همآیندهای پرکاربرد انگلیسی؛ یادگیری Collocation بهجای کلمه منفرد
منبع: https://rasanika.com
یکی از تفاوتهای مهم میان زبانآموزی که فقط تعداد زیادی واژه انگلیسی میداند و کسی که واقعاً میتواند طبیعی، دقیق و روان صحبت کند، در نحوه یادگیری واژگان است. بسیاری از زبانآموزان مدتها وقت صرف حفظ کردن معنی کلمات میکنند؛ برای مثال میدانند decision یعنی «تصمیم»، attention یعنی «توجه» و progress یعنی «پیشرفت». اما هنگام مکالمه یا نوشتن نمیدانند این کلمات معمولاً در کنار چه واژههایی قرار میگیرند.
اینجاست که مفهوم Collocation یا «همآیند» اهمیت پیدا میکند.
در زبان انگلیسی، کلمات بهصورت کاملاً تصادفی در کنار یکدیگر قرار نمیگیرند. بعضی ترکیبها برای انگلیسیزبانها طبیعی و رایج هستند و بعضی دیگر، با اینکه شاید از نظر دستوری اشتباه نباشند، عجیب یا غیرطبیعی به نظر میرسند. برای مثال انگلیسیزبانها معمولاً میگویند:
make a decision
نه:
do a decision
یا میگویند:
heavy rain
نه:
strong rain
در هر دو مثال، زبانآموز ممکن است معنی تکتک واژهها را بداند، اما انتخاب واژه مناسب در کنار واژه دیگر چیزی است که باید جداگانه یاد گرفته شود.
به همین دلیل، اگر در سطح متوسط به بالا، بهخصوص سطح B2، قرار دارید و میخواهید مکالمه و نوشتار شما طبیعیتر شود، بهتر است بهتدریج از یادگیری «کلمه منفرد» فاصله بگیرید و واژگان انگلیسی را به شکل ترکیبها، عبارتها و الگوهای رایج یاد بگیرید.
Collocation چیست؟
Collocation به ترکیب دو یا چند کلمه گفته میشود که معمولاً و بهطور طبیعی در کنار یکدیگر استفاده میشوند. این ترکیبها در ذهن یک انگلیسیزبان آشنا و قابل پیشبینی هستند.
برای مثال:
make a mistake — اشتباه کردن
take a break — استراحت کردن
strong coffee — قهوه غلیظ
deeply concerned — عمیقاً نگران
highly recommended — بسیار توصیهشده
pay attention — توجه کردن
نکته مهم این است که نمیتوان همیشه Collocation را با ترجمه مستقیم از فارسی حدس زد. برای مثال ممکن است در فارسی بگوییم «یک تصمیم بگیر»، اما دانستن معنی «گرفتن» به ما نمیگوید که در انگلیسی باید از فعل make استفاده کنیم.
بنابراین بهتر است make a decision را بهعنوان یک واحد واژگانی کامل یاد بگیریم، نه اینکه ابتدا make و decision را جداگانه حفظ کنیم و بعد سعی کنیم هنگام صحبت کردن آنها را کنار هم قرار دهیم.
چرا حفظ کردن کلمات منفرد کافی نیست؟
فرض کنید زبانآموزی صدها کلمه انگلیسی را با معنی فارسی آنها حفظ کرده است. این دانش قطعاً مفید است، اما هنگام صحبت کردن یک مشکل مهم ایجاد میشود: او باید دائماً تصمیم بگیرد که کدام واژهها را کنار یکدیگر قرار دهد.
برای مثال کلمه problem را در نظر بگیرید. دانستن اینکه problem یعنی «مشکل» تنها نقطه شروع است. برای استفاده واقعی از این کلمه، باید ترکیبهای رایج آن را نیز بشناسیم:
have a problem
solve a problem
cause a problem
deal with a problem
serious problem
major problem
potential problem
وقتی این ترکیبها را بلد باشید، برای ساختن جمله دیگر مجبور نیستید همه چیز را از صفر ایجاد کنید.
بهجای اینکه در ذهن خود فکر کنید:
«مشکل + حل کردن... کدام فعل انگلیسی مناسب است؟»
ترکیب solve a problem مستقیماً در ذهن شما فعال میشود.
این موضوع باعث افزایش سرعت جملهسازی و در نتیجه افزایش روانی مکالمه میشود.
Collocation چه تأثیری بر طبیعی شدن انگلیسی دارد؟
گاهی جملهای از نظر دستور زبان کاملاً صحیح است، اما یک انگلیسیزبان آن را به شکل دیگری بیان میکند. علت این تفاوت معمولاً انتخاب واژههاست.
برای مثال:
I did a big mistake.
معنی جمله کاملاً قابل فهم است، اما ترکیب طبیعی انگلیسی این است:
I made a big mistake.
یا:
The rain was very strong yesterday.
از نظر معنایی قابل درک است، اما معمولاً گفته میشود:
There was heavy rain yesterday.
بنابراین طبیعی صحبت کردن فقط به معنی رعایت گرامر نیست. بخش بزرگی از طبیعی بودن زبان به این بستگی دارد که واژههایی را کنار هم قرار دهید که معمولاً در زبان واقعی کنار هم استفاده میشوند.
هرچه دامنه Collocationهای شما بیشتر باشد، جملههایتان کمتر حالت ترجمهشده از فارسی خواهند داشت.
مهمترین انواع Collocation در انگلیسی
همآیندها شکلهای مختلفی دارند. شناخت این ساختارها کمک میکند هنگام مطالعه متون، فیلم، پادکست یا کتابهای آموزشی راحتتر آنها را تشخیص دهید.
فعل + اسم
یکی از رایجترین انواع Collocation ترکیب فعل و اسم است.
Collocation | معنی |
|---|---|
make a decision | تصمیم گرفتن |
make an effort | تلاش کردن |
make progress | پیشرفت کردن |
take responsibility | مسئولیت پذیرفتن |
take action | اقدام کردن |
pay attention | توجه کردن |
raise a question | مطرح کردن سؤال |
solve a problem | حل کردن مشکل |
reach an agreement | به توافق رسیدن |
meet a requirement | برآورده کردن یک الزام |
این دسته اهمیت زیادی دارد، زیرا بسیاری از اشتباههای زبانآموزان دقیقاً در انتخاب فعل مناسب برای اسم اتفاق میافتد.
برای مثال ممکن است زبانآموز با خودش فکر کند «پیشرفت کردن» باید do progress باشد، در حالی که ترکیب طبیعی make progress است.
صفت + اسم
در این نوع، یک اسم معمولاً با مجموعه محدودی از صفتها همراه میشود.
Collocation | معنی |
|---|---|
heavy traffic | ترافیک سنگین |
heavy rain | باران شدید |
strong argument | استدلال قوی |
strong opinion | نظر قاطع |
serious problem | مشکل جدی |
major issue | مسئله مهم |
close friend | دوست صمیمی |
great opportunity | فرصت عالی |
high demand | تقاضای زیاد |
reasonable price | قیمت منطقی |
نکته جالب این است که مترادفها همیشه قابل جایگزینی نیستند.
برای مثال strong و powerful هر دو میتوانند مفهوم «قوی» داشته باشند، اما نمیتوان آنها را در همه ترکیبها آزادانه جایگزین کرد. ممکن است یک ترکیب از نظر معنایی قابل حدس باشد، اما انگلیسیزبانها معمولاً شکل دیگری را ترجیح دهند.
قید + صفت
این گروه مخصوصاً برای زبانآموزان سطح B2 و بالاتر بسیار مفید است، زیرا باعث میشود توصیفها دقیقتر و حرفهایتر شوند.
نمونهها:
highly successful — بسیار موفق
highly unlikely — بسیار بعید
deeply concerned — عمیقاً نگران
deeply disappointed — عمیقاً ناامید
completely different — کاملاً متفاوت
perfectly normal — کاملاً طبیعی
widely available — بهطور گسترده در دسترس
closely related — بهشدت مرتبط
fully aware — کاملاً آگاه
زبانآموزان معمولاً بیش از حد از very استفاده میکنند:
very important
very successful
very difficult
این ترکیبها اشتباه نیستند، اما استفاده از همآیندهای متنوعتر باعث میشود زبان شما پختهتر شود.
برای مثال:
highly effective
اغلب طبیعیتر و رسمیتر از:
very effective
به نظر میرسد.
فعل + قید
برخی افعال معمولاً همراه با قیدهای مشخصی ظاهر میشوند:
strongly recommend
completely understand
deeply regret
seriously consider
firmly believe
strongly disagree
closely examine
برای مثال:
I strongly recommend this book.
از نظر کاربردی طبیعیتر از این است که همیشه بگوییم:
I very much recommend this book.
اسم + اسم
ترکیب دو اسم نیز در زبان انگلیسی بسیار رایج است:
job interview
traffic jam
language barrier
customer service
career opportunity
business decision
research project
health problem
گاهی این ترکیبها آنقدر رایج هستند که بهتر است آنها را یک واحد کامل در نظر بگیرید.
همآیندهای پرکاربرد با Make
فعل make یکی از مهمترین افعالی است که باید همراه با Collocationهایش یاد گرفته شود. زبانآموزان فارسیزبان معمولاً در انتخاب بین make و do مشکل دارند.
ترکیبهای پرکاربرد با make عبارتاند از:
make a decision — تصمیم گرفتن
make a mistake — اشتباه کردن
make an effort — تلاش کردن
make progress — پیشرفت کردن
make money — پول درآوردن
make a suggestion — پیشنهاد دادن
make a difference — تفاوت ایجاد کردن
make a complaint — شکایت کردن
make an appointment — وقت گرفتن
make a choice — انتخاب کردن
make a promise — قول دادن
make an excuse — بهانه آوردن
مثلاً:
We need to make a decision soon.
باید بهزودی تصمیم بگیریم.
یا:
She has made significant progress in English.
او در زبان انگلیسی پیشرفت قابلتوجهی داشته است.
نکته مهم این است که بهتر است این ترکیبها را با مثال یاد بگیرید، زیرا یک Collocation بدون جمله ممکن است خیلی زود فراموش شود.
همآیندهای مهم با Do
فعل do معمولاً با فعالیتها، وظایف و کارها همراه میشود.
نمونههای رایج:
do homework
do business
do research
do exercise
do your best
do someone a favor
do the dishes
do some work
do a good job
do damage
برای مثال:
Researchers are doing research on climate change.
پژوهشگران در حال انجام تحقیق درباره تغییرات اقلیمی هستند.
یا:
Just do your best.
فقط تمام تلاشت را بکن.
تفاوت make و do را نباید فقط با یک قانون کلی یاد گرفت. یادگیری مجموعهای از Collocationهای رایج بسیار قابلاعتمادتر است.
همآیندهای پرکاربرد با Take
فعل take در ترکیبهای بسیار متنوعی استفاده میشود:
take a break
take action
take responsibility
take a risk
take a look
take advantage of
take care of
take part in
take notes
take a seat
take a chance
take someone seriously
مثلاً:
The company needs to take action immediately.
شرکت باید فوراً اقدام کند.
یا:
You should take advantage of this opportunity.
بهتر است از این فرصت استفاده کنی.
اگر فقط معنی اصلی take یعنی «گرفتن» را بدانید، درک بسیاری از این کاربردها دشوار میشود. اما وقتی ترکیب را به شکل یک واحد یاد بگیرید، نیازی به ترجمه کلمهبهکلمه ندارید.
همآیندهای مهم با Have
have نیز فقط به معنی «داشتن» نیست و در بسیاری از عبارتهای طبیعی انگلیسی دیده میشود:
have a conversation
have a problem
have difficulty
have an idea
have an opportunity
have an effect
have experience
have a good time
have a chance
have access to
برای مثال:
We had a long conversation about the project.
ما درباره پروژه گفتوگوی طولانیای داشتیم.
یا:
Many students have difficulty understanding fast speech.
بسیاری از دانشآموزان در درک گفتار سریع مشکل دارند.
Collocationهای مهم برای مکالمه طبیعی
بعضی ترکیبها در مکالمات روزمره آنقدر پرکاربرد هستند که یادگیری آنها تأثیر مستقیمی بر روان صحبت کردن دارد.
از جمله:
to be honest
make sure
take your time
have no idea
keep in mind
come to mind
get ready
get involved
make sense
give someone a call
have a look
catch a bus
miss a chance
keep a promise
مثلاً بهجای تلاش برای ساختن جملهای طولانی برای گفتن «هیچ ایدهای ندارم»، عبارت آماده:
I have no idea.
بلافاصله قابل استفاده است.
یا وقتی میخواهید بگویید چیزی منطقی است:
That makes sense.
این نوع عبارتها بهخصوص در مکالمه اهمیت زیادی دارند، چون مغز آنها را بهصورت یک تکه آماده بازیابی میکند.
Collocationهای کاربردی برای سطح B2
در سطح B2 انتظار میرود زبانآموز بتواند درباره موضوعات نسبتاً پیچیدهتر، مانند کار، تحصیل، جامعه، فناوری و تصمیمگیری صحبت کند. در چنین سطحی، استفاده از Collocationهای دقیقتر کمک زیادی به کیفیت زبان میکند.
چند نمونه مهم عبارتاند از:
Collocation | کاربرد |
|---|---|
reach a conclusion | به نتیجه رسیدن |
achieve a goal | به هدف رسیدن |
gain experience | تجربه کسب کردن |
face a challenge | با چالش روبهرو شدن |
meet expectations | برآورده کردن انتظارات |
raise awareness | افزایش آگاهی |
express concern | ابراز نگرانی |
provide evidence | ارائه مدرک |
draw attention to | جلب توجه به |
play an important role | نقش مهمی داشتن |
have a significant impact | تأثیر قابلتوجه داشتن |
take into account | در نظر گرفتن |
deal with a situation | رسیدگی به یک وضعیت |
reach a compromise | رسیدن به مصالحه |
highly competitive | بسیار رقابتی |
برای مثال:
Technology plays an important role in modern education.
فناوری در آموزش مدرن نقش مهمی دارد.
این جمله طبیعیتر از جملهای است که در آن زبانآموز بخواهد کلمات را مستقیماً از فارسی ترجمه کند.
چگونه Collocation یاد بگیریم؟
یادگیری همآیندها زمانی نتیجه میدهد که روش مطالعه نیز تغییر کند. صرفاً خواندن یک فهرست طولانی از ترکیبها احتمالاً تأثیر پایداری ندارد.
کلمه را همراه با همآیندهایش یاد بگیرید
از این به بعد اگر با کلمه جدیدی مثل decision مواجه شدید، فقط معنی آن را یادداشت نکنید.
مثلاً بنویسید:
decision
make a decision
difficult decision
important decision
final decision
reach a decision
به این ترتیب یک واژه را به یک شبکه از کاربردهای واقعی متصل میکنید.
بهجای ترجمه، مثال ثبت کنید
فرض کنید عبارت take responsibility را یاد گرفتهاید. نوشتن معنی فارسی آن مفید است، اما بهتر است یک جمله طبیعی نیز کنار آن ثبت کنید:
He refused to take responsibility for the mistake.
او حاضر نشد مسئولیت اشتباه را بپذیرد.
جمله به شما نشان میدهد ترکیب در چه ساختاری استفاده میشود و چه حرف اضافهای ممکن است بعد از آن بیاید.
هنگام خواندن، به ترکیبها توجه کنید
بسیاری از زبانآموزان هنگام مطالعه یک متن فقط دنبال واژههایی هستند که معنی آنها را نمیدانند.
روش بهتر این است که گاهی حتی روی کلمات آشنا تمرکز کنید و ببینید در کنار چه کلماتی آمدهاند.
مثلاً ممکن است تمام کلمات جمله زیر را بدانید:
The government is under increasing pressure to take immediate action.
اما چند ترکیب ارزشمند در آن وجود دارد:
increasing pressure
under pressure
take action
immediate action
اینها ممکن است از یادگیری یک کلمه جدید ارزش بیشتری داشته باشند.
دفتر لغت را به دفتر Collocation تبدیل کنید
یکی از بهترین تغییراتی که میتوانید در روش مطالعه ایجاد کنید، تغییر شکل دفتر واژگان است.
روش سنتی معمولاً چنین است:
Word | Meaning |
|---|---|
effort | تلاش |
decision | تصمیم |
attention | توجه |
اما مدل مفیدتر میتواند این باشد:
کلمه اصلی | Collocationهای مهم |
|---|---|
effort | make an effort, considerable effort, require effort |
decision | make a decision, final decision, difficult decision |
attention | pay attention, attract attention, close attention |
progress | make progress, significant progress, steady progress |
opportunity | great opportunity, have an opportunity, take advantage of an opportunity |
در این روش هر کلمه تبدیل به نقطه شروع برای یادگیری چند ترکیب قابل استفاده میشود.
هنگام یادگیری افعال، اسمهای رایج همراهشان را پیدا کنید
برای مثال، یادگیری فعل raise فقط با معنی «بالا بردن» کافی نیست.
این فعل در ترکیبهای مهمی استفاده میشود:
raise awareness
raise money
raise a question
raise an issue
raise concerns
raise standards
وقتی این الگو را میبینید، معنای کاربردی فعل بسیار واضحتر میشود.
همین روش را میتوان برای افعال دیگری مثل reach، meet، gain، provide، achieve، face و reduce استفاده کرد.
Collocation و تفاوت میان زبان قابل فهم و زبان طبیعی
یکی از مهمترین نکاتی که زبانآموزان سطح متوسط باید درک کنند این است که «قابل فهم بودن» و «طبیعی بودن» دقیقاً یک چیز نیستند.
فرض کنید کسی بگوید:
I made a party last night.
شنونده احتمالاً منظور او را میفهمد، اما ترکیب رایج انگلیسی:
have a party
یا:
throw a party
است.
این مسئله در سطوح پایین چندان مهم نیست، زیرا هدف اصلی برقراری ارتباط است. اما از سطح B1 و بهخصوص B2 به بعد، انتخاب ترکیبهای طبیعی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
زبانآموزی که Collocationهای بیشتری بلد است، معمولاً با همان گرامر و حتی همان تعداد واژه، حرفهایتر و روانتر به نظر میرسد.
چرا ترجمه مستقیم فارسی باعث اشتباه در Collocation میشود؟
هر زبان الگوهای ترکیبی خاص خودش را دارد. ممکن است دو زبان برای بیان یک مفهوم از فعلهای کاملاً متفاوتی استفاده کنند.
برای نمونه در فارسی میگوییم:
«تصمیم گرفتن»
اما در انگلیسی:
make a decision
نه:
take a decision
اگرچه جالب است بدانیم take a decision در بعضی گونههای انگلیسی، بهویژه انگلیسی بریتانیایی رسمی، ممکن است دیده شود، اما make a decision انتخاب عمومیتر و رایجتر است.
یا در فارسی میگوییم:
«توجه کردن»
اما انگلیسی از:
pay attention
استفاده میکند.
اگر زبانآموز دائماً جمله را ابتدا در فارسی بسازد و سپس کلمهبهکلمه ترجمه کند، احتمال خطا در چنین ترکیبهایی زیاد میشود.
راهحل این نیست که ترجمه را کاملاً کنار بگذاریم؛ بلکه باید تعداد بیشتری عبارت آماده در ذهن داشته باشیم تا هنگام صحبت کردن نیازی به ترجمه مستقیم نداشته باشیم.
تفاوت Collocation با اصطلاح یا Idiom
Collocation و Idiom یکسان نیستند.
در Collocation، معمولاً معنی ترکیب را میتوان تا حد زیادی از معنی کلمات آن فهمید.
مثلاً:
heavy traffic
واضح است که درباره ترافیک زیاد صحبت میکنیم.
اما در Idiom، معنی عبارت اغلب با معنی ظاهری کلمات متفاوت است.
مثلاً:
break the ice
در بسیاری از موقعیتها به معنی «شروع ارتباط و از بین بردن فضای رسمی یا معذب» است، نه شکستن واقعی یخ.
بهطور ساده:
ویژگی | Collocation | Idiom |
|---|---|---|
معنی قابل حدس است؟ | معمولاً بله | همیشه نه |
ترکیب واژهها ثابت است؟ | تا حدی | معمولاً بسیار ثابت |
کاربرد در زبان روزمره | بسیار زیاد | زیاد |
مثال | make a decision | break the ice |
برای طبیعی صحبت کردن، یادگیری هر دو مهم است، اما Collocationها پایهایتر و فراگیرتر هستند.
آیا باید تمام Collocationهای یک کلمه را حفظ کنیم؟
خیر. بسیاری از کلمات دهها یا حتی صدها ترکیب ممکن دارند و حفظ همه آنها نه ضروری است و نه عملی.
بهتر است ابتدا روی ترکیبهایی تمرکز کنید که:
در مکالمه یا نوشتار زیاد دیده میشوند؛
با نیازهای شما مرتبط هستند؛
چندین بار در منابع مختلف مشاهده کردهاید؛
برای بیان ایدههای روزمره به آنها نیاز دارید.
برای مثال اگر در حوزه کسبوکار انگلیسی مطالعه میکنید، Collocationهایی مانند:
meet a deadline
sign a contract
reach an agreement
increase sales
gain market share
برای شما اولویت بالاتری دارند.
اما اگر هدف اصلی شما مکالمه روزمره است، عباراتی مانند:
have a good time
make plans
take a break
get ready
keep in touch
کاربرد بیشتری خواهند داشت.
چگونه Collocation را وارد مکالمه فعال کنیم؟
شناخت یک ترکیب به معنی توانایی استفاده از آن نیست. ممکن است هنگام خواندن، make an effort را بهراحتی بفهمید، اما هنگام صحبت کردن همچنان آن را به یاد نیاورید.
برای انتقال Collocation از حافظه غیرفعال به حافظه فعال، باید آن را تولید کنید.
برای مثال اگر میخواهید عبارت take responsibility را یاد بگیرید، چند جمله شخصی بسازید:
Managers should take responsibility for their decisions.
I always try to take responsibility for my mistakes.
سپس چند روز بعد بدون نگاه کردن به یادداشتها تلاش کنید همین عبارت را دوباره در یک جمله استفاده کنید.
استفاده فعال، بسیار مؤثرتر از چند بار خواندن همان عبارت است.
تمرین جای خالی برای تثبیت همآیندها
یکی از روشهای ساده تمرین این است که فعل یا صفت اصلی را حذف کنید.
مثلاً:
_____ a decision
_____ attention
_____ progress
_____ responsibility
_____ a risk
سپس جوابها را به یاد بیاورید:
make a decision
pay attention
make progress
take responsibility
take a risk
این روش مغز را مجبور میکند رابطه میان کلمات را بازیابی کند.
یک Collocation را در چند زمان و ساختار استفاده کنید
برای اینکه یک ترکیب واقعاً در ذهن تثبیت شود، آن را فقط در یک جمله حفظ نکنید.
مثلاً برای make progress:
I’m making progress.
دارم پیشرفت میکنم.
She has made a lot of progress.
او پیشرفت زیادی کرده است.
We didn’t make much progress yesterday.
دیروز پیشرفت زیادی نداشتیم.
How much progress have you made?
چقدر پیشرفت کردهای؟
در این روش هم Collocation تمرین میشود و هم انعطاف دستوری آن را یاد میگیرید.
اشتباه رایج: حفظ فهرستهای طولانی Collocation
دیدن فهرستی شامل 300 یا 500 Collocation ممکن است هیجانانگیز باشد، اما حفظ کردن چنین فهرستهایی بدون بافت معمولاً نتیجه خوبی ندارد.
مغز زبان را بهتر زمانی یاد میگیرد که ترکیبها در جمله، موقعیت و مفهوم قرار گرفته باشند.
بهجای حفظ روزانه 30 ترکیب، ممکن است یادگیری 5 تا 10 Collocation و استفاده واقعی از آنها بسیار مؤثرتر باشد.
مثلاً برای یک روز فقط این پنج مورد را انتخاب کنید:
make an effort
take responsibility
pay attention
raise awareness
gain experience
سپس برای هرکدام یک یا دو جمله شخصی بسازید و روز بعد آنها را مرور کنید.
اشتباه رایج: یادگیری Collocation بدون توجه به ساختار جمله
گاهی زبانآموز خود ترکیب را درست یاد میگیرد، اما نمیداند چگونه آن را در جمله قرار دهد.
برای مثال فقط یادداشت کردن:
take advantage
کافی نیست.
شکل مفیدتر:
take advantage of something
است.
مثلاً:
You should take advantage of every opportunity to speak English.
بهتر است از هر فرصتی برای صحبت کردن به انگلیسی استفاده کنید.
یا بهجای ثبت:
responsible
بهتر است ترکیب کاملتر را یاد بگیرید:
be responsible for something
این نوع یادگیری از اشتباه در حروف اضافه نیز جلوگیری میکند.
Collocation و افزایش سرعت مکالمه
روانی در مکالمه فقط به سرعت صحبت کردن مربوط نیست. یکی از عوامل اصلی روانی این است که چه مقدار از زبان به شکل «قطعات آماده» در حافظه ذخیره شده باشد.
فردی که برای هر جمله مجبور است تکتک کلمات را انتخاب کند، طبیعتاً مکث بیشتری خواهد داشت.
اما اگر عبارتهایی مانند:
as far as I know
it depends on
take into account
make sure that
the main reason is
have a significant impact on
به شکل واحدهای آماده در ذهن او وجود داشته باشند، جملهسازی بسیار سریعتر میشود.
این همان دلیلی است که یادگیری عبارت و Collocation میتواند حتی بدون یادگیری گرامر جدید، روانی مکالمه را افزایش دهد.
Collocation و مهارت Writing
در نوشتار انگلیسی، مخصوصاً در متون دانشگاهی، آزمونهای زبان یا مکاتبات حرفهای، انتخاب Collocation مناسب اهمیت زیادی دارد.
مثلاً در یک متن رسمی، ترکیبهای زیر بسیار کاربردی هستند:
provide evidence
conduct research
draw a conclusion
pose a threat
address a problem
meet the needs
have an impact
play a key role
take measures
reach an agreement
مثلاً:
Governments should take effective measures to reduce air pollution.
یا:
Several studies have provided strong evidence to support this argument.
استفاده از این نوع عبارتها باعث میشود متن منسجمتر، دقیقتر و حرفهایتر به نظر برسد.
Collocationهای کاربردی برای بیان نظر
در مکالمه و Writing، توانایی بیان نظر اهمیت زیادی دارد. بهجای تکرار دائمی I think میتوانید با ترکیبهای رایجتر آشنا شوید:
strongly believe
firmly believe
express an opinion
share the view
have a different opinion
strongly agree
strongly disagree
make a valid point
برای مثال:
I strongly believe that education should be accessible to everyone.
یا:
She made a valid point about the cost of the project.
Collocationهای کاربردی برای موفقیت، کار و تحصیل
این حوزه یکی از پرکاربردترین موضوعات در سطح B2 است.
ترکیبهای مهم:
achieve success
achieve a goal
gain experience
develop skills
meet a deadline
make progress
career opportunities
job satisfaction
academic performance
practical experience
valuable experience
heavy workload
highly qualified
work effectively
reach your full potential
برای مثال:
Practical experience can help students develop important professional skills.
یا:
Good time management is essential if you want to meet deadlines.
یادگیری موضوعی Collocationها کمک میکند هنگام صحبت درباره یک موضوع خاص، چندین ترکیب مرتبط بهطور همزمان در دسترس شما باشند.
Collocationهای کاربردی برای مشکل و راهحل
موضوع «مشکل و راهحل» تقریباً در هر نوع مکالمه و نوشتهای دیده میشود.
ترکیبهای مفید:
serious problem
major problem
potential problem
face a problem
identify a problem
solve a problem
address a problem
deal with a problem
find a solution
effective solution
practical solution
long-term solution
مثلاً:
We need to find a long-term solution to this problem.
ترکیب چند Collocation در یک جمله میتواند بسیار طبیعی باشد:
The company is facing a serious problem and needs to find an effective solution quickly.
Collocationهای کاربردی برای تغییر و پیشرفت
برای صحبت درباره تحصیل، کسبوکار، فناوری یا توسعه فردی این ترکیبها بسیار مفید هستند:
make progress
significant progress
rapid change
major change
bring about change
adapt to change
improve performance
increase efficiency
develop rapidly
steady improvement
برای مثال:
Technology has brought about major changes in the way people communicate.
این نوع ترکیبها به شما اجازه میدهند درباره موضوعات انتزاعی و پیچیدهتر با دقت بیشتری صحبت کنید.
بهترین روش مرور Collocationها چیست؟
مرور باید فاصلهدار و فعال باشد.
در مرور فعال، بهجای اینکه فقط عبارت را دوباره بخوانید، بخشی از آن را ببینید و بخش دیگر را به یاد بیاورید.
مثلاً روی یک کارت بنویسید:
_____ attention
و تلاش کنید پاسخ:
pay
را به یاد بیاورید.
یا بنویسید:
یک تصمیم مهم گرفتن
و خودتان تولید کنید:
make an important decision
همچنین بهتر است عبارتهایی که چند بار در مکالمه یا نوشتن فراموش کردهاید با فاصله کوتاهتری مرور شوند.
هدف مرور، شناختن عبارت نیست؛ هدف این است که بتوانید آن را سریع و بدون مکث بازیابی کنید.
آیا Collocationها قانون مشخصی دارند؟
بعضی الگوها قابل توضیح هستند، اما تعداد زیادی از Collocationها را نمیتوان با یک قانون دستوری ساده پیشبینی کرد.
چرا میگوییم:
heavy rain
اما:
strong wind
چرا:
make a mistake
اما:
do damage
پاسخ اصلی این است که این ترکیبها در طول زمان در کاربرد واقعی زبان تثبیت شدهاند.
به همین دلیل، تلاش برای پیدا کردن قانون برای تمام Collocationها چندان مفید نیست. بسیاری از آنها باید از طریق مواجهه مکرر، مثال و تمرین آموخته شوند.
در واقع همانطور که یک فارسیزبان بدون فکر کردن میداند «باران شدید» طبیعی است، یک انگلیسیزبان هم بسیاری از Collocationها را بر اساس تجربه زبانی تشخیص میدهد.
از کجا بفهمیم یک ترکیب طبیعی است؟
اگر هنگام مطالعه یا شنیدن انگلیسی بارها یک ترکیب را مشاهده میکنید، احتمالاً با یک Collocation رایج روبهرو هستید.
مثلاً ممکن است بارها ببینید:
highly recommended
strong evidence
take responsibility
make progress
این تکرارها تصادفی نیستند.
بنابراین یکی از مهمترین عادتهای زبانآموز حرفهای این است که فقط دنبال «کلمه جدید» نباشد؛ بلکه ترکیبهای آشنا و تکرارشونده را نیز شناسایی کند.
گاهی ارزش یادگیری یک ترکیب شامل دو کلمه آشنا، بیشتر از یادگیری یک واژه کمیاب و جدید است.
برنامه روزانه ساده برای یادگیری Collocation
برای ایجاد پیشرفت پایدار نیازی نیست روزانه ساعتها Collocation مطالعه کنید. یک برنامه 20 تا 30 دقیقهای نیز میتواند بسیار مؤثر باشد.
برای مثال:
مرحله اول: انتخاب 5 Collocation
پنج ترکیب را از یک متن، درس یا موضوع مشخص انتخاب کنید.
مثلاً:
make progress
take action
gain experience
raise awareness
solve a problem
مرحله دوم: نوشتن یک مثال برای هر مورد
ترجیحاً جملهای بنویسید که به زندگی، کار یا تجربه خودتان مرتبط باشد.
مرحله سوم: تمرین بازیابی
بعد از چند ساعت یا روز بعد، فقط یک بخش از ترکیب را ببینید و بخش دیگر را یادآوری کنید.
مرحله چهارم: استفاده در مکالمه
سعی کنید حداقل دو مورد از ترکیبها را در صحبت کردن درباره یک موضوع استفاده کنید.
مرحله پنجم: مرور چند روز بعد
اگر ترکیب بدون مکث به ذهن آمد، فاصله مرور بعدی را بیشتر کنید.
چگونه Collocation را هنگام دیدن فیلم و سریال یاد بگیریم؟
هنگام تماشای محتوای انگلیسی لازم نیست هر عبارت جدید را یادداشت کنید. این کار میتواند روند تماشا را خستهکننده کند.
بهتر است به عبارتهایی توجه کنید که:
چند بار تکرار میشوند؛
برای مکالمات روزمره کاربردی هستند؛
ساختارشان برای شما جدید است؛
معنی کلمات را میدانید اما خود ترکیب برایتان غیرمنتظره است.
برای مثال اگر در یک فیلم میشنوید:
Don't take it personally.
بهتر است کل عبارت take something personally را ثبت کنید، نه فقط معنی personally.
یا اگر میشنوید:
I'll keep that in mind.
عبارت keep something in mind بهعنوان یک واحد بسیار ارزشمندتر از یادگیری جداگانه کلمات است.
یادگیری Collocation بهجای افزایش بیپایان تعداد لغات
بسیاری از زبانآموزان تصور میکنند برای پیشرفت باید دائماً تعداد واژگان خود را افزایش دهند. در حالی که گاهی مشکل اصلی کمبود لغت نیست، بلکه محدود بودن توانایی استفاده از لغات موجود است.
ممکن است کلمه experience را سالها بشناسید، اما اگر ترکیبهای زیر را بلد نباشید، هنوز از تمام ظرفیت این واژه استفاده نمیکنید:
gain experience
have experience
practical experience
valuable experience
previous experience
lack of experience
بنابراین پیشرفت واژگانی همیشه به معنی یادگیری کلمات بیشتر نیست. گاهی به معنی شناخت عمیقتر همان کلماتی است که از قبل میدانید.
چگونه یک واژه را عمیق یاد بگیریم؟
برای هر واژه مهم، میتوانید پنج سؤال بپرسید:
این کلمه معمولاً با چه فعلهایی میآید؟
چه صفتهایی معمولاً قبل از آن قرار میگیرند؟
آیا حرف اضافه خاصی همراه آن است؟
در چه عبارتهای ثابتی دیده میشود؟
یک جمله طبیعی با آن چگونه ساخته میشود؟
برای مثال کلمه attention:
فعلهای رایج:
pay attention
attract attention
draw attention
صفتهای رایج:
close attention
careful attention
special attention
ساختار مهم:
pay attention to something
به این ترتیب بهجای حفظ یک ترجمه ساده، نقشه کاربرد واقعی واژه را یاد میگیرید.
نشانههای پیشرفت واقعی در یادگیری Collocation
اگر روش یادگیری شما مؤثر باشد، بعد از مدتی چند تغییر قابل مشاهده ایجاد میشود.
اول اینکه هنگام خواندن متن، ترکیبها بیشتر به چشم میآیند. دیگر make و decision را دو واژه کاملاً جدا نمیبینید؛ make a decision برایتان یک الگوی آشناست.
دوم اینکه هنگام صحبت کردن، بعضی عبارتها بدون ترجمه مستقیم ظاهر میشوند.
سوم اینکه اشتباههایی مثل do a mistake یا strong rain کمتر میشوند.
چهارم اینکه نوشتار شما از واژههای عمومی و تکراری فاصله میگیرد و ترکیبهای دقیقتری در آن دیده میشود.
و مهمتر از همه، متوجه میشوید که برای بهتر صحبت کردن همیشه نیاز به کلمات سختتر ندارید؛ گاهی فقط باید کلمات سادهای را که از قبل میدانید، درستتر کنار هم قرار دهید.
جمعبندی
یادگیری Collocation یکی از مؤثرترین راهها برای عبور از انگلیسی متوسط به انگلیسی طبیعیتر و پیشرفتهتر است. زبان واقعی از کلمات جداگانه ساخته نشده است؛ بخش بزرگی از آن شامل ترکیبهایی است که بارها و بارها در کنار یکدیگر ظاهر میشوند.
به همین دلیل، بهجای اینکه واژه decision را فقط با معنی «تصمیم» حفظ کنید، make a decision، important decision و final decision را یاد بگیرید. بهجای حفظ معنی attention، ترکیبهایی مثل pay attention و draw attention to را بشناسید. بهجای اینکه فقط بدانید progress یعنی «پیشرفت»، عبارت make progress را به بخشی از واژگان فعال خود تبدیل کنید.
این تغییر کوچک در روش یادگیری، در بلندمدت تأثیر بزرگی بر مکالمه، درک شنیداری، نوشتن و حتی سرعت جملهسازی دارد. هرچه بیشتر با زبان واقعی مواجه شوید، متوجه خواهید شد که انگلیسیزبانها بسیاری از جملهها را نه با انتخاب تکتک واژهها، بلکه با استفاده از الگوها و ترکیبهای آشنا میسازند.
اگر هدف شما رسیدن به سطح B2 و بالاتر، گسترش واژگان پیشرفته انگلیسی و داشتن مکالمه طبیعیتر است، یادگیری همآیندهای انگلیسی نباید یک موضوع جانبی باشد. Collocation را میتوان یکی از اصلیترین بخشهای یادگیری واژگان دانست؛ روشی که کمک میکند بهجای دانستن تعداد زیادی کلمه منفرد، واقعاً بدانید کلمات انگلیسی چگونه در زبان زنده و روزمره کنار یکدیگر قرار میگیرند.


