی

brown hair

موی قهوه‌ای

dark brown hair

موی قهوه‌ای تیره

light brown hair

موی قهوه‌ای روشن

blonde hair

موی بلوند

red hair

موی قرمز یا خرمایی

grey hair

موی خاکستری

white hair

موی سفید

در انگلیسی بریتانیایی معمولاً از املای grey و در انگلیسی آمریکایی از املای gray استفاده می‌شود. هر دو شکل صحیح هستند.

مثال:

She has long, straight, black hair.

او موهای بلند، صاف و مشکی دارد.

در توصیف مو، ترتیب صفت‌ها معمولاً به این شکل است:

length + style + color + hair

یعنی ابتدا طول مو، سپس حالت مو و بعد رنگ آن را بیان می‌کنیم.

مثال:

short curly brown hair

موی کوتاه، فر و قهوه‌ای

long straight blonde hair

موی بلند، صاف و بلوند

رنگ چشم‌ها به انگلیسی

برای بیان رنگ چشم از ساختار have + color + eyes استفاده می‌کنیم.

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

brown eyes

چشمان قهوه‌ای

black eyes

چشمان مشکی

blue eyes

چشمان آبی

green eyes

چشمان سبز

grey eyes

چشمان خاکستری

hazel eyes

چشمان عسلی

dark eyes

چشمان تیره

light-colored eyes

چشمان روشن

مثال:

He has brown eyes.

او چشمان قهوه‌ای دارد.

Her eyes are green.

چشمان او سبز هستند.

هر دو ساختار صحیح‌اند، اما تفاوت کوچکی دارند:

She has green eyes.

او چشمان سبز دارد.

Her eyes are green.

چشم‌های او سبز هستند.

در جمله اول، ویژگی ظاهری فرد را توصیف می‌کنیم. در جمله دوم، مستقیماً درباره چشم‌های او اطلاعات می‌دهیم.

انواع صورت به انگلیسی

برای توصیف شکل صورت می‌توان از صفت‌های مختلفی استفاده کرد.

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

a round face

صورت گرد

an oval face

صورت بیضی

a long face

صورت کشیده

a square face

صورت مربعی

a thin face

صورت لاغر

a wide face

صورت پهن

a narrow face

صورت باریک

a chubby face

صورت تپل

a beautiful face

صورت زیبا

a friendly face

چهره مهربان

مثال:

She has an oval face.

او صورت بیضی دارد.

He has a round face and small eyes.

او صورت گرد و چشم‌های کوچکی دارد.

کلمه face قابل شمارش است، بنابراین در حالت مفرد معمولاً قبل از آن از a یا an استفاده می‌کنیم.

    • a round face

    • a long face

    • an oval face

توصیف بینی، لب، چشم و گوش

برای توصیف اجزای صورت می‌توان از صفت‌هایی مانند بزرگ، کوچک، پهن، باریک یا برجسته استفاده کرد.

توصیف چشم‌ها

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

big eyes

چشم‌های بزرگ

small eyes

چشم‌های کوچک

round eyes

چشم‌های گرد

bright eyes

چشم‌های درخشان

beautiful eyes

چشم‌های زیبا

deep-set eyes

چشم‌های گود

almond-shaped eyes

چشم‌های بادامی

مثال:

She has big, beautiful eyes.

او چشم‌های بزرگ و زیبایی دارد.

توصیف بینی

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

a big nose

بینی بزرگ

a small nose

بینی کوچک

a long nose

بینی کشیده

a straight nose

بینی صاف

a pointed nose

بینی نوک‌تیز

a wide nose

بینی پهن

مثال:

He has a long, straight nose.

او بینی کشیده و صافی دارد.

توصیف لب‌ها

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

thin lips

لب‌های باریک

full lips

لب‌های برجسته یا پر

red lips

لب‌های قرمز

pink lips

لب‌های صورتی

مثال:

She has full lips.

او لب‌های برجسته‌ای دارد.

توصیف گوش‌ها

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

big ears

گوش‌های بزرگ

small ears

گوش‌های کوچک

pointed ears

گوش‌های نوک‌تیز

مثال:

The boy has small ears.

آن پسر گوش‌های کوچکی دارد.

اعضای دست به انگلیسی

دست از بخش‌های مختلفی تشکیل شده است که دانستن نام آن‌ها در مکالمات روزمره و موقعیت‌های پزشکی مفید است.

کلمه انگلیسی

معنی فارسی

shoulder

شانه

upper arm

بازوی بالا

elbow

آرنج

forearm

ساعد

wrist

مچ دست

hand

دست

palm

کف دست

finger

انگشت دست

thumb

انگشت شست

index finger

انگشت اشاره

middle finger

انگشت وسط

ring finger

انگشت حلقه

little finger

انگشت کوچک

fingernail

ناخن دست

مثال:

I hurt my elbow.

آرنج من آسیب دیده است.

She is wearing a ring on her ring finger.

او در انگشت حلقه‌اش یک انگشتر دارد.

Raise your right hand.

دست راستت را بالا ببر.

کلمه finger فقط برای انگشت‌های دست استفاده می‌شود. برای انگشت‌های پا از کلمه toe استفاده می‌کنیم.

اعضای پا به انگلیسی

کلمه انگلیسی

معنی فارسی

thigh

ران

knee

زانو

calf

ساق پا

ankle

مچ پا

heel

پاشنه

foot

پا از مچ به پایین

toe

انگشت پا

big toe

شست پا

toenail

ناخن پا

sole

کف پا

مثال:

My knee hurts when I walk.

وقتی راه می‌روم زانویم درد می‌کند.

He injured his ankle.

او مچ پایش را آسیب زد.

Take off your shoes and stand on your feet.

کفش‌هایت را دربیاور و روی پاهایت بایست.

جمع کلمه foot به شکل feet است:

    • one foot

    • two feet

مثال:

My feet are cold.

پاهای من سرد هستند.

اعضای داخلی بدن به انگلیسی

اگرچه در سطح A1 معمولاً تمرکز اصلی بر اعضای خارجی بدن است، آشنایی با چند عضو داخلی پرکاربرد نیز مفید خواهد بود.

کلمه انگلیسی

معنی فارسی

brain

مغز

heart

قلب

lungs

ریه‌ها

stomach

معده

liver

کبد

kidney

کلیه

blood

خون

bone

استخوان

muscle

ماهیچه

throat

گلو

مثال:

The heart pumps blood around the body.

قلب خون را در سراسر بدن پمپاژ می‌کند.

Smoking is harmful to the lungs.

سیگار کشیدن برای ریه‌ها مضر است.

I have a sore throat.

گلودرد دارم.

نکته مهم این است که کلمه stomach هم می‌تواند به معده و هم به بخش جلویی شکم اشاره کند. در مکالمه روزمره، جمله My stomach hurts معمولاً به معنی «شکمم درد می‌کند» است.

صفت‌های مهم برای توصیف ظاهر افراد

برای توصیف ظاهر کلی افراد، علاوه بر اعضای بدن، به صفت‌هایی درباره قد، وزن، سن و اندام نیاز داریم.

توصیف قد

صفت انگلیسی

معنی فارسی

tall

قدبلند

short

قدکوتاه

medium-height

متوسط‌قد

very tall

بسیار قدبلند

quite short

نسبتاً کوتاه‌قد

مثال:

Ali is tall.

علی قدبلند است.

She is medium-height.

او قد متوسطی دارد.

برای توصیف قد، از فعل be استفاده می‌کنیم، نه فعل have.

درست:

He is tall.

نادرست:

He has tall.

توصیف اندام و هیکل

صفت انگلیسی

معنی فارسی

thin

لاغر

slim

باریک‌اندام

skinny

خیلی لاغر

fat

چاق

overweight

دارای اضافه‌وزن

chubby

تپل

well-built

خوش‌هیکل

muscular

عضلانی

strong

قوی

weak

ضعیف

fit

متناسب و آماده

athletic

ورزشکار و ورزیده

کلمه slim معمولاً بار معنایی مثبت‌تری نسبت به thin دارد. کلمه skinny می‌تواند نشان‌دهنده لاغری بیش از حد باشد و گاهی لحن منفی دارد.

کلمه fat نیز ممکن است در برخی موقعیت‌ها بی‌ادبانه یا ناراحت‌کننده به نظر برسد. برای بیان محترمانه‌تر می‌توان از عبارت‌های زیر استفاده کرد:

    • overweight

    • a little heavy

    • large

    • plus-size

مثال:

She is slim and fit.

او باریک‌اندام و متناسب است.

He is tall and well-built.

او قدبلند و خوش‌هیکل است.

The man is short and muscular.

آن مرد کوتاه‌قد و عضلانی است.

توصیف سن افراد به انگلیسی

برای اشاره به سن ظاهری افراد می‌توان از صفت‌های زیر استفاده کرد.

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

young

جوان

old

پیر، مسن

middle-aged

میان‌سال

elderly

سالمند

in his twenties

در دهه بیست زندگی

in her thirties

در دهه سی زندگی

about forty

حدوداً چهل‌ساله

مثال:

She is young and energetic.

او جوان و پرانرژی است.

He is a middle-aged man.

او مردی میان‌سال است.

She is in her thirties.

او در دهه سی زندگی خود قرار دارد.

برای بیان سن دقیق از فعل be استفاده می‌کنیم:

He is twenty years old.

او بیست ساله است.

در مکالمه روزمره می‌توان عبارت years old را حذف کرد:

He is twenty.

او بیست ساله است.

تفاوت فعل Be و Have در توصیف ظاهر

یکی از مهم‌ترین نکات در توصیف ظاهر افراد، انتخاب درست میان فعل be و have است.

از فعل be برای بیان ویژگی‌های کلی فرد استفاده می‌کنیم:

  • قد

  • وزن

  • سن

  • اندام

  • زیبایی یا جذابیت کلی

مثال:

She is tall.

او قدبلند است.

He is young.

او جوان است.

They are slim.

آن‌ها لاغراندام هستند.

از فعل have برای بیان اعضا یا ویژگی‌هایی استفاده می‌کنیم که فرد آن‌ها را دارد:

  • مو

  • چشم

  • بینی

  • صورت

  • ریش

  • سبیل

مثال:

She has long hair.

او موی بلند دارد.

He has blue eyes.

او چشم‌های آبی دارد.

My father has a beard.

پدر من ریش دارد.

جدول زیر تفاوت این دو ساختار را روشن‌تر می‌کند:

ساختار

کاربرد

مثال

be + adjective

بیان ویژگی کلی

He is tall.

have + noun

بیان عضو یا ویژگی قابل داشتن

He has brown eyes.

have + adjective + noun

توصیف یک عضو

She has curly hair.

جمله زیر نمونه‌ای کامل از ترکیب هر دو فعل است:

She is tall and slim, and she has long black hair.

او قدبلند و باریک‌اندام است و موهای بلند و مشکی دارد.

استفاده از Have Got برای توصیف ظاهر

در زبان انگلیسی بریتانیایی، به‌جای have می‌توان از have got نیز استفاده کرد.

I have got brown eyes.

من چشم‌های قهوه‌ای دارم.

She has got long hair.

او موی بلند دارد.

They have got round faces.

آن‌ها صورت‌های گردی دارند.

ساختار have got به شکل زیر است:

فاعل

ساختار

I / You / We / They

have got

He / She / It

has got

مثال:

He has got a small nose.

او بینی کوچکی دارد.

در انگلیسی آمریکایی، استفاده از have ساده رایج‌تر است:

He has a small nose.

هر دو جمله از نظر معنایی درست هستند.

سؤال درباره ظاهر افراد به انگلیسی

برای پرسیدن درباره ظاهر یک فرد از ساختار زیر استفاده می‌کنیم:

What does he/she look like?

او چه شکلی است؟

این سؤال درباره ویژگی‌های ظاهری است، نه شخصیت فرد.

مثال:

What does your brother look like?

برادرت چه شکلی است؟

He is tall and thin. He has short black hair and brown eyes.

او قدبلند و لاغر است. موهای کوتاه و مشکی و چشم‌های قهوه‌ای دارد.

برای پرسیدن درباره ظاهر جمع از این ساختار استفاده می‌کنیم:

What do they look like?

آن‌ها چه شکلی هستند؟

دقت کنید که سؤال What is he like? معنای متفاوتی دارد. این سؤال بیشتر درباره شخصیت و اخلاق فرد است.

What is he like?

او چه جور آدمی است؟

پاسخ:

He is kind and friendly.

او مهربان و خوش‌برخورد است.

بنابراین:

  • What does he look like? درباره ظاهر است.

  • What is he like? درباره شخصیت است.

پرسیدن قد، وزن و رنگ چشم

برای پرسیدن قد افراد می‌توان گفت:

How tall are you?

قد شما چقدر است؟

How tall is he?

قد او چقدر است؟

پاسخ:

I am 175 centimeters tall.

قد من ۱۷۵ سانتی‌متر است.

برای پرسیدن وزن:

How much do you weigh?

وزن شما چقدر است؟

پاسخ:

I weigh 70 kilos.

من ۷۰ کیلوگرم وزن دارم.

برای پرسیدن رنگ چشم:

What color are your eyes?

چشم‌های شما چه رنگی هستند؟

پاسخ:

My eyes are brown.

چشم‌های من قهوه‌ای هستند.

برای پرسیدن رنگ مو:

What color is her hair?

موی او چه رنگی است؟

پاسخ:

Her hair is blonde.

موی او بلوند است.

توصیف لباس و ظاهر کلی افراد

در بسیاری از موقعیت‌ها، ظاهر یک فرد فقط شامل اعضای بدن نیست و لباس او نیز بخشی از توصیف محسوب می‌شود. برای بیان لباسی که فرد در حال حاضر پوشیده است، معمولاً از زمان حال استمراری استفاده می‌کنیم.

be + wearing + clothes

مثال:

She is wearing a red dress.

او یک پیراهن قرمز پوشیده است.

He is wearing a black jacket and blue jeans.

او یک کت مشکی و شلوار جین آبی پوشیده است.

The man is wearing glasses.

آن مرد عینک زده است.

عبارت‌های کاربردی:

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

wear glasses

عینک زدن

wear sunglasses

عینک آفتابی زدن

wear a hat

کلاه پوشیدن

wear a scarf

شال یا روسری پوشیدن

wear a suit

کت‌وشلوار پوشیدن

wear a uniform

لباس فرم پوشیدن

برای پیدا کردن فردی در یک مکان شلوغ، ترکیب ویژگی‌های ظاهری و لباس بسیار کاربردی است:

She is tall and has long brown hair. She is wearing a green coat.

او قدبلند است و موهای بلند و قهوه‌ای دارد. یک پالتوی سبز پوشیده است.

علائم و ویژگی‌های خاص ظاهری

گاهی برای توصیف دقیق‌تر یک فرد، لازم است به ویژگی‌های خاص چهره یا بدن او اشاره کنیم.

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

freckles

کک‌ومک

a scar

جای زخم

a mole

خال

wrinkles

چین‌وچروک

dimples

چال گونه

glasses

عینک

braces

ارتودنسی دندان

a tattoo

خال‌کوبی

a birthmark

ماه‌گرفتگی یا نشان مادرزادی

bald

کچل، بدون مو

مثال:

She has freckles on her face.

او روی صورتش کک‌ومک دارد.

He has a scar on his left cheek.

او روی گونه چپش جای زخم دارد.

My grandfather has wrinkles around his eyes.

پدربزرگ من اطراف چشم‌هایش چین‌وچروک دارد.

The man is bald.

آن مرد کچل است.

توجه داشته باشید که با bald از فعل be استفاده می‌کنیم:

He is bald.

اما می‌توان گفت:

He has no hair.

او مو ندارد.

راست و چپ در اعضای بدن

برای مشخص کردن سمت بدن از کلمات right و left استفاده می‌کنیم.

  • right یعنی راست

  • left یعنی چپ

مثال:

my right hand

دست راست من

her left eye

چشم چپ او

his right leg

پای راست او

در جمله:

I have pain in my left shoulder.

در شانه چپم درد دارم.

She hurt her right knee.

او زانوی راستش را آسیب زد.

ترتیب عبارت معمولاً به این شکل است:

possessive adjective + right/left + body part

مثال:

my left arm

بازوی چپ من

جمله‌های کاربردی درباره اعضای بدن

واژگان اعضای بدن فقط برای توصیف ظاهر استفاده نمی‌شوند. در موقعیت‌های پزشکی، ورزشی و روزمره نیز بسیار پرکاربرد هستند.

My head hurts.

سرم درد می‌کند.

I have a headache.

سردرد دارم.

My back hurts.

کمرم درد می‌کند.

I have a pain in my shoulder.

در شانه‌ام درد دارم.

Open your mouth.

دهانت را باز کن.

Close your eyes.

چشم‌هایت را ببند.

Raise your arms.

دست‌هایت را بالا ببر.

Bend your knees.

زانوهایت را خم کن.

Wash your hands.

دست‌هایت را بشوی.

Brush your teeth.

دندان‌هایت را مسواک بزن.

Touch your nose.

بینی‌ات را لمس کن.

Turn your head to the left.

سرت را به سمت چپ بچرخان.

بیماری‌ها و دردهای ساده اعضای بدن

برای بیان درد یک عضو می‌توان از چند ساختار استفاده کرد.

استفاده از فعل Hurt

My + body part + hurts.

مثال:

My neck hurts.

گردنم درد می‌کند.

My feet hurt.

پاهایم درد می‌کنند.

در حالت مفرد از hurts و در حالت جمع از hurt استفاده می‌شود.

استفاده از Have a Pain

I have a pain in my + body part.

مثال:

I have a pain in my back.

در کمرم درد دارم.

نام دردهای رایج

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

a headache

سردرد

a toothache

دندان‌درد

a stomachache

دل‌درد

an earache

گوش‌درد

a backache

کمردرد

a sore throat

گلودرد

a sore knee

زانوی دردناک

a broken arm

دست شکسته

مثال:

I have a toothache.

دندان‌درد دارم.

She has a sore throat.

او گلودرد دارد.

He has a broken leg.

پای او شکسته است.

ترتیب مناسب برای توصیف کامل ظاهر

هنگامی که می‌خواهید ظاهر فردی را به‌طور کامل توضیح دهید، بهتر است اطلاعات را با نظم مشخصی بیان کنید. یک ترتیب طبیعی می‌تواند به شکل زیر باشد:

  1. جنسیت یا نسبت فرد

  2. سن تقریبی

  3. قد و اندام

  4. شکل صورت

  5. مو

  6. چشم‌ها و اجزای صورت

  7. ویژگی‌های خاص

  8. لباس

برای نمونه:

Sara is a young woman. She is tall and slim. She has an oval face, long wavy brown hair and large green eyes. She wears glasses and has a friendly smile. Today, she is wearing a white shirt and black trousers.

سارا زن جوانی است. او قدبلند و باریک‌اندام است. صورت بیضی، موهای بلند و موج‌دار قهوه‌ای و چشم‌های بزرگ سبز دارد. عینک می‌زند و لبخند مهربانی دارد. امروز یک پیراهن سفید و شلوار مشکی پوشیده است.

این ترتیب باعث می‌شود توصیف شما منظم، واضح و قابل درک باشد.

نمونه توصیف ظاهر یک مرد به انگلیسی

Reza is a middle-aged man. He is quite tall and well-built. He has short black hair and dark brown eyes. His face is square, and he has a straight nose. He also has a short beard. He usually wears casual clothes, but today he is wearing a dark suit.

رضا مردی میان‌سال است. او نسبتاً قدبلند و خوش‌هیکل است. موهای کوتاه و مشکی و چشم‌های قهوه‌ای تیره دارد. صورتش مربعی است و بینی صافی دارد. همچنین ریش کوتاهی دارد. او معمولاً لباس‌های غیررسمی می‌پوشد، اما امروز کت‌وشلوار تیره پوشیده است.

نمونه توصیف ظاهر یک زن به انگلیسی

Mina is a young woman in her twenties. She is medium-height and slim. She has long, straight, black hair and beautiful brown eyes. She has a round face, a small nose and full lips. She is wearing a blue dress and white shoes.

مینا زن جوانی در دهه بیست زندگی خود است. او قد متوسط و اندامی باریک دارد. موهای بلند، صاف و مشکی و چشم‌های زیبای قهوه‌ای دارد. صورتش گرد است و بینی کوچک و لب‌های برجسته‌ای دارد. او یک پیراهن آبی و کفش‌های سفید پوشیده است.

نمونه توصیف ظاهر کودک به انگلیسی

Arman is a seven-year-old boy. He is short and a little chubby. He has curly brown hair, big black eyes and a small nose. He has a cheerful face and cute dimples. He is wearing a yellow T-shirt and blue shorts.

آرمان پسری هفت‌ساله است. او کوتاه‌قد و کمی تپل است. موهای فر و قهوه‌ای، چشم‌های بزرگ مشکی و بینی کوچکی دارد. چهره‌ای شاد و چال گونه‌های بامزه‌ای دارد. او یک تی‌شرت زرد و شلوارک آبی پوشیده است.

در عبارت a seven-year-old boy، کلمه‌های مربوط به سن با خط فاصله نوشته می‌شوند و کلمه year به‌صورت مفرد می‌آید.

درست:

a ten-year-old girl

یک دختر ده‌ساله

نادرست:

a ten-years-old girl

مکالمه درباره ظاهر افراد

A: What does your new teacher look like?

معلم جدیدت چه شکلی است؟

B: She is tall and slim.

او قدبلند و باریک‌اندام است.

A: What color is her hair?

موهایش چه رنگی است؟

B: She has short brown hair.

او موهای کوتاه و قهوه‌ای دارد.

A: Does she wear glasses?

آیا عینک می‌زند؟

B: Yes, she does. She has blue eyes and a friendly face.

بله. او چشم‌های آبی و چهره‌ای مهربان دارد.

مکالمه برای پیدا کردن یک فرد

A: I’m looking for my brother.

من دنبال برادرم می‌گردم.

B: What does he look like?

او چه شکلی است؟

A: He is tall and thin. He has short black hair and a beard.

او قدبلند و لاغر است. موهای کوتاه و مشکی و ریش دارد.

B: What is he wearing?

چه لباسی پوشیده است؟

A: He is wearing a grey jacket and black trousers.

او یک کت خاکستری و شلوار مشکی پوشیده است.

B: I think he is standing near the door.

فکر می‌کنم نزدیک در ایستاده است.

سؤال و جواب‌های رایج برای تمرین مکالمه

What do you look like?

ظاهر شما چگونه است؟

I am medium-height and slim. I have short brown hair and dark eyes.

من قد متوسط و اندامی باریک دارم. موهایم کوتاه و قهوه‌ای و چشم‌هایم تیره است.

Do you have long hair?

آیا موهای بلندی داری؟

No, I have short hair.

نه، موهای کوتاهی دارم.

What color are your eyes?

چشم‌هایت چه رنگی هستند؟

They are brown.

آن‌ها قهوه‌ای هستند.

Is your father tall?

آیا پدرت قدبلند است؟

Yes, he is very tall.

بله، او بسیار قدبلند است.

Does your sister wear glasses?

آیا خواهرت عینک می‌زند؟

No, she doesn’t.

نه، عینک نمی‌زند.

اشتباهات رایج در توصیف ظاهر به انگلیسی

استفاده اشتباه از Have و Be

نادرست:

She has tall.

درست:

She is tall.

نادرست:

He is blue eyes.

درست:

He has blue eyes.

جمع بستن Hair

نادرست:

She has long hairs.

درست:

She has long hair.

استفاده اشتباه از صفت ملکی

نادرست:

I have pain in the head.

طبیعی‌تر:

I have pain in my head.

یا:

My head hurts.

فراموش کردن حرف تعریف

نادرست:

He has round face.

درست:

He has a round face.

اما برای اعضای جمع نیازی به حرف تعریف نیست:

He has brown eyes.

اشتباه گرفتن Look Like و Like

برای سؤال درباره ظاهر:

What does she look like?

برای سؤال درباره شخصیت:

What is she like?

اشتباه در جمع Foot و Tooth

نادرست:

My foots are cold.

درست:

My feet are cold.

نادرست:

Brush your tooths.

درست:

Brush your teeth.

صفت‌های مثبت و محترمانه برای توصیف افراد

هنگام صحبت درباره ظاهر دیگران بهتر است از واژه‌هایی استفاده کنیم که محترمانه و خنثی باشند. بعضی صفت‌ها ممکن است حتی بدون قصد بد، توهین‌آمیز یا ناراحت‌کننده به نظر برسند.

عبارت‌های مناسب‌تر عبارت‌اند از:

  • slim به‌جای تأکید بیش از حد بر لاغری

  • well-built برای فردی با اندام درشت و متناسب

  • curvy برای توصیف اندام دارای انحنا

  • overweight به‌جای fat در موقعیت‌های رسمی

  • elderly به‌جای very old

  • short یا not very tall برای توصیف قد کوتاه

مثال:

She is not very tall.

او خیلی قدبلند نیست.

این عبارت معمولاً ملایم‌تر از تأکید مستقیم بر کوتاه‌قد بودن فرد است.

He is a little overweight.

او کمی اضافه‌وزن دارد.

همچنین بهتر است در توصیف افراد تنها بر وزن یا ویژگی‌های جسمانی تمرکز نکنیم. ترکیب ویژگی‌های ظاهری با عباراتی مانند friendly smile، kind eyes یا cheerful face توصیف را طبیعی‌تر و محترمانه‌تر می‌کند.

واژگان تکمیلی توصیف ظاهر

عبارت انگلیسی

معنی فارسی

good-looking

خوش‌چهره

handsome

خوش‌قیافه برای مردان

beautiful

زیبا

pretty

زیبا، خوشگل

attractive

جذاب

cute

بامزه، دوست‌داشتنی

elegant

شیک و باوقار

stylish

خوش‌پوش

plain

معمولی و بدون ویژگی برجسته

unusual-looking

دارای ظاهر متفاوت

clean-shaven

اصلاح‌کرده و بدون ریش

untidy

نامرتب

smart

مرتب و شیک

pale

رنگ‌پریده

tanned

برنزه

مثال:

He is handsome and well-dressed.

او خوش‌قیافه و خوش‌لباس است.

She looks elegant in that dress.

او در آن لباس شیک و باوقار به نظر می‌رسد.

He is clean-shaven.

او صورتش را اصلاح کرده و ریش ندارد.

You look pale today.

امروز رنگ‌پریده به نظر می‌رسی.

فعل look در این جمله‌ها به معنی «به نظر رسیدن» است:

look + adjective

مثال:

You look tired.

خسته به نظر می‌رسی.

She looks beautiful.

او زیبا به نظر می‌رسد.

تمرین ساخت جمله با اعضای بدن

برای تثبیت واژگان، بهتر است هر کلمه را در جمله به کار ببرید. می‌توانید از الگوهای زیر استفاده کنید.

الگوی اول: معرفی عضو بدن

This is my hand.

این دست من است.

These are my eyes.

این‌ها چشم‌های من هستند.

برای عضو مفرد از This is و برای اعضای جمع از These are استفاده می‌کنیم.

الگوی دوم: بیان ویژگی ظاهری

I have + adjective + body part.

مثال:

I have brown eyes.

من چشم‌های قهوه‌ای دارم.

I have short hair.

من موهای کوتاه دارم.

الگوی سوم: توصیف کلی

I am + adjective.

مثال:

I am tall.

من قدبلند هستم.

I am slim.

من باریک‌اندام هستم.

الگوی چهارم: ترکیب دو ویژگی

I am … and I have …

مثال:

I am medium-height, and I have long black hair.

من قد متوسطی دارم و موهایم بلند و مشکی است.

تمرین توصیف خود به انگلیسی

برای توصیف خود می‌توانید متن زیر را تکمیل کنید:

My name is … . I am … years old. I am tall / short / medium-height. I am slim / well-built / a little overweight. I have … hair and … eyes. My face is … . I usually wear … .

نمونه کامل:

My name is Nima. I am twenty-five years old. I am medium-height and slim. I have short, wavy, black hair and brown eyes. My face is oval, and I have a small nose. I usually wear casual clothes.

نام من نیما است. من بیست‌وپنج ساله هستم. قد متوسط و اندامی باریک دارم. موهایم کوتاه، موج‌دار و مشکی و چشم‌هایم قهوه‌ای است. صورتم بیضی است و بینی کوچکی دارم. معمولاً لباس‌های غیررسمی می‌پوشم.

تمرین تشخیص جمله درست

کدام جمله صحیح است؟

She is long hair.

She has long hair.

جمله دوم صحیح است، زیرا مو یک ویژگی قابل داشتن است و باید از have استفاده شود.

کدام جمله صحیح است؟

He has tall and thin.

He is tall and thin.

جمله دوم صحیح است، زیرا قد و اندام با فعل be توصیف می‌شوند.

کدام جمله صحیح است؟

My tooths hurt.

My teeth hurt.

جمله دوم صحیح است، زیرا جمع tooth به‌صورت teeth نوشته می‌شود.

کدام جمله صحیح است؟

He has a brown eye.

He has brown eyes.

اگر فرد هر دو چشم قهوه‌ای داشته باشد، جمله دوم طبیعی و صحیح است. جمله اول تنها زمانی استفاده می‌شود که درباره یک چشم مشخص صحبت کنیم.

متن نمونه برای معرفی یکی از اعضای خانواده

My mother is a kind and beautiful woman. She is in her forties. She is medium-height and slim. She has shoulder-length, wavy, brown hair and dark eyes. She has an oval face and a warm smile. She usually wears simple and elegant clothes.

مادر من زنی مهربان و زیباست. او در دهه چهل زندگی خود قرار دارد. قد متوسط و اندامی باریک دارد. موهای قهوه‌ای موج‌دار تا روی شانه و چشم‌های تیره دارد. صورتش بیضی است و لبخند گرمی دارد. او معمولاً لباس‌های ساده و شیک می‌پوشد.

برای تمرین بیشتر، می‌توانید متن مشابهی درباره پدر، خواهر، برادر، دوست یا یکی از معلمان خود بنویسید.

نکات مهم برای یادگیری بهتر واژگان اعضای بدن

بهترین روش یادگیری اعضای بدن، حفظ کردن فهرست‌های طولانی نیست. واژگان زمانی در حافظه باقی می‌مانند که در موقعیت، جمله و مکالمه استفاده شوند.

هنگام یادگیری هر عضو بدن، شکل مفرد و جمع آن را نیز تمرین کنید:

    • eye / eyes

    • hand / hands

    • foot / feet

    • tooth / teeth

واژه‌ها را به‌صورت گروهی یاد بگیرید. برای مثال، در یک جلسه فقط اعضای صورت و در جلسه بعد اعضای دست و پا را تمرین کنید. این روش باعث می‌شود واژگان با نظم ذهنی بهتری ذخیره شوند.

همچنین می‌توانید جلوی آینه بایستید، به اعضای مختلف صورت و بدن اشاره کنید و نام انگلیسی آن‌ها را با صدای بلند بگویید:

This is my nose.

These are my eyes.

This is my right hand.

برای تقویت مکالمه، هر روز یک نفر را در ذهن خود انتخاب و ظاهر او را با سه تا پنج جمله توصیف کنید. ابتدا از جمله‌های ساده شروع کنید:

He is tall.

He has short hair.

He has brown eyes.

سپس به‌تدریج جزئیات بیشتری اضافه کنید:

He is tall and well-built. He has short, curly, black hair and dark brown eyes. He also has a short beard and wears glasses.

تمرین مستمر این ساختارها باعث می‌شود هنگام مکالمه، بدون ترجمه کلمه‌به‌کلمه از فارسی، ظاهر افراد را به‌صورت روان توصیف کنید.

جمع‌بندی

اعضای بدن و واژگان توصیف ظاهر، از پایه‌ای‌ترین و در عین حال کاربردی‌ترین موضوعات در آموزش زبان انگلیسی مبتدی هستند. با یادگیری کلماتی مانند head، face، eye، hand، leg، hair و صفت‌هایی مانند tall، short، slim، curly و blonde می‌توان جمله‌های متنوعی برای معرفی خود و دیگران ساخت.

مهم‌ترین نکته دستوری این است که برای ویژگی‌های کلی مانند قد، سن و اندام از فعل be استفاده می‌کنیم، اما برای مو، چشم، بینی، صورت و سایر ویژگی‌هایی که فرد آن‌ها را دارد، فعل have یا have got به کار می‌رود.

برای نمونه:

She is tall and slim. She has long black hair and brown eyes.

او قدبلند و باریک‌اندام است. موهای بلند و مشکی و چشم‌های قهوه‌ای دارد.

با تمرین پرسش‌هایی مانند What does he look like? و پاسخ دادن با جمله‌های کوتاه و منظم، می‌توانید این واژگان را به بخشی فعال از مکالمه انگلیسی خود تبدیل کنید. هدف نهایی این نیست که فقط معنی کلمات را بدانید؛ بلکه باید بتوانید آن‌ها را در جمله، توصیف و گفت‌وگوی واقعی به کار ببرید.

منتشر شده توسط هم‌زبان در پلتفرم رسانیکا