افعال عبارتی پرکاربرد در مکالمات روزمره انگلیسی
منبع: https://rasanika.com
افعال عبارتی یا Phrasal Verbs یکی از بخشهای مهم زبان انگلیسی هستند که تقریباً در هر مکالمه روزمرهای میتوان نمونههایی از آنها را شنید. اگر مدتی زبان انگلیسی خوانده باشید، احتمالاً با جملههایی مانند wake up، find out، turn on یا give up برخورد کردهاید. این ترکیبها در ظاهر از یک فعل ساده و یک کلمه کوتاه مانند up، out، on یا off ساخته شدهاند، اما معنای نهایی آنها همیشه از معنای تکتک کلمات قابل حدس نیست.
برای زبانآموزانی که در سطح متوسط، بهویژه سطح B1، قرار دارند، یادگیری افعال عبارتی اهمیت زیادی دارد. در این مرحله معمولاً فرد میتواند جمله بسازد، منظور خود را انتقال دهد و بسیاری از متنهای روزمره را بفهمد؛ اما هنگام گوش دادن به مکالمه افراد انگلیسیزبان، ممکن است با ترکیبهایی مواجه شود که معنای آنها با ترجمه مستقیم فعل اصلی مطابقت ندارد.
برای مثال، فعل look به معنای «نگاه کردن» است، اما look after به معنای «مراقبت کردن از کسی یا چیزی» و look for به معنای «دنبال چیزی گشتن» است. بنابراین، یادگیری افعال عبارتی نهتنها دایره واژگان را گسترش میدهد، بلکه باعث میشود مکالمه انگلیسی طبیعیتر، روانتر و قابل فهمتر شود.
در ادامه با مهمترین افعال عبارتی پرکاربرد در مکالمات روزمره انگلیسی، معنی آنها، کاربردشان در جمله و روش اصولی یادگیری آنها آشنا میشویم.
فعل عبارتی یا Phrasal Verb چیست؟
فعل عبارتی ترکیبی از یک فعل و یک یا چند حرف اضافه یا قید است. این ترکیب معمولاً معنایی ایجاد میکند که ممکن است با معنای اصلی فعل تفاوت زیادی داشته باشد.
به چند نمونه توجه کنید:
get up: از خواب بیدار شدن و از تخت بلند شدن
turn off: خاموش کردن
find out: متوجه شدن یا کشف کردن
give up: تسلیم شدن یا دست کشیدن
look after: مراقبت کردن
در بسیاری از موارد، اگر فقط معنای فعل اصلی را بدانیم، نمیتوانیم مفهوم فعل عبارتی را بهدرستی حدس بزنیم. برای مثال، give به معنای «دادن» است، اما give up به معنای «رها کردن» یا «تسلیم شدن» است.
به همین دلیل بهتر است هر Phrasal Verb را بهعنوان یک واحد مستقل یاد بگیریم، درست مانند یک واژه جدید.
چرا افعال عبارتی در مکالمات انگلیسی اهمیت دارند؟
افعال عبارتی در زبان گفتاری انگلیسی بسیار رایج هستند. افراد انگلیسیزبان در بسیاری از موقعیتها بهجای استفاده از افعال رسمیتر، از Phrasal Verbها استفاده میکنند.
برای مثال ممکن است در یک متن رسمی ببینید:
Please continue your work.
اما در مکالمه روزمره، احتمال بیشتری دارد که بشنوید:
Please carry on with your work.
هر دو جمله تقریباً یک مفهوم دارند، اما جمله دوم در مکالمه طبیعیتر است.
همین موضوع درباره بسیاری از افعال دیگر نیز صدق میکند. برای نمونه:
فعل رسمیتر | فعل عبارتی رایج | معنی |
continue | carry on | ادامه دادن |
discover | find out | متوجه شدن |
cancel | call off | لغو کردن |
tolerate | put up with | تحمل کردن |
postpone | put off | به تعویق انداختن |
remove | take off | درآوردن یا برداشتن |
شناخت این افعال کمک میکند نهتنها بهتر صحبت کنید، بلکه فیلمها، سریالها، پادکستها و مکالمات واقعی انگلیسی را نیز راحتتر بفهمید.
افعال عبارتی پرکاربرد برای فعالیتهای روزانه
بخش بزرگی از مکالمات روزمره درباره کارهایی است که هر روز انجام میدهیم. به همین دلیل یادگیری افعال عبارتی مربوط به برنامه روزانه یکی از بهترین نقاط شروع است.
Wake up
معنی: بیدار شدن
مثال:
I usually wake up at 7.
من معمولاً ساعت ۷ بیدار میشوم.
توجه کنید که wake up به خود فرایند بیدار شدن اشاره دارد.
Get up
معنی: از تخت بلند شدن
ممکن است فرد بیدار شده باشد، اما هنوز در تخت مانده باشد. بنابراین wake up و get up دقیقاً یکسان نیستند.
مثال:
I woke up at 6:30, but I got up at 7.
من ساعت ۶:۳۰ بیدار شدم، اما ساعت ۷ از تخت بلند شدم.
Put on
معنی: پوشیدن
Put on your jacket. It’s cold outside.
کاپشنت را بپوش. بیرون سرد است.
این فعل معمولاً برای عمل پوشیدن لباس، کفش، عینک و موارد مشابه استفاده میشود.
Take off
معنی: درآوردن لباس یا کفش
Please take off your shoes.
لطفاً کفشهایت را دربیاور.
Take off یک معنی مهم دیگر نیز دارد و درباره هواپیما به معنای «بلند شدن از زمین» است.
The plane took off on time.
هواپیما بهموقع پرواز کرد.
Go out
معنی: بیرون رفتن
We’re going out tonight.
امشب بیرون میرویم.
این عبارت در مکالمات مربوط به تفریح، رستوران، دیدار با دوستان و فعالیتهای اجتماعی بسیار رایج است.
Come back
معنی: برگشتن
What time will you come back?
چه ساعتی برمیگردی؟
Clean up
معنی: تمیز و مرتب کردن
We need to clean up the kitchen.
باید آشپزخانه را تمیز کنیم.
افعال عبارتی مهم برای مکالمات اجتماعی
بسیاری از Phrasal Verbهای پرکاربرد زمانی استفاده میشوند که درباره دوستان، خانواده و روابط اجتماعی صحبت میکنیم.
Hang out
معنی: وقت گذراندن با دوستان یا آشنایان
Do you want to hang out this weekend?
دوست داری آخر هفته با هم وقت بگذرانیم؟
این عبارت بسیار رایج و غیررسمی است و معمولاً زمانی استفاده میشود که برنامه مشخص و رسمی وجود ندارد.
Get along
معنی: رابطه خوبی داشتن
I get along well with my coworkers.
من با همکارانم رابطه خوبی دارم.
گاهی نیز به شکل get along with someone استفاده میشود.
Fall out
معنی: دعوا کردن و رابطهتان با کسی بد شدن
They fell out over money.
آنها به خاطر پول با هم اختلاف پیدا کردند.
Make up
یکی از کاربردهای مهم make up به معنای «آشتی کردن» است.
They had an argument, but they made up later.
آنها با هم بحث کردند، اما بعداً آشتی کردند.
البته make up کاربردهای دیگری نیز دارد؛ برای مثال میتواند به معنای «ساختن یک داستان غیرواقعی» باشد.
He made up an excuse.
او یک بهانه ساخت.
Drop by
معنی: سر زدن کوتاه و معمولاً بدون برنامه رسمی
I might drop by after work.
ممکن است بعد از کار سری به تو بزنم.
افعال عبارتی رایج در تماس تلفنی و ارتباطات
در مکالمات تلفنی نیز تعداد زیادی فعل عبارتی استفاده میشود.
Pick up
یکی از رایجترین معنیهای این فعل «پاسخ دادن به تلفن» است.
Why didn’t you pick up?
چرا تلفن را جواب ندادی؟
البته pick up کاربردهای متعددی دارد. برای مثال:
I’ll pick you up at 8.
ساعت ۸ دنبالت میآیم.
در این جمله معنای فعل «با خودرو دنبال کسی رفتن» است.
Hang up
معنی: قطع کردن تماس تلفنی
Don’t hang up. I need to tell you something.
قطع نکن. باید چیزی به تو بگویم.
Call back
معنی: دوباره تماس گرفتن
I’m busy right now. Can I call you back?
الان سرم شلوغ است. میتوانم بعداً با تو تماس بگیرم؟
Get through
یکی از معانی پرکاربرد آن در تماس تلفنی «موفق شدن به برقراری ارتباط» است.
I tried calling him, but I couldn’t get through.
سعی کردم با او تماس بگیرم، اما نتوانستم ارتباط برقرار کنم.
افعال عبارتی مرتبط با کار و درس
اگر در محیط کاری یا آموزشی از زبان انگلیسی استفاده میکنید، افعال زیر بسیار کاربردی هستند.
Carry on
معنی: ادامه دادن
Please carry on with your work.
لطفاً به کارتان ادامه دهید.
Hand in
معنی: تحویل دادن
این فعل معمولاً برای تکلیف، پروژه، فرم یا سند استفاده میشود.
You need to hand in your assignment by Friday.
باید تکلیفت را تا جمعه تحویل بدهی.
Fill out
معنی: پر کردن فرم
Please fill out this form.
لطفاً این فرم را پر کنید.
در انگلیسی بریتانیایی، fill in نیز در همین مفهوم بسیار رایج است.
Look over
معنی: مرور یا بررسی کردن
Can you look over my report?
میتوانی گزارش من را بررسی کنی؟
Figure out
معنی: فهمیدن، حل کردن یا پیدا کردن راهحل
I can’t figure out how this program works.
نمیتوانم بفهمم این برنامه چطور کار میکند.
Figure out یکی از افعال عبارتی بسیار مهم در مکالمات روزمره است و در موقعیتهای مختلف استفاده میشود.
Catch up
معنی: جبران عقبماندگی
I need to catch up on my work.
باید عقبماندگی کارم را جبران کنم.
این عبارت یک کاربرد اجتماعی نیز دارد:
Let’s meet for coffee and catch up.
بیایید برای قهوه همدیگر را ببینیم و درباره اتفاقات اخیر صحبت کنیم.
افعال عبارتی پرکاربرد برای بیان مشکل و راهحل
در بسیاری از مکالمات روزمره درباره مشکلات، تصمیمها و راهحلها صحبت میکنیم. چند فعل عبارتی در چنین موقعیتهایی بسیار رایج هستند.
Deal with
معنی: رسیدگی کردن به یک موضوع یا مشکل
I’ll deal with this problem tomorrow.
فردا به این مشکل رسیدگی میکنم.
Work out
یکی از معانی مهم این فعل «حل شدن یا نتیجه دادن» است.
Don’t worry. Everything will work out.
نگران نباش. همهچیز درست میشود.
همچنین work out میتواند به معنای ورزش کردن باشد.
I work out three times a week.
من سه بار در هفته ورزش میکنم.
Sort out
معنی: حل و فصل یا مرتب کردن یک مشکل
We need to sort out this issue.
باید این مسئله را حل کنیم.
Run into
معنی: بهطور اتفاقی با کسی روبهرو شدن
I ran into an old friend yesterday.
دیروز اتفاقی یکی از دوستان قدیمیام را دیدم.
گاهی نیز درباره مشکل استفاده میشود:
We ran into a few problems.
با چند مشکل مواجه شدیم.
Give up
معنی: دست کشیدن یا تسلیم شدن
Don’t give up.
تسلیم نشو.
همچنین ممکن است درباره ترک یک عادت استفاده شود:
He gave up smoking.
او سیگار را ترک کرد.
افعال عبارتی مربوط به پیدا کردن و فهمیدن اطلاعات
در مکالمات روزمره مرتب درباره دانستن، فهمیدن، پیدا کردن یا بررسی اطلاعات صحبت میکنیم.
Find out
معنی: فهمیدن یا کشف کردن
I need to find out what happened.
باید بفهمم چه اتفاقی افتاده است.
Look up
معنی: جستوجوی اطلاعات
I don’t know this word. I’ll look it up.
این کلمه را نمیدانم. آن را جستوجو میکنم.
معمولاً اطلاعات را در دیکشنری، اینترنت، کتاب یا منبع دیگری look up میکنیم.
Check out
این عبارت میتواند به معنای «بررسی کردن» یا «دیدن چیزی جالب» باشد.
Check out this new restaurant.
این رستوران جدید را ببین.
همچنین هنگام خروج از هتل از check out استفاده میشود.
We need to check out by 11.
باید تا ساعت ۱۱ اتاق را تحویل دهیم.
Point out
معنی: اشاره کردن به یک نکته
She pointed out a mistake in my report.
او به یک اشتباه در گزارش من اشاره کرد.
افعال عبارتی مهم برای خرید و استفاده از وسایل
برخی از افعال عبارتی در موقعیتهایی مانند خرید، خانه، استفاده از وسایل و کارهای روزمره بسیار تکرار میشوند.
Turn on
معنی: روشن کردن
Can you turn on the light?
میتوانی چراغ را روشن کنی؟
Turn off
معنی: خاموش کردن
Don’t forget to turn off the TV.
فراموش نکن تلویزیون را خاموش کنی.
Try on
معنی: پرو کردن لباس
Can I try this jacket on?
میتوانم این کاپشن را پرو کنم؟
Pay back
معنی: پس دادن پولی که قرض گرفته شده
I’ll pay you back tomorrow.
فردا پولت را پس میدهم.
Give back
معنی: پس دادن یک وسیله یا چیز
Can you give me my book back?
میتوانی کتابم را به من پس بدهی؟
Run out of
معنی: چیزی تمام شدن
We’ve run out of milk.
شیرمان تمام شده است.
این عبارت در مکالمات روزمره فوقالعاده کاربردی است.
مثال دیگر:
My phone is running out of battery.
شارژ گوشی من در حال تمام شدن است.
افعال عبارتی مربوط به برنامهریزی و قرارها
هنگام برنامهریزی، تغییر قرارها یا صحبت درباره برنامههای آینده نیز تعدادی Phrasal Verb بسیار رایج وجود دارد.
Set up
معنی: ترتیب دادن، راهاندازی کردن یا آماده کردن
We need to set up a meeting.
باید یک جلسه ترتیب دهیم.
همچنین برای دستگاهها و تجهیزات استفاده میشود:
Can you help me set up my new computer?
میتوانی کمکم کنی کامپیوتر جدیدم را راهاندازی کنم؟
Put off
معنی: به تعویق انداختن
We had to put off the meeting.
مجبور شدیم جلسه را به تعویق بیندازیم.
Call off
معنی: لغو کردن
They called off the match because of the rain.
آنها مسابقه را به دلیل باران لغو کردند.
تفاوت مهم میان put off و call off این است که اولی معمولاً به معنای عقب انداختن است، در حالی که دومی به لغو کردن اشاره دارد.
Show up
معنی: حاضر شدن یا رسیدن
He didn’t show up for the meeting.
او در جلسه حاضر نشد.
Come up with
معنی: به یک ایده یا راهحل رسیدن
We need to come up with a better plan.
باید یک برنامه بهتر پیدا کنیم.
این عبارت بهخصوص در محیط کار و جلسات بسیار کاربردی است.
مهمترین افعال عبارتی سطح B1 در یک نگاه
جدول زیر مجموعهای از Phrasal Verbهای پرکاربرد را برای مرور سریع نشان میدهد.
فعل عبارتی | معنی رایج | مثال کوتاه |
wake up | بیدار شدن | I wake up at 7. |
get up | از تخت بلند شدن | I got up late. |
go out | بیرون رفتن | We went out last night. |
come back | برگشتن | Come back soon. |
find out | فهمیدن | I found out the truth. |
give up | دست کشیدن | Don’t give up. |
look for | دنبال چیزی گشتن | I’m looking for my keys. |
look after | مراقبت کردن | She looks after her sister. |
pick up | برداشتن، دنبال کسی رفتن | I’ll pick you up. |
turn on | روشن کردن | Turn on the TV. |
turn off | خاموش کردن | Turn off the light. |
put on | پوشیدن | Put on your coat. |
take off | درآوردن | Take off your shoes. |
run out of | تمام شدن | We ran out of coffee. |
hang out | وقت گذراندن | We often hang out together. |
set up | ترتیب دادن | Let’s set up a meeting. |
put off | عقب انداختن | Don’t put it off. |
call off | لغو کردن | They called off the trip. |
figure out | فهمیدن یا حل کردن | I’ll figure it out. |
carry on | ادامه دادن | Carry on working. |
show up | حاضر شدن | He showed up late. |
work out | حل شدن، ورزش کردن | Everything worked out. |
check out | بررسی کردن | Check out this website. |
get along | رابطه خوب داشتن | We get along well. |
come up with | ارائه ایده | She came up with a solution. |
افعال عبارتی جداشدنی و جدانشدنی
یکی از نکات مهم در یادگیری افعال عبارتی، محل قرار گرفتن مفعول است. برخی Phrasal Verbها جداشدنی هستند و برخی دیگر نباید از هم جدا شوند.
افعال عبارتی جداشدنی
در این افعال میتوان مفعول را میان فعل و بخش دوم قرار داد.
برای مثال:
Turn off the TV.
یا:
Turn the TV off.
هر دو جمله صحیح هستند.
اما زمانی که مفعول ضمیر باشد، معمولاً باید آن را وسط فعل عبارتی قرار دهیم:
Turn it off.
نه:
Turn off it.
نمونه دیگر:
Put on your jacket.
Put your jacket on.
اما:
Put it on.
افعال عبارتی جدانشدنی
برخی افعال عبارتی همیشه کنار هم باقی میمانند.
برای مثال:
I’m looking for my phone.
نمیتوان گفت:
I’m looking my phone for.
یا:
She looks after her grandmother.
در اینجا look after باید کنار هم بماند.
بنابراین بهتر است هنگام یادگیری هر فعل عبارتی، ساختار آن را نیز همراه با یک مثال کامل یاد بگیرید.
تفاوت میان افعال عبارتی مشابه
یکی از دشواریهای زبان انگلیسی این است که بعضی از افعال عبارتی بسیار شبیه هم هستند اما کاربرد متفاوتی دارند.
Look for و Find out
Look for یعنی «دنبال چیزی یا کسی گشتن».
I’m looking for my glasses.
دنبال عینکم میگردم.
اما find out یعنی «اطلاعاتی را فهمیدن یا کشف کردن».
I want to find out where he lives.
میخواهم بفهمم او کجا زندگی میکند.
Put off و Call off
Put off یعنی یک برنامه را به زمان دیگری منتقل کردن.
They put off the meeting until Monday.
جلسه را تا دوشنبه به تعویق انداختند.
اما call off یعنی برنامه را لغو کردن.
They called off the meeting.
جلسه را لغو کردند.
Get up و Wake up
Wake up به بیدار شدن اشاره دارد، اما get up به بلند شدن از تخت مربوط است.
ممکن است کسی ساعت ۷ بیدار شود اما تا ساعت ۷:۳۰ از تخت بلند نشود.
I woke up at 7 but got up at 7:30.
چگونه افعال عبارتی را سریعتر و بهتر یاد بگیریم؟
حفظ کردن فهرستهای طولانی از Phrasal Verbها معمولاً روش مؤثری نیست. بسیاری از زبانآموزان دهها فعل عبارتی را همراه با معنی فارسی حفظ میکنند، اما هنگام مکالمه نمیتوانند از آنها استفاده کنند.
روش بهتر این است که هر فعل را در یک موقعیت واقعی یاد بگیرید.
افعال را داخل جمله یاد بگیرید
بهجای اینکه فقط بنویسید:
give up = تسلیم شدن
یک جمله کامل یاد بگیرید:
Don’t give up. You’re almost there.
وقتی فعل عبارتی در جمله قرار میگیرد، هم معنای آن واضحتر میشود و هم کاربردش بهتر در ذهن میماند.
افعال مرتبط را دستهبندی کنید
میتوانید Phrasal Verbها را بر اساس موضوع دستهبندی کنید. برای مثال:
افعال مربوط به صبح:
wake up
get up
put on
go out
افعال مربوط به تلفن:
pick up
hang up
call back
افعال مربوط به کار:
carry on
hand in
set up
figure out
این روش باعث میشود میان افعال مختلف ارتباط ذهنی ایجاد شود.
از هر فعل چند جمله شخصی بسازید
یکی از مؤثرترین روشها این است که فعل را وارد زندگی خودتان کنید.
برای مثال برای run out of میتوانید بنویسید:
We often run out of coffee at home.
یا:
My phone ran out of battery yesterday.
هرچه جمله به تجربه واقعی شما نزدیکتر باشد، احتمال ماندگاری آن در حافظه بیشتر خواهد بود.
روی تعداد محدود اما کاربردی تمرکز کنید
بهجای یادگیری ۵۰ فعل در یک روز، بهتر است روزانه ۵ فعل را یاد بگیرید و چند بار از آنها استفاده کنید.
برای مثال امروز این پنج مورد را تمرین کنید:
find out
give up
pick up
run out of
figure out
برای هرکدام دو یا سه جمله بسازید و سعی کنید در مکالمه یا نوشتن از آنها استفاده کنید.
اشتباهات رایج در استفاده از Phrasal Verbs
یادگیری افعال عبارتی فقط به دانستن معنی آنها محدود نمیشود. باید مراقب چند اشتباه رایج نیز باشید.
ترجمه کلمهبهکلمه
یکی از بزرگترین اشتباهات این است که تلاش کنیم فعل عبارتی را از ترجمه اجزای آن حدس بزنیم.
برای مثال:
give up
اگر کلمهبهکلمه ترجمه شود، ممکن است به «دادن بالا» برسیم که هیچ معنایی ندارد. در حالی که معنای واقعی آن «تسلیم شدن» یا «دست کشیدن» است.
استفاده نادرست از مفعول
در افعال جداشدنی، ضمیر باید در جای درست قرار بگیرد.
صحیح:
Turn it off.
غلط:
Turn off it.
حفظ کردن بدون تمرین
اگر فقط معنی افعال را بخوانید، احتمال زیادی وجود دارد که هنگام مکالمه آنها را به یاد نیاورید. برای تبدیل واژگان غیرفعال به واژگان فعال، باید چند بار آنها را در جمله استفاده کنید.
یادگیری همه معانی یک فعل بهصورت همزمان
بعضی Phrasal Verbها معانی بسیار زیادی دارند. برای مثال pick up میتواند به معنی برداشتن، دنبال کسی رفتن، جواب دادن تلفن، یاد گرفتن غیررسمی یک مهارت و حتی بهتر شدن وضعیت باشد.
لازم نیست همه این معانی را در یک مرحله یاد بگیرید. ابتدا رایجترین کاربرد را یاد بگیرید و بعد بهتدریج معانی دیگر را اضافه کنید.
چند مکالمه کوتاه با افعال عبارتی پرکاربرد
دیدن Phrasal Verbها در مکالمه کمک میکند کاربرد واقعی آنها بهتر مشخص شود.
مکالمه اول
A: What time do you usually get up?
B: Around seven. I wake up earlier, but I usually stay in bed for a while.
A: Same here!
ترجمه مفهومی:
A: معمولاً چه ساعتی از تخت بلند میشوی؟
B: حدود هفت. زودتر بیدار میشوم، اما معمولاً مدتی در تخت میمانم.
A: من هم همینطور!
مکالمه دوم
A: Are you still trying to fix your computer?
B: Yes. I’m trying to figure out what’s wrong.
A: Don’t give up!
B: I won’t.
در این مکالمه figure out به معنای «فهمیدن یا پیدا کردن علت مشکل» و give up به معنای «تسلیم شدن» است.
مکالمه سوم
A: Do you want to hang out tonight?
B: Sure. I can pick you up around eight.
A: Sounds good. I’ll be ready.
در اینجا hang out یعنی وقت گذراندن با یکدیگر و pick up یعنی با خودرو دنبال کسی رفتن.
مکالمه چهارم
A: Why was the meeting called off?
B: The manager got sick.
A: Are they going to set up another meeting?
B: Probably next week.
این نمونه تفاوت میان لغو کردن یک جلسه و ترتیب دادن جلسه جدید را نشان میدهد.
آیا باید صدها فعل عبارتی را حفظ کنیم؟
برای مکالمات روزمره نیازی نیست از همان ابتدا صدها یا هزاران فعل عبارتی را بدانید. تعداد محدودی از Phrasal Verbها در گفتوگوهای عادی بسیار بیشتر از بقیه تکرار میشوند.
اگر حدود ۵۰ تا ۱۰۰ فعل عبارتی پرکاربرد را بهصورت فعال یاد بگیرید و بتوانید آنها را در موقعیت درست استفاده کنید، تأثیر قابل توجهی در درک مکالمه و روان صحبت کردن شما خواهد داشت.
نکته مهم این است که هدف صرفاً شناخت معنی نیست. ممکن است وقتی عبارت find out را میبینید فوراً معنای آن را بفهمید، اما اگر هنگام صحبت بهجای آن همیشه به دنبال فعلهای رسمیتر باشید، هنوز این عبارت وارد دایره واژگان فعال شما نشده است.
برای فعال کردن یک فعل عبارتی باید آن را چند بار در جملههای مختلف ببینید، بشنوید، بنویسید و استفاده کنید.
بهترین برنامه تمرین افعال عبارتی برای سطح B1
اگر در سطح متوسط انگلیسی هستید، میتوانید یک برنامه ساده هفتگی داشته باشید.
روز اول، پنج فعل عبارتی انتخاب کنید و معنی و مثال آنها را بخوانید.
روز دوم، برای هر فعل دو جمله شخصی بنویسید.
روز سوم، مثالهای قبلی را بدون نگاه کردن بازسازی کنید.
روز چهارم، یک مکالمه کوتاه بسازید که حداقل سه مورد از آن افعال در آن استفاده شده باشد.
روز پنجم، هنگام تماشای فیلم یا شنیدن پادکست انگلیسی به افعال عبارتی توجه کنید و نمونههای جدید را یادداشت کنید.
روز ششم، پنج فعل هفته را مرور کرده و تلاش کنید معنی آنها را بدون ترجمه فارسی توضیح دهید.
روز هفتم، همه افعال را در یک متن یا مکالمه کوتاه استفاده کنید.
با چنین روشی، بهجای حفظ کردن موقت تعداد زیادی کلمه، بهتدریج مجموعهای از واژگان کاربردی انگلیسی در حافظه بلندمدت شما شکل میگیرد.
چگونه افعال عبارتی باعث طبیعیتر شدن مکالمه میشوند؟
یکی از تفاوتهای مهم میان انگلیسی کتابی و انگلیسی روزمره، میزان استفاده از Phrasal Verbهاست. فردی که فقط افعال رسمی را میشناسد ممکن است از نظر دستوری کاملاً درست صحبت کند، اما گفتارش کمی رسمی یا غیرطبیعی به نظر برسد.
برای مثال جمله زیر صحیح است:
I discovered that the shop was closed.
اما در مکالمه روزمره بسیار طبیعی است که گفته شود:
I found out that the shop was closed.
یا بهجای:
Please continue.
اغلب میشنویم:
Carry on.
به همین دلیل، یادگیری افعال عبارتی یکی از مراحل مهم عبور از سطح مقدماتی به مکالمه متوسط انگلیسی است. این افعال کمک میکنند جملههایی بسازید که به زبان واقعی و روزمره نزدیکتر باشند.
جمعبندی
افعال عبارتی بخش جداییناپذیر زبان انگلیسی هستند و در مکالمات روزمره، محیط کار، سفر، فیلمها، سریالها و حتی پیامهای غیررسمی دائماً استفاده میشوند. ترکیبهایی مانند wake up، get up، find out، give up، pick up، turn on، run out of، hang out، figure out، set up و come up with از جمله مواردی هستند که زبانآموزان سطح B1 بهتر است بهصورت فعال یاد بگیرند.
مهمترین نکته این است که Phrasal Verbها را بهصورت کلمهبهکلمه ترجمه نکنید. هر فعل عبارتی را مانند یک واحد معنایی مستقل در نظر بگیرید و آن را همراه با یک یا چند مثال واقعی یاد بگیرید.
همچنین بهجای تلاش برای حفظ کردن صدها فعل در مدت کوتاه، روی تعداد محدودی از افعال پرکاربرد تمرکز کنید. جملهسازی، مرور منظم، گوش دادن به مکالمات واقعی و استفاده فعال از این ترکیبها، بهترین راه برای تثبیت آنهاست.
هرچه تعداد بیشتری از افعال عبارتی پرکاربرد را در موقعیتهای واقعی بشناسید، درک شما از زبان انگلیسی طبیعیتر میشود و هنگام صحبت کردن نیز راحتتر میتوانید از عبارتهایی استفاده کنید که در مکالمات واقعی انگلیسی بسیار رایج هستند.

